تحليلي اجمالي از پديده خروج نخبگان

 

مقاله حاضر برآيند نظرات وراهبردهاي پيشنهادي چند نفر از اساتيد و پژوهشگران اعضاي محترم هيات علمي دانشگاهها بوده كه با نگارش ديدگاههاي ارزشمند و نيز با بهره گيري از بيست و دو مقاله و نوشتار از ساير محققين از طریق سایتهای اینترنتی جمع آوری و تدوين گرديده كه پيرامون اين موضوع"خروج نخبگان" انديشيده و مطالب آنان در نشريات مختلف به چاپ رسيده است. قطعا” چشم اميد اين انديشمندان و ساير كساني كه بهرنحو نگران تبعات فراوان و منفي گسترش بي رويه پديده خروج نخبگان از كشور هستند به روزي است كه نتايج حاصله از اينگونه تحقيقات جنبه كاربردي و عملي بخود گيرد و اهتمام دست اندركاران اين امر با تلاشي واقعي و جهادگونه پديده خروج نخبگان را به جذب و نگهداري نخبگان مبدل سازد. انشاء ا...    

گردآوری و نگارش توسط واحد آموزش و پژوهش

اداره کل حراست دانشگاه تبریز

وحید باغبان حدیقه

                   

مقدمه

نيروي انساني، يكي از منابع مهم و ارزشمند اقتصادي هر كشوري است كه ميتواند با بكارگيري و بهره گيري و بهره وري صحيح و در كنار ديگر منابع، پويايي، رشد وتوسعه اقتصادي را موجب گردد. هرچند با ظهور پديده ماشينيزم و صنعتي شدن جوامع، بهره گيري از نيروي بدني انسانها كاسته شده، اما نقش نيروي تفكر و انديشه، خلاقيت و نوآوري و بويژه تخصص در رشته هاي علمي عصر حاضر، نه تنها رنگ نباخته بلكه از اهميت بيشتري برخوردار شده است. كيفيت نيروي انساني از لحاظ سلامت و تحصيلات (آموزش) از مباحث بسيار مهم دولتمردان هر كشور است زيرا نيروي انساني خلاق، مدير و مستعد مي تواند مسير توسعه همه جانبه كشور را هموارتر سازد اما عدم تحقق برخي برنامه هاي پيش بيني شده در كشور براي جذب نيروهاي كارآمد و بهره گيري از نيروهاي بالقوه ايشان سبب شده وضعيت همسانان و همرديفان خود در ساير كشورها با هدف تحقق آرمانهايشان به آن كشورها سفر كنند و بعضا” با يافتن گمشده هاي خود رحل اقامت در آن كشور افكنند. در نتيجه از مهمترين مشكلاتي كه كشورهاي مبدا و از دست دهنده نخبگان با آن روبرو هستند كمبود نيروهاي كارآمد و متخصص است. اين كمبود به اندازه اي در طرح ريزي و اجراي صحيح برنامه ها موثر است كه بعضي از صاحبنظران دليل عمده فاصله ميان ملل پيشرفته و دنياي عقب مانده را به اين نكته مربوط مي دانند.

لازم است در ابتدا برخي از واژه ها و مفاهيم كاربردي و مورد استفاده را تعريف نموده و بشناسيم. گرچه مطالب اين نوشتار ممكن است اطلاعات روشن كننده اي از پديده مورد بحث را ارائه دهد اما بنابر ايجاز بوده و لذا ممكن است نتوانسته باشد بطور جزئي و دقيق تمام زواياي اين معضل را مورد ارزيابي و تفسير قرار دهد.

مفهوم جهان سوم

اصطلاح جهان سوم معادل third word در زبان انگليسي است كه توسط آلفرد سوي دانشمند فرانسوي به تقليد از حكومت سوم 1789 فرانسه در سال 1952 بكار گرفته شد.

در نيمه هاي دوم قرن بيستم مارشال تيتو رئيس جمهور يوگسلاوي اين اصطلاح را در مورد كشورهاي غيرمتعهد بكار برد وپس از آن به تدريج در مورد همه كشورهاي درحال رشد و عقب مانده اطلاق گرديد. البته اصطلاح جهان سوم در معناي كنوني خود از مفهوم عميق ديگري بهره مند است. جهان سوم مركب از ممالكي است كه در تركيب سومين گروه بندي جهاني سهيم بوده اند و در مقابل اين گروه ممالك رشد يافته كاپيتاليست و سوسياليست قرار دارند.

مفهوم مهاجرت

مهاجرت را مترادف با كلمه migration به معناي جابجايي اقامت ميدانند. به بيان ديگر عمل انتقال از يك نقطه به نقطه ديگر يا از يك كشور به يك كشور ديگر به منظور اسكان و استقرار را مهاجرت مي نامند. در تعريف ديگري تحرك جغرافيايي و مكاني افراد ميان دو واحد جغرافيايي و حاكميتي را مهاجرت ناميده اند.

مهاجرت يا داخلي و در درون يك كشور صورت ميپذيرد يا امكان دارد بين كشورها و سرزمينها انجام شود كه آن را مهاجرت خارجي يا  external migration مينامند.

مفهوم فرار مغزها

اصطلاح رايج فرار مغزها به معني مهاجرت كاركنان حرفه اي، تكنسين ها، كارگران ماهر، دانشمندان، مهندسان، دانشگاهيان و پزشكان از كشورهاي درحال توسعه به كشورهاي صنعتي و پيشرفته مي‌باشد.اين پديده بنا به تنوع و گوناگوني علل و عوامل مربوطه و تبعات آن، جايگاه خاصي در ميان مباحث مهاجرت بين المللي به خود اختصاص داده و از خطرناكترين و زيان بارترين نوع مهاجرت است كه پس از انقلاب صنعتي كه منجر به رشد و توسعه كشورهاي غربي شد رواج يافت. منطق حاكم بر پديده مهاجرت و فرار مغزها يكي است رها كردن شرايط نامطلوب و تلاش براي رسيدن به شرايط مطلوب از ديدگاه فرد مهاجر و يكي از نكات مهم و دلايل عمده رواج مهاجرتها اينست كه دنياي امروز دنياي تبادل اطلاعات است و افراد عمدتا” براساس دانسته هاي خويش و مقايسه دقيق و اطلاعات بدست آمده از طريق رسانه هاي گروهي جهاني عمل مي كنند. فرار مغزها از اين نظر از ساير انواع مهاجرت نيز آگاهانه تر و بستر آن آماده تر است.

