وحید باغبان "مطالعه ای بر موضوع فتنه از منظر قرآن"

مقـدمـــه
موضوع تحقیق:
تحقیق پیش روی شما تحقیقی است با صغری قرآنی که شامل تفاسیر و معانی کلمه فتنه در قرآن است و کبری سیاسی که شامل استعمال کلمه فتنه در یک سال گذشته می شود که یک نتیجه و عبرت نامه برای آیندگان را منتج است که با این عنوان آورده شده: بررسی فتنه و علل آن در قرآن؟
هدف از تحقیق:
با توجه به اتفاقات سیاسی یک سال گذشته هدف از تحقیق کاملاً روشن و واضح است موج سیاسی حاگم بر کشور، سخنان مقام معظم رهبری و استعمال کلمه فتنه به بیش از حد به گمانم قابل تعمل و بررسی باشد کلمۀ که ریشه در قرآن دارد مطمئناً بی معنی و مفهوم نیست کلمه که در عرب به معنی آزمایش و امتحان کردن اغلب استفاده می شود.« آن چه از انتظار آن را لحظه شماری می کنید واقع نخواهد شد مگر بعد از امتحان و آزمایش سخت و از بوته امتحان جز افراد اندک پیروزمندانه بیرون نمی آید.»(1)
پیشینه تحقیق:
همانطور که بیان شد این مدت این لفظ بسیار استعمال شده است سخنرانیهای فراوانی که تیشه به ریشه فتنه گری میزدند و مقالات بسیاری که فتنه گران را معرفی و افتضاحشان می کند و این فرق بارزی است میان این تحقیق و تحقیقات دیگر در اینجا قصد سیاسی کمتر و کمرنگ تر است و بیشتر تلاش کرده ام.آیات را با اتفاقات روز تطبیق کنم.
طرح تحقیق:
در ابتدا ریشه، مشتقات و معنای کلمه فتنه آن در دو کتاب لغتی بررسی می شود.سپس آیاتی که دارای این لفظ و مشتقات این لفظ است مورد جستجو قرار می گیرد. و در فصل دیگر ترجمه آیات و تفسیر آنها ایراد می شود.و در فصل آخر رویدادهای سیاسی وخطبه حضرت علی (علیه السلام) مورد بررسی و تطبیق قرار میگیرد .
فصل اول:
« لغت فتنه در ابجد عربی به فارسی »(2)
افْتَتَنَ-افْتِتَاناً [فتن]: آن مرد دچار فتنهاى شد كه مال و خرد او را برد، در فتنه افتاد، هُ: او را به فتنه انداخت، فى دينهِ: از دين خود برگشت.
أَفْتَنَ-إفْتَاناً [فتن] هُ: او را به شگفتى واداشت.َفَتَّنَ-تَفَتُّناً [فتن] هُ: او را با تكلّف به فتنه انداخت.هُ: او را به شگفتى انداخت، از او دلجوئى كرد، او را سرگردان كرد، او را به فتنه انداخت.الفَتْن-مص، حال و چگونگى، هنر، گونه «العمرُ فَتْنانِ»: عمر انسان بر دو گونه است:شيرين و تلخ.الفِتْنَة مص، ج فِتَن: اختلاف مردم در عقايد و آراء و آنچه كه باعث جنگ ميان آنان شود، آزمايش، گرفتارى، عبرت گرفتن، سختى، عذاب، بيمارى، ديوانگى، كفر و گمراهى، رسوائى، مال و فرزندان «فِتنَةُ النَّهارِ»: گياهى است از رسته زنبقيات داراى گلهاى زيبا كه در روز باز و شبها بسته مىشود. اين گياه براى زينت در خانهها پرورش داده مىشود.المَفْتُون [فتن]: مفع، ديوانه.
