وحید باغبان " نبرد اينترنتي در كودتاي شكست خورده مخملي "
به گزارش خبرنگار مركز بررسي جرايم سازمان يافته:
در همين راستا ميكوشيم تا عملكرد رسانهها جديد، در تحولات انتخابات رياست جمهوري ايران را كه موضوع اجلاسها و پژوهشهاي مراكز دانشگاهي و تحقيقاتي در كشورهاي غربي است، مورد بررسي و بازبيني قرار دهيم
اهميت نقش رسانههاي نوين در رويدادهاي اجتماعي تا حدي است كه صاحبنظران ارتباطي به آن نبرد اينترنت(Intrnet Battlefield) لقب دادهاند و اجاس برگزار شده توسط مركز» «سايما»(CIMA) با عنوان« نقش رسانههاي نوين در دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران» در مين راستا است.
در اين نشست كه حدود صد و پنجاه نفر گرد هم آمده بودند تا تاثيري فنآوري ارتباطي جديد در ايران را مورد بررسي قرار دهند، اشخاصي چون «رابرت فاريس» رييس مركز اينترنت و جامعه بركمن از دانشگاه هاروارد،؟« آندروليومن» رييس پروژه تور، «سام صدايي» رييس برنامه ايران در مركز بينالمللي عدم خشونت و همكاريهاي امور بين الملل هافينگتن پست و «ستاره درخشش» با عنوان استاد دانشگاه جرج تاون، از جمله سخنرانان اين گردهمايي بودندو رابرت فاريس با اشاره به ايفاي نقش مهم رسانههاي نوين در انتابات و تظارهات ايران و اين ه نبايد نقش موثر راديو و تلويزيونهاي بين المللي را در اين زمينه نايديده رفت، عنوان داشت:
«... رسانههاي نوين ابزار قدرتمندي را براي انتقال اطلاعات ارايه كرد اند، ولي به رغم آن كه فنآوري رسانههاي جديد با سرعت زياد اطلاعات را ارسال ميكنند، كماكان اين رسانهها نسبت به رسانههاي سنتي از ضعف در دقت و اعتبار رنج ميبرند...»
وي با تاكيد بر اين كه در بسياري از كشورها، رسانههاي اجتماعي و به ويژه رسانههاي متمركزي مانند «يوتيوب»، «فيسبوك» و «فيلكر» كنترل ميشوند، اظهار داشت: « در آينده دولتها براي كنترل رسانه هاي جديد با كشمكشهاي جدي رو به رو خواند بود. به دليل طبيعت غير متمركز برخي از اين وسايل مانند «تويتر» و «اساماس» براي دولت دشوار است كه بتواند اين مناع ويژه اطلاعاتي را كنترل كنند كه در صورت ادامه كنترل رسانهها توسط دولت با واكنش شديد افكار عمومي مواجه خواهند شد...» رييس مركز اينترنت و جامعه بركمن، رسانههاي نوين را موجب رشد و شكوفايي جنبشهاي اجتماعي دانست و افزايش كارايي و كاش هزينههاي نوين را موجب رشد و كاهش هزينههاي اين جنبشها را از فوريتهاي اين رسانهها بيان داشت كه بنا به ادعاي وي نمونه آن اتحاد ايرانيان خارج از كشور براي انتقال اطلاعات از داخل به خارج و بالعكس در جريان تظاهرات مردم ايران در تظارهات مردم ايران در انتخابات رياست جمهوري توسط اين رسانههاي جديد است.
در ادامه «اندرليومن» در معرفي نرمافزر «تور» عوان داشت: «تور» (TOR) يك نرمافزار رايگان و شبكهاي است كه خصوصيات و مشخصات كاربران و استفاده كنندگان از رسانههاي جديد را وقتيonline هستند، مخفي ميكنند .« تور» در مسير انتقال اطلاعات، اين اطلاعات را به كدهايي تبديل ميكند كه همين اقدام مسدود كردن انتقال اطلاعات را به وسيله دولت بسيار دشوار ميسازد. در حال حاضر فعاليت «تور» در مراكزي كه در نقاط مختلف جهان پراكنده شدهاند با موفقيت در حال انجام است. هماكنون، نيم ميليون نفر در سراسر جهان از «تور» استفاده ميكنند....»
رييس جمهور پروژه «تور» با بيان اين كه در ايام تظارهات، مردم اغلب از «تور» براي ارتباط با ارج از كشور دسترسي به سايتهاي مشترك مانند «نقشه گوگل» استفاده ميكردند، گفت: «... در اين مدت «تور» به شهروندان ايراني اين امكان را داد تا زيركانه از محدوديتهايي كه دولت ايران اعمال مكند رهايي يابند كه اين يزان در آن زمان بسيار بالا بود...»