از وجوه اشتراك اين دو مقوله كه بگذريم پديده مهاجرت عمدتا” در چارچوب دموگرافي (جمعيت‌شناسي) و و گاه اقتصاد مطالعه مي شود درحالي كه فرار مغزها يك مسئله سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي نيز هست.

بررسي آماري كشورها از فرار مغزها

بسياري از كشورهاي جهان با پديده از دست دادن نخبگان و خروج آنها از كشور دست و پنجه نرم مي كنند. بعنوان نمونه در سال 2001 دولت انگلستان صدها ميليون پوند صرف ايجاد بسترهاي لازم تحقيقاتي نموده تا از خروج نخبگان جلوگيري كند و سالهاست كه كارشناسان آموزش آلمان از مهاجرت دائمي تعداد زيادي از دانشمندان اين كشور شكوه ميكنند. مجمع پژوهشگران آلمان در تحليل خود ميگويد: وضعيت نسل جديد دانشمندان از نظر مهاجرت بسيار وخيم است.

براساس مطالعات مركز آمريكايي – آلماني پژوهش درباره نوآوري و جامعه  CRIS كه به سفارش وزارت آموزش آلمان انجام شد از هر هفت دانشمند نسل جديد آلمان يك نفر به آمريكا ميرود و اغلب اينها بهترينها هستند كه مهاجرت مي كنند. بعنوان مثال در سه سال گذشته سه دانشمند فيزيكدان و پزشك آلماني كه موفق به دريافت جايزه نوبل شده اند به آمريكا مهاجرت نموده اند.

پس از سرشماري سال 1990 ايالات متحده و نيز ساير آمارها ميتوان دريافت كه در طي چهارده سال يعني در فاصله بين سالهاي 1984 تا 1998 تعداد متخصصان، دانشمندان و مهندساني كه به ايالات متحده آمريكا مهاجرت كرده اند و در آنجا ساكن شده اند رقمي بيش از دو برابر افزايش داشته و به      5/10درصد كل نخبگان مهاجر به آن سرزمينها رسيده است. بخش بسيار بزرگي از مهاجرين جهاني به آمريكا تحصيلات عاليه دارند و از كشورهاي آمريكاي مركزي و مكزيك وارد اين كشور مي شوند (حدود 7 ميليون نفر). دومين گروه بزرگ مهاجر در آمريكا را مهاجران با تحصيلات عاليه از آسيا و منطقه پاسيفيك تشكيل مي دهند (حدود 5/1 ميليون نفر).مجموع مهاجرتها از آمريكاي جنوبي و آفريقا ناچيز است ولي بخش بزرگي از آنها را افراد متخصص و تحصيل كرده تشكيل مي دهند (95 هزار نفر از 128 هزار نفر). در آسيا و منطقه پاسيفيك بزرگترين كشور مهاجر خيز فيليپين با 730 هزار نفر مهاجر تحصيل كرده ميباشد. عنوان دوم به چين اختصاص دارد (400 هزار نفر) كه نيمي از آنان داراي تحصيلات عاليه اند. هند و كره بطور مشترك با بيش از 300 هزار نفر مهاجر در رتبه بعد قرار دارند و بيش از 80 درصد هنديهايي كه به آمريكا مهاجرت مي كنند داراي تحصيلات عاليه ميباشند.

بزرگترين جريان مهاجرت از آفريقا به آمريكا به مصر اختصاص دارد و بدنبال اين كشور غنا و آفريقاي جنوبي قرار دارند. اما در نيمكره غربي، مكزيك بزرگترين كشور مهاجر خيز است كه 2 ميليون نفر از 7/2 ميليون نفر جمعيت مهاجر آن را تحصيل كردگان عاليه تشكيل ميدهند. همين الگو در مورد ساير كشورهاي كوچكتر در آمريكاي مركزي نيز مشاهده ميشود. جمهوري اسلامي ايران نيز از نظر خروج افراد تحصيلكرده و متخصص به آمريكا، مقام بالايي در جهان را به خود اختصاص مي دهد (15 درصد). اما حدود 25 درصد از اتباع ايراني داراي تحصيلات عاليه در كشورهاي صنعتي ديگر بجز آمريكا زندگي مي كنند. اين رقم براي كره 15 درصد و براي فيليپين حدود 10 درصد است.

در گزارش غيررسمي كه اخيرا” توسط يكي از مطبوعات بيگانه درخصوص خروج نخبگان از ايران منتشر شده، اعلام گرديده كه سالانه بين 150 تا 180 هزار نفر از ايرانيان تحصيلكرده براي خروج از ايران اقدام مي كنند و طبق آمار صندوق بين المللي پول، ايران از نظر فرار مغزها در بين 91كشور در حال توسعه و توسعه نيافته جهان در مقامهاي برتر قرار دارد.

هفته نامه ”برنامه“ كه از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي منتشر ميشود به نقل از دكتر يزداني استاد دانشگاه شهيدبهشتي تهران نوشته است: 90 نفر از 125 نفر دانش آموز ايراني كه در سه سال گذشته در المپيادهاي جهاني رتبه كسب كرده اند هم اكنون در دانشگاههاي آمريكا تحصيل مي كنند. همچنين به گفته ايشان بيش از 150 هزار نفر از جراحان و مهندسان ايراني در آمريكا زندگي مي كنند. وي با اشاره به وضعيت كنوني ايرانيان مقيم آمريكا اضافه مي كند: در حال حاضر 84 درصد از ايرانيان مقيم آمريكا كاملا” به زبان انگليسي مسلط هستند. 46 درصد مدرك تحصيلي بالاتر از دكترا دارند و 43 درصد پستهاي مديريتي دارند، 48 درصد دوشغله هستند كه در آمريكا يك افتخار به حساب مي آيد و 92 درصد خانه مسكوني شخصي دارند.