« لغت فتنه در قاموس قرآن »
فتن:امتحان اصل فتن گذاشتن طلا در آتش است تا خوبى آن از ناخوبى آشكار شود (مفردات) در مجمع فرموده: فتنه، امتحان، اختبار نظير هماند «فتنت الذهب فى النار» آنوقت گويند كه طلا را در آتش براى خالص و ناخالص بودن آن امتحان كنى. وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ ... انفال: 28. بدانيد كه اموال و اولاد شما امتحانى است كه با آنها امتحان كرده ميشويد تا بدتان از خوبتان روشن شود.در الميزان هست: فتنه آنست كه بوسيله آن چيزى امتحان شود، بخود امتحان و بلازم امتحان كه شدت و عذاب است و بضلال و شرك كه سبب عذاباند، اطلاق ميشود، در قرآن در همه اين معانى بكار رفته است.
3- إِنَّ الَّذِينَ (فَتَنُوا) الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذابُ جَهَنَّمَ ... بروج: 10. فَتَنُوا در آيه بآتش كشيدن است يعنى: آنانكه مردان و زنان مؤمن را بآتش عذاب كردند براى آنهاست عذاب جهنّم، ايضا يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ. ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ذاريات: 13 و 14. روزيكه بر آتش كشيده شوند. عذابتان را بچشيد اين آنست كه بآن عجله ميكرديد. اين از موارد استعمال فتنه است. 4- فاتن) فَإِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ. ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفاتِنِينَ. إِلَّا مَنْ هُوَ صالِ الْجَحِيمِ صافات: 161- 163. «فاتن» اسم فاعل است يعنى آزمايشگر و بفتنهاند از ضمير «عليه» بخدا راجع است يعنى: شما اى مشركان و معبودهايتان بر خدا (و ضرر دين خدا) بفتنهاند از نيستيد مگر كسى را كه بآتش وارد ميشود يعنى فقط ميتوانيد منحرفان را اضلال كنيد. 5- وَ الْفِتْنَةُ) أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ...وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ ... وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ بقره: 191- 193- 217. فتنه در لسان اين آيات چنانكه گفتهاند بمعنى شرك است. اين ظاهرا بدان جهت است كه شرك و ضلال سبب دخول در آتشاند. 2- وَ لكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ حديد: 14. اگر فَتَنْتُمْ را بمعنى اولى بگيريم مانعى ندارد راغب گفته: فتن بمعنى ادخال انسان در آتش نيز بكار ميرود يعنى:اما شما خود را بعذاب افكنديد، يا بفتنه افكنديد منتظر مانديد و شكّ كرديد. تَرَبَّصْتُمْ ... ظاهرا تعليل فَتَنْتُمْ است.
در قرآن مجيد هر آنجا كه درباره بشر آمده مراد فتنه مذموم و آزمايش ناهنجار است بر خلاف امتحان خدا.
کتاب های لغوی دیگر
التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج9،ص:22/ المفردات في غريب القرآن، ص:623/لسان العرب، ج13، ص: 317
6- وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ انفال: 25.از اين آيه با ملاحظه آيات قبل و بعد، بنظر ميايد كه مقصود آنست:اى اهل ايمان جامعه خويش را پاك كنيد، امر بمعروف و نهى از منكر كنيد، فرمان خدا را اجابت نمائيد و گرنه گرفتارى و بلا كه در اثر ستم ستمكاران روى آورد همه را خواهد گرفت و مخصوص ظالمان نخواهد بود. مثلا اگر عدّهاى در جامعه بنفع بيگانگان كار كردند در صورت تسلط بيگانگان كار كردند در صورت تسلط بيگانهها همه بدبخت خواهند بود. يا اگر چند نفر كشتى را سوراخ كنند عاملين و غير آنها همه غرق خواهند شد.هيچ مانعى ندارد كه لا در لا تُصِيبَنَّ نافيه باشد و آن وصف فتنه است يعنى بپرهيزيد از فتنهايكه فقط بظالمان شما نميرسد بلكه عموم را ميگيرد و شايد جواب شرط محذوف باشد يعنى « ان اصابتكم لا تصيبنّ الظّالمين فقط . »ظاهرا مراد از فتنه گرفتارى و عذاب دنيوى است چنانكه گفته شد. و اگر شامل آخرت هم باشد قهرا ظالمان در اثر ظلم و ديگران در اثر ترك امر بمعروف معذّب خواهند بود ولى احتمال اول اصحّ است هر چند بعضى از بزرگان قبول ندارد.فتنه در قرآن هم بخدا نسبت داده شده و هم بديگران . مثل وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ... عنكبوت: 3. كه درباره امتحان خداست و مثل ... إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا ...نساء: 101. كه درباره غير خداست.
فصل دوم:
1 - تبعیت هوای نفس:
2 - بدعت گذاری در دین:
چگونه بدعت در جامعه شکل می گیرد و به صورت سنت در می آید؟
حضرت علی علیه السلام فرمود: «هیچ گاه باطل باچهره باطل خویش عرضه نمی شود، بلکه لباس حق را برآن می پوشانند و سپس به مردم عرضه می کنند.» مثلا در جنگ صفین،خیانت به اسم قرآن بر مردم تحمیل شد وحکومت دیکتاتوری معاویه به نام اراده خداوند برگردن مردم مستقر شد. در طول تاریخ نمونه های زیادی از ارائه باطل در قالب حق صورت گرفته است که آن حضرت باتعبیر: «کلمة حق یراد بها الباطل »، سعی در روشنگری مردم داشته است. در زمان حاضر نیز به همین صورت خیلی ازبدعت ها و باطل ها به اسم دین در جامعه رسوخ پیدا کرده است. به اسم روشنگری، به گمراهی مردم می پردازند. به نام آزادی،بی بند وباری در جامعه رونق می گیرد. به نام خشونت، حق طلبی ها و فریاددین خواهی بایکوت می شود. به عنوان این که اسلام با نوای خوش و صوت حسن مخالفتی ندارد، انواع موسیقی های مستهجن رواج می یابد. در زیرچتر ملیت، مردم به جاهلیت قبل از اسلام باز گردانده می شوند. بدعت ها به وسیله هوی وهوس و خود پرستی افراد ظهورپیدا می کند و پس از ظهوربدعت، نوبت به ظهور فتنه وآشوب می رسد; زیرا طبیعی است که بدعت ها هر اندازه هم ماهرانه و عوام فریبانه به اجتماع عرضه شوند،با متن دین ناهماهنگ و ناسازگار است. درامیرالمؤمنین علیه السلام در دوران 25 ساله خانه نشینی به طور علنی با انحراف فکری و یااشتباهات مختلفی که اتفاق می افتاد، مبارزه کرد و به طور صریح موارد آن را به خلفا تذکرداد و در اجرای برنامه های اسلامی و عدم تخطی از آئین محمدی صلی الله علیه وآله به آنان هشدارداد. امام علیه السلام بارها اظهار داشتند که بدعت گذاران می خواهند مسیر دین را عوض کنند وسنت پیامبرصلی الله علیه وآله را تغییر دهند. وقتی به عنوان پیش شرط خلافت، عمل به سنت شیخین به او پیشنهاد شد، فرمود: «من براساس دین و سنت نبوی با شما رفتارخواهم کرد.» امام پس از تعریف خط و مسیرخلیفه دوم می فرماید: «عمر، خودش از دنیارفت ولی مردم را در راه های پرپیچ و خم زیادی رهاساخت، به طوری که اشخاص گمراه و جاهل راه اصلی را پیدا نکردند و افرادسالم نیز به شک افتادند و بر یقین و باورنماندند.» ابن ابی الحدید در مورد علت مخالفت مردم با عدالت امیرالمؤمنین علیه السلام، می گوید: «چون نوبت به خلافت عمر رسید، تبعیض نژادی را حاکم ساخت و یکی را بر دیگری ترجیح داد و عثمان هم از شیوه عمر پیروی کرد و مدت زیادی (23 سال) مردم با آن شیوه انس گرفتند. لذا چون علی علیه السلام به خلافت رسید، براساس شیوه های پیامبرخداصلی الله علیه وآله حرکت کرد، ولی مردم با وی مخالفت کردند.»