آقاي يزداني درباره جايگاه ايرانيان در مقايسه با ساير خارجيان مقيم آمريكا مي گويد: رتبه اول درآمد و رتبه دوم تحصيلات با مدرك بالاتر از ليسانس در آمريكا در اختيار ايرانيان مهاجر است ولي با نگران كننده خواندن مهاجرت بيش از يكصدهزار نفري نخبگان در سال مي گويد: با اين روند مي توان نتيجه گرفت كه به مرور نسبت افراد باهوش در ايران كاهش يافته و از سطح هوشي كل كشور كاسته مي شود و كمبود الگوها و مدلهاي موجه و سالم نخبه در كشور براي جوانان بيش از پيش احساس مي گردد كه اين مورد اغلب جوانان را با سردرگمي و احساس بي هويتي مواجه ساخته است.

علل و عوامل خروج نخبگان از كشور و جذب به خارج از كشور

علل و عوامل فراواني در اين خصوص وجود دارند كه آنها را به سه دسته تقسيم بندي مي نمائيم

الف) علل و عوامل دروني و فردي

ب) علل و عوامل داخلي

ج) علل و عوامل خارجي

كه به اختصار به توضيح هريك مي پردازيم.

1-علل و عوامل دروني و فردي خروج نخبگان از ايران

ذات اقدس الهي در كتاب مقدس خود خطاب به انسانها مي فرمايد: فاقم وجهك للدين حنيفا” فطرةا.. التي فطرالناس عليها: حق گرايانه روي خود را به سوي دين معطوف بدار كه آن سرشت خدايي است كه مردم را براساس آن سرشته است.

"اريك فروم" در كتاب خود تحت عنوان روانكاوي و دين مي گويد: هيچكس نيست كه نسبت به دين نيازمند نباشد و حدودي براي جهت يابي و موضوعي براي دلبستگي خويش نخواهد او خود ممكن است از مجموعه اعتقاداتش بعنوان دين ممتاز از عقايد غيرديني آگاه نباشد و ممكن است  فكر كند دين وجود ندارد و دلبستگي خود را نتيجه عنايات غيرديني مثل قدرت طلبي و ثروت اندوزي و كاميابي بداند.

زيربنا و شالوده هرچيزي را مي توان در اعتقاد راسخ و نيات افراد جستجو كرد چنانچه فقهاي عظام گفته اند: انما الاعمال لالنيات. از اين منظر بحث خروج نخبگان بي ارتباط با اعتقادات و ايمان دروني افراد نيست چه بسا تعداد زيادي از مستعدين و متخصصان در راه فرار از مشكلات موجود دچار نوعي واپس زدگي از اعتقادات و مباني ايدئولوژي در درون خود شده باشند اما برخي از آنان راه حل فرار ازاين وضعيت نابسامان را پاك نمودن كل صورت مسئله فرض كرده و وطن را به قصد دوري از اينگونه فضاهاي مطرود ذهني ترك نمايند.

علل و عوامل داخلي موثر بر خروج نخبگان از كشور

عوامل داخلي بسيار گسترده و فراوانند ولي بطور كلي مي توان آنها را به چند دسته مهم تقسيم نمود.

1ـ عامل سياسي

فرار مغزها بدون شك تحت تاثير سياست حاكمه جامعه نيز قرار مي گيرد. توضيح آنكه سياست حاكم در هر كشور خودبخود كنشها و واكنشهايي را نشان ميدهد يعني فرمانبران جامعه در قبال هر سياست متخذه از طرف هيات حاكم عكس العملهايي از خود نشان مي دهند. در اين راستا يكي از مهمترين عوامل مشوق نخبگان جهت خروج از كشور سياستهاي نامناسب آموزش عالي است. در كشوري كه گذشتن از سد كنكور از گذشتن از هفت خوان رستم مشكل تر است دانشجويان نخبه به كمك هوش و استعداد و برتريهاي فردي از اين سد گذشته و به دانشگاهها وارد مي شوند ولي در آنجاست كه مي بينند برخي ازافراد از سهميه هاي گوناگون استفاده كرده و يا با وجودي كه كم استعداد و كم توان هستند به محيط دانشگاه وارد شده اند يا برخي ديگر به دليل اينكه والدينشان اعضاي هيات علمي دانشگاهها هستند اجازه انتقال به دانشگاهها و رشته ههاي برتر را يافته اند سرخوردگي از همين جا آغاز شده و بزرگترين لطمات را به كساني ميزند كه به اتكاي علم و تلاش و استعداد خويشتن امكان ادامه تحصيل را يافته اند.

نخبگان انتظار دارند كه اهميت به علم و توسعه آن در اولويت اول كشور باشد درصورتي كه شواهد آماري نشان ميدهد كه اين موضوع به اولويتهاي دهم تقليل يافته است و كاهش تخصيص بودجه دانشگاهها در بعضي از رديفهاي بودجه به ميزان 70 درصد در سال جاري نيز خود شاهدي بر اين مدعاست.

از طرف ديگر نيز ملاك دقيقي براي استخدام تحصيل كرده هاي ممتاز و يا عدم استخدام فارغ التحصيلان فاقد شايستگي هاي لازم قرار داده نشده و معمولا” صرف ارائه مدرك تحصيلي شخص را بدون توجه به گرايشها و توانايي هاي واقعي بكار در هر جا كه زودتر امكان استخدام باشد مي كشاند.

همچنين عدم حضور ملي يا حضور كمرنگ كشور در عرصه هاي رقابت بين المللي علمي و فرهنگي و ورزشي جوانان يا انحصاري نمودن شركت عده اي خاص در اينگونه رقابتها سبب ميشود كه جوانان احساس كنند كشور ما از حيث بين المللي داراي سياست ضعيفي است و نمي تواند بخوبي توانايي هاي خود را نمايان سازد يا اينكه تصور كنند در اختراعات پيشرفته جهاني بتوانند نقشي ايفا كنند كه موثر و سرنوشت ساز و نيز در حد ظرفيت و توان آنها باشد و اين تفكرات نوعي احساس حقارت شخصيتي را در درون اينگونه جوانان متخصص و مشتاق جلوه گري و ابتكار و رقابت پرورش ميدهد.

بعد ديگر قضيه اين است كه افراد تحصيلكرده و نخبه كه ديد وسيعتر و بازتري نسبت به جامعه و جو سياسي حاكم بر آن و ديد جهاني مثبت يا منفي نسبت به حاكميت درون كشور پيدا مي كنند شايد نتوانند برخي از محدوديتهاي قانوني يا شرعي موجود در كشور را كه به واسطه وجود حاكميت ديني و مذهبي بودن محيط جامعه يا به بعضا” به بهانه آن ايجاد شده بپذيرد.

از طرف ديگر مي توان به اين نكته اشاره نمود كه مسئولين سياسي نظام در جذب و همراه سازي نخبگان با سياستها و عملكردهاي خود در حوزه هاي سياسي و اجتماعي ناتوان بوده اند و رفتارهاي قدرت طلبانه، جناحي و گروهي برخي از مسئولين نظام در رده هاي مياني مديريت نيز نااميدي بسياري از نخبگان از خيرخواه بودن مسئولينشان را سبب شده است.

نكته ديگر اينكه در كشور ما در حال حاضر احزاب و گروههاي سياسي بجاي در نظر گرفتن منافع ملي و عمومي به تخريب يكديگر و پرداختن به منافع گروهي و شخصي مشغول بوده و هركدام از طريق رسانه ها و تريبونهايي كه در اختيار دارند همديگر را آماج حملات و تهمتها قرار مي دهند. برآيند عملي اين قبيل تضادها، تصوير مبهم و آينده تاريكي از كشور و ادامه اين روند در منظر جوانان جلوه گر مي سازد بويژه زماني كه تهديدات مستقيم و آشكار دولتهاي استكباري به آن افزوده مي شود.

همچنين همانطور كه پيشتر به آن اشاره شد سياسي بودن فضاي حاكم بر آموزش عالي كشور باعث شده كه در عزل و نصبهاي مديران و مشاغل حساس انتساب فرد به دسته و گروه خاص بر لياقت و توانمندي و شايستگيهاي فردي وي برتري يابد و متاسفانه غالبا” اين رويه توسط همين افراد تا پائين‌ترين رده هاي مديريتي استمرار مي يابد.

مورد ديگري كه مي توان به آن اشاره نمود اينست كه هرسال برندگان المپيادهاي علمي دانش آموزي و دانشجويي كشور كه پس از گذراندن دوره هاي فشرده تحت فراگيري محفوظات علمي قرار ميگيرند و در طول مسافرتها و اردوهاي خارج از كشور به مقايسه آن محيطهاي آموزشي با محل سكونت وتحصيل و تدريس خود مي پردازندو پس از بازگشتهاي موفقيت آميز نيز توسط مقامات و شخصيتهاي رسمي و طراز اول كشور و رسانه هاي ارتباط جمعي مورد استقبال رسمي قرار گرفته و به آنها جوايز و هداياي ارزشمندي نيز اهدا مي گردد و اين امر باعث مي شود كه در درون آنها شخصيت كاذبي بوجود آيد و نه تنها محيط آموزشي و مدرسان آن را متناسب با وضيعت خود نمي دانند بلكه توقعات عجيب و نابجايي نيز پيدا مي كنند كه در وطن امكان تحقق آن وجود ندارد و فراموش مي كنند كه زمينه ساز نخبگي آنها همين محيطهاي آموزشي و معلمين بوده اند و براي تحقق آرمانها و عملي شدن توقعات به خارج از كشور مهاجرت مي نمايند.

2ـ عامل اقتصادي

يكي از عوامل مهم كه در ايجاد انگيزه نخبگان براي خروج از كشور همواره نقش اساسي ايفا مي نموده است عامل اقتصادي است. عدم ثبات در وضعيت اقتصادي و ناامني سرمايه گذاري اقتصادي و يا صنعتي در كشور، فساد اقتصادي و تورم روزافزون قيمتها و آشفتگي اقتصادي ناشي از  آن كه خود معلول عوامل مختلف است تاثير و نقش بسزايي در روابط افراد و عملكرد آنها درخصوص ادامه حضور در وطن يا انتخاب يك وضعيت داراي ثبات اقتصادي بيشتر براي ادامه زندگي داراست.

رابرت هاپاك استاد تعليم و تربيت دانشگاه نيويورك مي گويد: 1- مشاغل به منظور ارضاي نياز برگزيده مي شوند 2ـ گزينش حرفه اي وقتي آغاز ميشود كه ما ابتدا متوجه باشيم كه يك حرفه مي تواند در برآوردن نيازهاي ما موثر باشد 3ـ حرفه اي كه انتخاب مي كنيم بطور مستقيم با انگيزه هاي ما مرتبط است.

از ديدگاه روانشناسي شخصيت انسانهاي محقق و انديشمند به گونه اي است كه بدنبال كشف توانايي‌ها و هوشمندي سرشارشان در محيط شغلي ايده آل خود مي باشند. بنابراين زماني كه در جامعه ما انسان مستعد و متخصص نتواند خود را در يكي از گروههاي برتر قرار دهد ناخودآگاه ندايي در ضمير باطني اش مي گويد: روم به روضه رضوان كه مرغ آن چمنم. كشورهاي توسعه يافته نيز امكانات و هزينه هاي سرشار و بي دريغ خود را در اختيار اينگونه انديشمندان مهاجر قرار مي‌دهند ولي سودي سرشارتر چندين برابر هزينه اي كه مصروف داشته اند بدست خواهند آورد چون بودجه اي كه بابت آموزشهاي اينگونه افراد مصرف مي شود توسط كشورهاي مبدا و از دست دهنده نيروي انساني كارآمد هزينه شده و بيشترين ضرر را نيز همين كشورهاي در حال توسعه خواهند ديد.