اعلام تقلب گسترده ، شعار تغیر قانون ، تشکیل گروه سیانت از آرا .4) بدعت گذاری در اسلام و مقابله با اسلام و تشیع :به آتش کشیدن قرآن ، ترویج بی حجابی ، حذف نام اسلام از جمهوری اسلامی ایران ، حمله به اماکن و اشخاص مذهبی و هیئت های مذهبی مثل مسجد .5) خود را در خط منافقان و دشمنان کشور قرار دادن : دفاع رسانه های بیگانه از اتفاقات اخیر ، بازیچه بودن دست بیگانگان ، استفاده از خطهای که بیگانگان به آنها می دادند ، کمک طلبی از بیگانگان وعده به آنها ، دادن اطلاعات محرمانه به نامحرمان این مرز و بوم . 6) اهمیت ندادن به نظر، آراء و مصاعت علوم:تمام اتفاقات ایجاد شده مخالف مصلحت عموم و نظام بوده است. باطل داشتن آراء مردم، بیان اینکه مردم تفکر و نظر صحیح ندارند و غیره .7) سوء استفاده از تجمعات مسلمانان:مثل تظاهرات قدس و روز عاشورا و ...8) برخورد فیزیکی با اشخاص از طرف داخل کشور (شورش):مثل قتل و زخمی کردن مردم و سربازان نیروی انتظامی حمله ¬بردن به تجمعات مذهبی و ضرب و شطم آنها و حمله به بسیجیان9) بخورد فیزیکی با اماکن و اموال در داخل و از طرف داخل کشور (شورش):به آتش کشیدن سطل زباله¬ها، ماشین¬های دولتی، بانکها و عابر بانکها، به آتش کشیدن منازل و مغازه¬های خصوصی جمله و به آتش کشیدن مسجد و هیئت¬ها
نمونه ی از اخبار اعلام شده
قرآن در آتش فتنهگران سوخت
خبرگزاري فارس: در پي فتنهانگيزيهاي حاميان موسوي در روز عاشوراي حسيني، قرآن كريم نيز توسط اين افراد به آتش كشيده شد.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، در جريان حرمتشكني عدهاي از حاميان موسوي از روز عاشورا و اقدامات ساختارشكنانه و آتشزدن بانك، يك ساختمان در چهارراه كالج، تعدادي از تاكسيهاي شهري، وسائط نقليه نيروي انتظامي، خودروهاي شخصي و...، در اقدامي تأسفبرانگيز قرآن كريم نيز توسط اين افراد به آتش كشيده شد. بر اساس اين گزارش، اين افراد در جريان اغتشاش در حوالي خيابان كارگر شمالي و بلوار كشاورز، قرآن كريم را به آتش كشيدند. تاكنون موسوي، كروبي و خاتمي هيچگونه عكسالعملي در محكوم كردن اينگونه اقدامات حاميانشان نشان ندادهاند. همچنين ظهر امروز عدهاي از حاميان موسوي، با حضور در ميدان جمهوري اسلامي و مشاهده برگزاري نماز ظهر عاشورا در هيئت رهپويان آل طاها، به عزاداران حسيني حاضر اين هيئت هجوم آورده و به سمت آنها سنگپراكني كردند.
بر اساس اين گزارش، اين افراد كه نمادهاي سبزرنگ نيز با خود داشتند، تعدادي از نمازگزاران را نيز مورد ضرب و شتم قرار داده و با سنگپراكني به سوي "حجتالاسلام صالحان " امام جماعت اين هيئت، وي را مجروح كردند.
علاوه بر امام جماعت اين هيئت، تعداد ديگري از عزاداران حسيني در اين هيئت نيز به جهت سنگپراني و ضرب و شتم اين افراد، مجروح شدند.
نتیجه گیری:
1-فایده استفاده این لفظ در اتفاقات اخیر:
2) جنگ نرم
3) از ماست که بر ماست
4) راه مقابله با فتنه
5) علت فتنه
6) عاقبت فتنه¬گران
7) مغلوب شدگان
چه جالب که پیامبر با لفظ ماضی از کافرشدنشان یاد می کند و این نکته را یادآور می شود که اسلامشان ظاهری بوده.
8- اتفاقات بعد از فتنه بزرگ
9- زمان فتنه
10 ) بر داشت معنای اصطلاحی از فتنه
1 . منقول ازامام رضا (ع) به معمرین خالد
2 . فرهنگ أبجد عربی به فارسی ، ص 104
3 . قاموس قرآن، ج5، ص: 147
4 . قرآن کریم ، سوره بقره ، آیه 102
5 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 1 ، ص 351
6 . قرآن کریم
7 . المیزان ، ج 2 ، ص 87 .