در واقع مسائل اقتصادي را مي توان مهمترين عامل جذب نخبگان به خارج از كشور دانست. گراني و تورم بيكاري فزاينده تحصيلكردگان، خوانندگي و رانندگي بسياري از پزشكان و مهندسان، تكدي‌گري برخي از ديپلمها و حتي فوق ديپلمها به نقل از گزارش مندرج در روزنامه ايران باعث شدكه سفر به خارج از كشور آرزو و قبله آمال بسياري از جوانان تحصيلكرده شود.

اغلب مبتكران و مخترعان جوان كشور اذعان مي دارند كه معمولا” كمترين امكانات وبودجه لازم را در اختيار ندارند تا بتوانند به ادامه تحقيقات و پژوهشها و عملي نمودن طرحهاي خود بپردازند و نيز فرصتهاي مطالعاتي و تحقيقاتي براي آنها بسيار محدود و پرهزينه است و بايد توجه داشت كه اغلب افراد مستعد كه به درجاتي از نبوع فكري مي رسند در خانواده هايي رشد كرده اند كه از لحاظ وضعيت اقتصادي ضعيف يا متوسط بوده و توانايي هزينه كردن بودجه لازم جهت شكوفايي بيشتر و ظهور ابتكارات فرزندان خود را ندارند اما كشورهاي غربي و صنعتي اينگونه فرصتها، هزينه ها و امكانات لازم را در اختيار اينگونه افراد قرار مي دهند و اينچنين است كه بيش از 85 درصد از نوابغ تيزهوش ايراني كه در طول سالهاي 1375 تا 1381 برندگان المپيادهاي داخلي برگزار شده در كشور بوده ونخبگان ما محسوب مي شوند دعوت كشورهاي دعوت كننده را لبيك گفته و به قصد اقامت در آن كشورها كه كليه امكانات وسرمايه مورد نيازشان را به آنها وعده داده اند از كشور خارج شده اند.

عامل فرهنگي

فرهنگ واژه اي است كه از هر ديدگاهي تعريفي بر آن مترتب گرديده است. هروسي كوئن در مباني جامعه شناسي خود مي گويد: فرهنگ، نهادهاي ديني، زبان، ارزشها، باورها، قوانين، سنن، علوم و صنايع را دربرميگيرد.

وجود تضادهاي فرهنگي در جامعه ديني كه ناشي از رسوخ آرام فرهنگ غرب در آن است جوانان كشور را دچار سردرگمي يا بعضا” نابساماني و پوچي مي كند ولي آنها خود عامل اين وضعيت را تهي بودن فرهنگ كشورشان دانسته و احساس مي كنند تولد و رشد آنها در چنين محيط نابساماني علت اين سردرگمي و عقب ماندگي است و دريغ و غافل از اينكه شخص خود دچار پوچ گرايي شده است.

از طرف ديگر فقدان ارگانهاي ذيصلاح صاحبنظر كه مي تواند روشهاي بي مورد و بدون كارآيي مثبت در جامعه را اصلاح يا حذف نمايد. اعمال برخي از ممنوعيتهاي فرهنگي ناشي از اسلامي بودن نظام حاكم بر كشور ما درخصوص ورود برخي از كالاهاي فرهنگي غيرمشروع يا مستهجن يا غيرمتعارف به كشور سبب شده كه برخي از نيروهاي مستعد فناوري بر اين باور باشند كه كشور ما از ورود انواع تكنولوژيها و نوآوريها و ابداعات و اختراعات جديد جلوگيري مي كند بنابراين غناي فرهنگي و تكنولوژي كشورهاي غربي نيز تكنولوژي فرهنگي كشور ماست و لذا به آن كشورها روي مي آورند.

نكته ديگر اينكه از بدو تاسيس دانشگاهها در ايران در زمان رژيم سابق دانشجوياني بصورت سرآمد (نخبه) انتخاب شده و راهي ديار فرنگ مي شدند. پس از بازگشت، با احترام ويژه نه تنها در مجموعه هاي آموزش عالي بكار گرفته مي شدند بلكه سمتهاي مهم مملكتي نيز به سهولت به ايشان واگذار مي شد.

از نظر دانشجويان و مردم اساتيدي كه فارغ التحصيل خارج از كشور مي باشند نسبت به همتايان  خود كه در همان رشته از داخل كشور تخصص گرفته اند از احترام و عزت و منزلت بيشتري برخوردارند، و حتي اساتيد هم اين تمايز را عملا” پذيرفته اند.

عامل اجتماعي، مذهبي

اجتماع به عنوان يك عامل موثر در جذب يا دفع نخبگان نقش مهم و اساسي ايفا مي كند. مهاجرت بي رويه جمعيت مهاجرت غيرطبيعي نخبگان و گرايش شديد مردم و نخبگان به سفر و اقامت درخارج از كشور، از شاخصهاي عدم تعادل در نظام اجتماعي بشمار مي آيد و قبل از اين كه مهاجرت نخبگان به زمينه هاي ديگر مربوط شود، به ساختار نظام اجتماعي بر مي گردد.

تكنولوژي پيشرفته غرب و عدم دسترسي سريع به آن و ساير منابع و امكانات تحقيقاتي نيز، فكر پويا و خلاق قشر مستعد جامعه را مقبوض و تحت فشارهاي كاذب نگه مي دارد و تبليغات سوء فرهنگي و وسيع رسانه اي و غيررسانه اي بيگانه كه ذهنها را به سمت يك مدينه فاضله در غرب پرواز مي دهد و عدم وجود نشاط و شادابي (مادي و معنوي) در ميان اقشار جامعه نيز از علاقه آنها به ماندن و زندگي در وطن مي كاهد. مشكلات نظام آموزش و پرورش و نگراني و مسئله آتيه فرزندان و ادامه تحصيلات آنها و تعهد به تامين شرايط مناسب براي مهاجرين متخصص اعضاي خانواده هاي نخبگان نيز علاقمندي ايشان را به خروج از اين اوضاع نگران كننده تشديد مي نمايد از آن طرف نيز كشورهاي استعماري براي اينكه خود را قدرت مسلط علمي و صنعتي در جهان معرفي كنند نيازمند به توليد علم وفناوري پيشرفته هستند و با جذب نخبگان ازدو طريق به اين هدف خود مي رساند.

الف) تهي كردن كشورهاي مادر از نخبگان بومي خورد

ب) بهره وري آسان از نخبگان جديدالورود و ايجاد تراكم نخبگان در جهت ايجاد رقابت علمي بين آنها و بهره وري بيشتر

همچنين جهان سرمايه داري به خوبي دريافته است كه حفظ سرمايه ملي و ترقي جايگاه سرمايه داري و استعماري در جهان نيازمند پيشرفت و توسعه روزافزون علمي و فناوري در عرصه هاي مختلف است لذا نخبگاني را كه در ضمن استفاده از بورسهاي تحصيلي توانمنديهاي خود را به اثبات رسانند در موقعيتهاي مناسب شغلي و اجتماعي و مالي قرار مي دهند و جهت و راستاي فعاليت آنها را مطابق خواسته ها و بهره وري خود تعيين مي كنند.

حق در فقه اسلامي بدين گونه تعريف شده است وضع شي في ما وضع له، پس مخالف آن يعني وجود ظلم به قرار نگرفتن حق در جايگاه خود تعبير ميشود لذا در اجتماع هر آنچه و هركس در جايگاه حقيقي خود قرار نگيرد ظلمي درحق آن جامعه روا شده است كه نبايد پايدار بماند و الا افراد سعي در يافتن جايگاه حقيقي و واقعي خود حتي درخارج از وطن خواهند نمود.

ديدگاهي كه معتقد است مذهب از عوامل خروج نخبگان محسوب مي شود اينگونه استناد مي كند كه اينگونه نخبگان و متخصصان براين باورند كه دين گرايي با پيشرفت علمي همگام با ساير كشورها منافات و مخالفت دارد يا نظام اسلامي سركوب كننده اجتهادهاي نوين در مقابل نص است و نياز است كه با ارائه طرحهاي جديد برخي از نصوص را به نفع مقتضيات زمان تفسير نمود.

عوامل خارجي موثر در جذب نخبگان به خارج از كشور

جامعه اسلامي ما از جنبه بين اللملي وجهه اي درخشان و درخور توجه دارد و توجه مسئولين نظام به اين بعد سبب گرديده كه اين وجهه ايجاد گردد لذا جامعه جهاني مراقبت و دقت نظر خود را به ابعاد مختلف و جنبه هاي گوناگون داخلي كشور معطوف داشته اند و حركات صحبتها وتصميمات مسئولين و وضعيت داخلي كشور از ديد تيز بيگانگان مصون نيست.

نخبگان مرتبط با جوامع غربي ممكن است تحت تاثير تبليغات سوء بيگانگان به اين باور غلط دست يابند كه هيچ جايگاهي در درون كشور براي آنها تعبيه نشده و عرصه فعاليت و پژوهش دراين ديار براي آنها بسيار تنگ و ناچيز و محدود گرديده و حاكميت ديني سركوب كننده ارزشها و نوابع و تفكرات پيشرفته و مخالف هرگونه پيشرفت علمي و صنعتي و اهميت دادن و ارزشگذاري به نوابع جامعه است لذا با ايجاد و جلوه نمايي محروميتهاي فرهنگ غرب و جلوه دادن كشورهاي غربي به عنوان يك محيط علمي و پژوهشي و فرهنگي نوابغ جهت پيشبرد اهداف و تفكرات آنها سعي در جذب و ربايش ايشان مي كنند و هدف نهايي از اين امر انتفاع از سود ناشي از حضور انديشمندان و دانشمندان و پژوهندگان مهاجر در صنعت و اقتصاد آن كشورهاست.

دانشمندان آلماني مقيم آمريكا در پاسخ به سوال مركز تحقيقاتي پژوهش از آنان پيرامون علل مهاجرت خود به ايالات متحده نظام طبقاتي حاكم بر مراكز آموزش عالي آلمان را قابل انتقاد مي دانند. در دانشگاهاي آلمان بجاي اينكه به آنها فرصت داده شود كه خود پژوهش انجام دهند مجبورند صرفا” در خدمت اساتيد باشند و در مقابل چشم اندازهاي شغلي براي فارغ التحصيلان جوان در ايالات متحده بسيار روشن است.

 

نقش دانشگاهها، تردد يا هجرت نخبگان   

الف) دانشگاهها و نقش آنها در خروج نخبگان

دانشگاههاي هر كشور مركز رشد و به فعليت رسيدن استعدادهاي ذاتي و بالقوه افرادي است كه به آن محيطهاي علمي وارد ميشوند هر كشوري بر امكانات و موقعيت محيطهاي آموزش عالي خود بيفزايد قطعا“ بيشترين سوددهي و بهره وري از وضعيت بوجودآمده را خواهد ديد. دانشگاهها مي توانند نقش بسيار مهم و موثري در رابطه با آموزش، جذب و نگهداري يا خروج، مهاجرت و فرار نخبگان ايفا نمايند.

عوامل موثر و فراواني دراين خصوص ايفاي نقش مي كنند كه دسته اي از آنان را عوامل مثبت، جاذب و نگهدارنده و دسته ديگر را عوامل منفي ، دافع و از دست دهنده نخبگان تشكيل مي دهند. دانشگاههاي داخل كشور در حال حاضر به اذعان اعضاي هيات علمي همان محيطهاي آموزشي، تبديل به محيطهاي بدون تحرك شده اند، امكانات قابل قبول براي رقابت با كشورهاي ديگر را ندارند، افراد متوسط الحال علمي را در امور مديريتي و آموزشي بكار گرفته اند، روابط بين المللي با مراكز علمي معتبر دنيا ايجاد نكرده اند و در محيطهاي بسته بر خلاف طبيعت خود قرار گرفته اند. كتابخانه هاي ضعيفي دارند كه مانع بزرگي بر سر راه به روز شدن معلومات نخبگان است و اعمال سياست هاي دستوري و متمركز در نوع و شيوه عملكرد دانشگاههاي مهم و بزرگ كشور به اين مشكلات دامن مي زند و ازطرف ديگر آزادي فكر و انديشه كه محل توليد آن در دانشگاههاست داراي محدوديت و مشكل است. بودجه هاي اندك تخصصي و پژوهشي به دانشگاهها تعلق مي گيرد و دانشگاهيان از مقام و منزلتي كه در خود آن هستند بهره نگرفته اند.