8 . ترجمه تفسیر النیزان ، ج 2 ، ص 89
9 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج2 ، ص 90
10 . قرآن کریم ، سوره توبه ، آیه 29 .
11 . قرآن کریم ، سوره نساء ، آیه 91 .
12 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج5 ، ص 42
13 . قرآن کریم ، سوره آل عمران ، آیه 7
14 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 3 ، ص 28 .
15 . قرآن کریم ، سوره بقره ، آیه 191 .
16 . تفسیر المیزان ، ج 2 ، ص 87 .
17 . قرآن کریم ، سوره بقره ، آیه 217 .
18 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 2 ، ص 246 .
19 . قرآن کریم ، سوره انفال ، آیه 25 .
20 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 44 .
21 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 63 .
22 . قرآن کریم ، سوره مائده ، آیه 71 .
23 . ترحمه تفسیر المیزان ، ج 6 ، ص 92 .
24 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 6 ، آیه 98 .
25 . قرآن کریم ، سوره انفال ، آیه 28 .
26 . ترحمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 44 .
27 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 70 .
28 . قرآن کریم ، سوره انفال ، آیه 39 .
29 . ترحمه تفسیر المیزان ، ص 85 .
30 . ترجمه تفسیر المیزان ، ص 98 .
31 . قرآن کریم ، سوره انفال ، آیه 73 .
32 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 188 .
33 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 189 .
34 . قرآن کریم ، سوره یونس ، آیه 85 .
35 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 10 ، ص 167 .
36 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 10 ، ص 167 .
37 . قرآن کریم ، سوره اسراء ، آیه 60 .
38 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 13 ، ص 174 .
39 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 13 ، ص 188 .
40 . قرآن کریم ، سوره توبه ، آیات 47 و 48 و 49 .
41 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 372 .
42 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، 373 .
43 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 408 .
44 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 389 ، 390 ، 409 .
45 . قرآن کریم ، سوره انبیاء ، آیه 35 .
46 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 405 .
47 . قرآن کریم ، سوره انبیاء ، آیه 111 .
48 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 454 .
49 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 469 .
50 . قرآن کریم ، سوره حج ، آیه 11 .
51 . تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 482 .
52. . تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 493 .
53 . قرآن کریم ، سوره حج ، آیه 53 .
54 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 540 .
55 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 554 .
56 . قرآن کریم ، سوره نور ، آیه 63 .
57 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 15 ، ص 226
58 . قرآن کریم ، سوره فرقان ، آیه 20 .
59 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 15 ، ص 248 .
60. . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 15 ، ص 266 .
61 . قرآن کریم ، سوره عنکبوت ، آیه 10 .
62 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج ، ص 108.
63 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج ، ص 131 .
64 . قرآن کریم ، سوره صافات ، آیه 63 .
65 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 193 .
66 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 211 .
67 . قرآن کریم ، سوره زمر ، آیه 49 .
68 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 403 .
69 . قرآن کریم ، سوره قمر ، آیه 27 .
70 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 19 ، ص 108 .
71 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 19 ، ص 131 .
72 . قرآن کریم ، سوره ممتحنه ، آیه 5 .
73 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 19 ، ص 387 .
74 . ترحمه تفسیر المیزان ، ج 19 ، ص 398 .
75 . قرآن کریم ، سوره تغابن ، آیه 15 .
76 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 19 ، ص 509 .
77 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 19 ص 509 .
78 . قرآن کریم ، سوره مدثر ، آیه 31 .
79 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 20 ، ص 132 .
80 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 20 ، ص 139 .
81 . قرآن کریم ، سوره احزاب ، آیه 14 .
82 . قرآن کریم ، سوره اعراف ، آیه 155 .
83 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 8 ص 349 .
84 . تفسیر ترجمه المیزان ، ج 8 ، ص 349 .
85 . قرآن کریم ، سوره ذاریات ، آیه 14
86 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 18 ، ص 545 .
87 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 18 ، ص 553 .
88 . قرآن کریم ، سوره طاها ، آیه 90 .