چنانچه دانشگاههاي كشور بتوانند با استفاده از قدرت عظيم تبليغات گسترده و وسيع، نوابغ را به سمت جامعه آرماني خود بكشانند و راههاي دستيابي به همان ايده آلهاي علمي و تبليغاتي را نيز هموار نمايند و راه حلهاي مناسب براي مشكلات فوق بيابند بطور قطع نخواهند توانست عامل بزرگي در راستاي عدم خروج نخبگان و مستعدان از كشور باشند.

متاسفانه مشكلات عديده و متفاوتي دراين راستا وجود داشته است. نتيجه اعمال مديريتهاي ضعيف در دانشگاهها و زيرمجموعه هاي آنها توجه مفرط سيستم دولتي و اقشار جامعه به مدرك گرايي و در نتيجه تبديل دانشگاهها به يك ماشين اعطاي مدرك تحصيلي بجاي توجه به آموزش برتر، توجه افراطي به حضور و غيابها بجاي توجه به ارائه طرحهاي اساسي و درخواست انجام تحقيقات از دانشجويان توسط اساتيد محترم مي تواند عامل اساسي توجه روزافزون نخبگان به نوع شيوه آموزش و مديريت آموزش عالي در دانشگاههاي غربي باشد لذا دانشگاهها يكي از عوامل مهم جذب يا دفع نخبگان كشور محسوب مي شوند و تا زماني كه تصميم گيران نهايي كشور به مسائل دانشگاهها از جمله بودجه و منافع مالي آن با بي مهري مي نگرند اميد به ايفاي هيچ نقش موثري دراين راستا وجود نخواهد داشت.

 

آيا همه ترددهاي نخبگان به خارج از كشور مهاجرت ناميده مي شود ؟

در احاديث شريف به علم آموزي و توجه به آموزش و پژوهش تاكيد فراوان گرديده است. پيامبر اسلام (ص) مي فرمايند: طلب العلم فريضه علي كل مسلم و مسلمه يا اطلب العلم ولو بالصين. پس هجرت بقصد علم اندوزي حتي اگر چندين سال هم بطول انجامد نه تنها كاري مثبت و مفيد بلكه مورد تاكيد است ولي در اثر عوامل گوناگون فردي و اجتماعي برخي از هجرتها به كوچ دائمي و اقامت منجر مي گردد. درخصوص تردد نخبگان بطور معمول، دراين يك موقعيت و فرصت خوب و مناسب براي انجام تحقيقات و استفاده از تجارب انديشمندان و علوم ساير سرزمينها است و ازجنبه هاي مختلف اينگونه ترددها مزايا و منافع بسياري را براي هر دو كشور مقصد و مبدا به ارمغان خواهد آورد.

اصولا” در برخي از نظريات جديد مطرح شده حتي خروج نخبگان از كشور را يك امر كاملا” منفي تلقي نمي كنند و معتقدند چنانچه خروج مغزها با برنامه ريزي صحيح و هدفمند انجام شود مي تواند به يك فرايند مطلوب مبدل گردد و اين درصورتي است كه دوره گريز از كشور و مبدا موقت تلقي گردد و دولت ضمن شناسائي افراد نخبه و مستعد و نيز داراي علاقه و تعهد نسبت به مردم و حاكميت كشور وطن خود آنها را جهت ادامه تحصيل و كسب علوم و تجارب ساير كشورها به خارج از كشور بصورت موقت اعزام كند و پس از پايان دوره آموزشي، زمينه هاي استفاده بهينه از ايشان را در داخل كشور فراهم نمايد.

 

راهكارها و راهبردها

بي شك بهترين راهكار، توجه به نقاط ضعفي است كه در فصول گذشته اين نوشتار به آن اشاره و تاكيد گرديده و پرداختن به برطرف نمودن اين نقاط ضعف و استمرار بخشيدن به نقاط قوت موجود در جامعه است كه از طريق آن بتوان اين معضل واقعي را هرچه زودتر برطرف نمود.

-         تعيين خط مشي سياسي نظام حاكم بر جامعه جهت دستيابي به وحدت نظر و عمل مسئولين نظام و قانونگذاري لازم درخصوص مواجهه با معضل خروج نخبگان از كشور با ارائه راهكارهايي از جمله انتخاب و انتصاب نخبگان در جايگاه حقيقي خود و فراهم آوردن امكانات تحقيق و پژوهش و امرار معاش براي ايشان و استناد به ملاكهاي عملي، شخصيتي و صلاحيتي در گزينشهاي بجاي رابطه سالاري و باندبازي كه نهايتا” به جذب و نگهداري نخبگان و بي نيازي ايشان از توجه به امكانات وعده داده شده ازطرف ساير كشورها منجر مي گردد.

-         استفاده از ابزار گسترده و همه جانبه تبليغات در داخل و خارج از كشور جهت جذب نخبگان و حمايت از حضور و  فعاليت عملي ايشان در داخل كشور در مقابل هيولاي تبليغات سوء بيگانگان

-         مدون و مدرن نمودن سيستم آموزش عالي كشوربنوعي كه اصل تحقيق و پژوهش را از دوران دانشجويي بعنوان يك اصل مهم در درون دانشجو نهادينه كند

-         گسترش برنامه هاي روان شناختي در راستاي بهبود وضع ظاهري شرايط حاكم در جامعه و توجه فردي به نوابغ

-         ترويج فرهنگ شايسته سالاري و ملي گرايي و دوري از بي اعتمادي و سستي در ارجاع نخبگان به كشور

-         سعي در از بين بردن نابرابريها و بي عدالتي ها و برقراري عدالت اجتماعي در جامعه

-         ارتقاء سطح سوادآموزي در جامعه با اشاعه فرهنگ علم اندوزي عمومي به كمك رسانه ها و مطبوعات داخلي در راستاي پذيرش نوابغ از سوي جامعه

-         اصلاح سيستم اقتصادي كشور و مبارزه گسترده تر و عادلانه با مفاسد اقتصادي در جهت كوتاه كردن دست فرصت طلبان و فاسدان از امكانات كشور و بهبود وضع  معيشتي و افزايش درآمدهاي ملي كليه مردم بالاخص متخصصان و تقويت احساس اقتدار و صلابت نظام توسط همه اقشار مردم

-         استفاده ازطرحهاي مدون و عملي درجهت شناسائي نوابغ در هر محله شهرستان و استان

-         راه اندازي انجمنهاي علمي دانش آموزي و دانشجويي دركشور در جهت استفاده از نخبگان و مبتكران در راستاي تحقق و عملي شدن انديشه ها و طرحها و ابتكاراتشان با اعطاي امكانات و سرمايه مورد نياز آنها

-         مقاومت و برخورد صحيح با جذابيتهاي كاذب مطرح شده از سوي خارج از كشور براي قشر جوان و نخبه كشور

-         القاء تفكر اعتقاد و دين گرايي، ميهن دوستي و خدمت به مردم و كشور در نخبگان

-         ايجاد ثبات حول محورهاي پذيرفته شده و پرهيز از بي ثباتي ها و تغييرات مكرر و بي مورد

-         ساده نمودن روابط اداري و مديريتي در جامعه

-         ايجاد ارگانهاي ذيصلاح براي نظرسنجي اجتماعي درخصوص مسائل و مشكلات موجود و عملي نمودن راهكارها

-         ايجاد جو مثبت و سالم سياسي براي نقد عملكرد قوا و نهادهاي قانونگذار و تبيين و تعريف صحيح شعارهاي مردم سالاري ديني و آزاديهاي فردي و اصلاحات و ... همراه با آموزشهاي اجتماعي مربوطه

-         سامان دادن به اوضاع نابسامان قضايي كشور

-         بازنگري در امر برگزاري المپيادهاي دانش آموزشي و دانشجويي

-         برقراري شايسته سالاري در عزل و نصب مديريتهاي علمي و اجرايي در سطوح مختلف مديريتي كشور

-         ارائه امكانات و تسهيلات لازم به رتبه هاي برتر علمي از قبيل معافيت از خدمت نظام وظيفه، امكان ادامه تحصيل و اشتغال

-         احترام به آزاديهاي فردي و مشروع

-         يك راهكار عملي به جاي استفاده افراد كم استعداد از سهميه هاي گوناگون در كنكور است كه بجاي ايجاد امكانات استفاده از سهميه ها براي اينگونه افراد مي توان با احتساب سالهايي كه اينگونه افراد بايد تحصيل كنند و مخارج سنگين كه به دوش آموزش عالي متحمل مي كنند به آنها وام يا سرمايه داد تا آنها براي خود كاري مهيا كنند.

-         در سال 1335 سازماني بنام سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان زير نظر نخست وزيري وقت بوجود آمد كه اكنون تحت عنوان مدارس تيزهوشان و تا مرحله اخذ ديپلم به فعاليت مي پردازد ولي به همين جهت 80 درصد آموزش ديدگان اين مركز از دانشگاه به خارج از كشور مهاجرت مي كنند و لازم است اين سيستم تا مراحل تحصيلات تكميلي نيز تيزهوشان را آموزش دهد و تحت پوشش خود نگه دارد.

-         اخيرا” طرحي بصورت آزمايشي در دانشگاه شهيدبهشتي جهت جذب نخبگان انجام مي گيرد كه در سه مرحله خلاصه مي گردد 1ـ يافتن تعداد مطلوبي از نخبگان 2- هدايت آنها به مديريت و رهبري بخش سلامت 3- همسو كردن آنها جهت توسعه كشور ازطريق شبكه هاي حمايتي و هدايتي. در اين طرح براي نخبگان يك برنامه اصلي آموزش تهيه شده كه شامل دروس پايه و ضروري براي رسيدن به درجه دكترا است و آموزشهايي  براي ارتقا سطح مديريتي و توانايي هاي فردي در ساير رشته ها تعيين مي شود در اينصورت افراد نابغه و نخبه پس از پايان تحصيلات مي توانند در نقش رهبري، علمي و مديريتي جامعه بصورت قويتر فعاليت كنند و كارايي مضاعفي داشته باشند.

-         ايجاد تسهيلات جهت تردد دانشجويان و دانشمندان

-         فراهم نمودن امكان تحصيل در مدارس دوزبانه براي فرزندان نخبگان در داخل كشور با تضمين حفظ استقلال آموزش اين مدارس

-         طرحي از برنامه عمران سازمان ملل متحد (UNDP) براي تبديل اين مسئله به جذب مغزها در حال فعاليت است و بنا به اين طرح برنامه اجرايي بنام تبادل دانش از طريق اتباع متخصص ترك ميهن كرده باعث شده كه متخصصين كشورهاي روبه رشد كه در خارج از ميهن زندگي مي كرده اند تا سال 1998 براي 449 مورد مشورت كوتاه مدت در رشته هاي گوناگون به كشور زادگاه خود مراجعت كنند و صرفنظر از دستمزدهاي كلاني كه به آنها پرداخت مي شود هزينه اقامت و سفرشان از طرف برنامه عمران سازمان ملل متحد تامين گردد. 26 كشور جهان تاكنون عضويت دراين طرح را پذيرفته اند.

-         امكان عضويت نخبگان در گروههاي ديني، ملي، نژادي و سياسي داخلي

-         تاسيس مراكز كاريابي براي فارغ التحصيلان و نخبگان دانشگاهي دركشور تا دانشجو پيش از فراغت از تحصيل بتواند براساس علاقه و نياز شغل آينده خود را انتخاب كند.

-         فراهم نمودن امكان ارتباط بيشتر دانشگاهها و مراكز صنعتي كشور بدليل ايجاد مناسب آموزشهاي نظري و عملي

-         تجديد نظر جدي در وضع دانشگاهها و بودجه هاي تحقيقاتي آنها و تخصيص اعتبارات و امكانات ويژه براي آنان در راستاي تحقيق و پژوهش

 

پایان