89 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 259 .
90 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 269 .
91 . قرآن کریم ، سوره حدید ، آیه 14 .
92 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 19 ، ص 264 .
93 . قرآن کریم ، سوره مائده ، آیه 41 .
94 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 5 ، ص 552 .
95 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 5 ، ص 554 .
96 . قرآن کریم ، سوره انعام ، آیه 23 .
97 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 7 ، ص 59 .
98 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 7 ، ص 67 .
99 . قرآن کریم ، سوره نحل ، آیه 110 .
100 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 12 ، ص 509 .
101 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 12 ، ص 512 .
102 . قرآن کریم ، سوره بروج ، آیه 10 .
103 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 20 ، ص 412 .
104 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 20 ، ص 418 .
105 . قرآن کریم ، سوره نساء ، آیه 101 .
106 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 5 ، ص 96 .
107 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 5 ، ص 97 .
108 . قرآن کریم ، سوره اعراف ، آیه 27 .
109 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 8 ، ص 83 .
110 . قرآن کریم ، سوره یونس ، آیه 83 .
111 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 10 ، ص 157 .
112 . قرآن کریم ، سوره مائده ، آیه 49 .
113 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 5 ، ص 553 .
114 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 5 ، ص 579 .
115 . قرآن کریم ، سوره توبه ، آیه 126 .
116 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 557 .
117 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 9 ، ص 560 .
118 . قرآن کریم ، سوره عنکبوت ، آیه 2 .
119 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 16 ، ص 144 .
120 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 16 ، ص 147 .
121 . قرآن کریم ، سوره ذاریات ، آیه 13 .
122 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 18 ، ص 545 .
123 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 18 ، ص 552 .
124 . قرآن کریم ، سوره نمل ، آیه 47 .
125 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 15 ، ص 531 .
126 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 15 ، ص 532 .
127 . قرآن کریم ، سوره طاها ، آیه 40 .
128 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 188 .
129 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 209 .
130 . قرآن کریم ، سوره ص ، آیه 24 .
131 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 287 .
132 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 293 .
133 . قرآن کریم ، سوره صافات ، آیه 162 .
134 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 260 .
135 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 266 .
136 . قرآن کریم ، سوره عنکبوت ، آیه 3 .
137 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 16 ، ص 144 .
138 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 16 ص 147 .
139 . قرآن کریم ، سوره انعام ، آیه 53 .
140 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 7 ، ص 99 .
141 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 7 ، ص 147 .
142 . قرآن کریم ، سوره طاها ، آیه 85 .
143 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 259 .
144 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 14 ، ص 266 .
145 . قرآن کریم ، سوره ص ، آیه 34 .
146 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 17 ، ص 307 .
147. قرآن کریم ، سوره دخان ، آیه 17 .
148 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 18 ، ص 206 .
149 . ترجمه تفسیر المیزان ، ج 18 ، ص 210 .
150. جهاد الوسیله باب 48 حدیث 14
151. گناهان کبیره ، ج 2 ، ص 357 .
منابع:
1-فرهنگ أبجدي عربي-فارسي، انتشارات اسلامی تهران ، سال 1307 ش
2-قاموس قرآن ، دارالکتاب ، السلامه تهران ، سال 1371 ش
3-التحقيق في كلمات القرآن الكريم ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب تهران ، 1360 ش
4-المفردات في غريب القرآن ، انتشارات دارالعلم ، الدارالشامیه ، دمشق ، 1412 ق
5-لسان العرب ، ناشر دارصادر ، بیروت ، 1414 ق
6-ترجمه تفسیر المیزان ، انتشارات اسلامی جامع مدرسین ، حوزه علمیه قم ، 1374 ش
7-ترجمه قرآن مکارم ، انتشارات دارالقرآن کریم ، دفتر مطالعات تاریخچه و معارف اسلامی ، قم ، 1373 ش .
8-ترجمه قرآن الهی قمشه ی ، انتشارات ، فاطمه الزهرا ، قم ، 1380 ش
9-کتاب گناهان کبیره از آیت الله دستغیب ، دفتر انتشارات اسلامیه وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، زمستان 1383 ش
وحید باغبان