البته تحقيقا و بررسيهاي كارشناسان فني بسياري از ادعاهاي وي را در خصوص امن بودن برنامه تور و برنامههاي مشابه و عدم جاسوسي و سرقت اطلاعات توسط اين نرمافزارها و مسايل ديگر را نقض ميكند. چرا ه از طرفيدر كدهاي اين گونه نرم افزارها ميتوان به راحتي دستوراتي را جهت آلودهسازي رايانهها به بدافرازها و نرمافزاهاي جاسوسي مخفي گنجاند و از سوي ديگر به ديليل برقراري يك اتصال مجازي(VPN) بين سيستم شخصي(Client) و دستگاه واسط(Server) در كشورهاي غربي، احتمال رصد فعاليتهاي اينترنتي كاربران ايراني و همچنين تهيه مواد خام پژوهشهاي اطلاعاتي و رفتارشناسي سازمانهاي جاسوسي فراهم ميآيد كه در اين خصوص دقت نظر بيشتر و هوشياري عميق تر مسئولين و كاربران ضروري به نظر ميرسد گفتني است دلسوزيهاي پرهزينه موسسات و مراكز فني و رسانهاي غرب و حتي در بخي موارد شرق براي برقرار نمودن اتصال مردم ايران به وبگاههاي فيلتر شده اينترنت، خود نيازمند بررسي مستقلي ات. چرا كه پروژههايي چون تور، فيلتركن مشترك صداي آمريكا و راديو فردا موسوم به Free Gate و پروژههاي ديگري از جملهFreedom,puf, Ultra Surfe در كنار سايتهاي فيلترشكن، پروكسي و اتصالات شبكههاي مجازي خصوصي(VPN) هر كدام به هزينهها و سرمايهگذاريهاي فني، سياسي و مالي هنگفتي نيازمند هستند.
«سام صدايي» يكي ديگر از سخنرانان اين نشست با تاكيد بر اين كه مردم به تحولات ايران به عنوان نبرد ميان «افراطيون» و «اصلاح طلبان» مينگرند، عنوان داشت:
«بهترين شيوه براي بررسي اوضاع ايران اين است كه اين رويدادها را در چارچوب مبارزه «مناسبات اجتماعي» قلمداد كرد...»
وي با اشاره ه اين كه وقتي نتايج انتابات اعلام شد نبرد مناسبات اجتماعي كليد خورد و دوت و مخالفين تلاش كردند اين تحولات را به سمت و سوي مورد نظر خود هداست كنند. گفت: «... دولت از رسانههاي سنتي (راديو و تلويزيون و روزنامهها) استفاده كرد تا مخالفين را محكوم كنند، با اين همه برخلاف گذشته مخالفان توانستند سخنان خود را عليه دولت از طريق رسانه هاي جديد ابراز كنند....»
رييس برنامه ايران در مركز بينالمللي عدم خشونت و همكاري امور بينالمللي هافينگتن پست با ابراز اين كه رسانههاي نوين برخلاف رسانههاي سنتي، فقط يك منبع اطلاعاتي نيستند، اظهار داشت:« ... مردم در جريان تظاهرات انتخاباتي رياست جمهوري از دوربينهاي ديجيتالي و تلفنهاي همراه براي عكس و تصويربرداري استفاده كردند و با ارسال به« يوتيوب» در كنار استفاده از «تويتر» براي ارتباط با وبلاگها و ساير وبسايتها و ارسال تصاوير نقش مهمي را در تحولات ايران ايفا كردند...»
«صدايي» درباره نقش راديو و تلويزيونهاي بينالمللي در پخش اطلاعات گفت:« ... ايستگاههاي ماهوارهاي به ويژه صداي امريكا (شبكه خبري فارسيpnn) و بي بي سي فارسي خبرهاي بيطرفانه و متوازني را پس از انتخابات در اختيار مخاطبين خود قرار داد كه حكومت اين كشور را غافلگير كرد و آن را به مقابله با اين رسانهها وادار ساخت...»شايان ذكر است عدم بهرهگيري از تكنولوژيها و رسانههاي نوين و پوا (دو طرفه) ساخت داخل از ضعفهاي فني و رسانهاي جامعه محسوب ميشود. اما اين مطلب به هيچ وجه نقش شبكههاي اجتماعي چون فيس بوك، تويتر، فرندفيد و سايتهايي چون بالاترين، يوتيوب و ... را در جاسوسي و خدمت به اكثريت مردم ايران و آرمانهاي اسلامي و انقلابي ايشان تحت الشعاع قرار نميدهد. همين طور «بي[رفانه و متوازن» عنوان كردن نقش و مواريتهاي رسانههايي چون صداي آمريكا و تلويزيون بهايي انگليسي(BBC) نشان دهنده اغراض پنهان در تشكيل چنين سمينارهايي است.
«ستاره درخشش» ديگر سخنان اين گردهمايي با تاكيد بر اين كه رسانههاي نوين معني ومفهوم جديدي را از كلمه رسانه در ايران ارايه كردند، گفت: «.... رسانههاي نوين در طول تظاهرات مسير اطلاعات را تغيير دادند. شبكههاي تلويزيوني مانند صداي آمريكا خبرهاي خود را از طريق رسانههاي جديد دريافت ميكرد. تا جايي كه در پس از انتخابات ايران و تحولات ناشي از آن، تلويزيون صداي آمريكا هر ساعت 300 تصوير ويديويي را دريافت ميكرد كه مردم عادي انها را از داخل ايران ارسال ميكردند...»
اين استاد دانشگاه با اشاره به اين كه رسانههاي نوين شيوه پيگيري اطلاعات را در ايران تغيير داداند، افزود:
«... به نظر ميرسد ايرانیان در آينده براي كسب خبر و اطلاعات مورد نيازشان به رسانههاي جديد و بيشتري متكي ميشوند، به ويژه اگر سانسور رسانههاي سنتي ادامه يابد...» گفتني است ادعاهاي خانم درخشش كه خود از مرتطبين و مجريان شبكه صداي آمريكا است، چيزي نيست جز يك «لاف رسانهاي» جهت القاي دروغين نفوذ شبكه VOA در مردم ايران، چه رسد به ادعاي غير ممكن ارسال 300 تصوير ويديويي در هر ساعت، آن هم از طرف مردم عادي(!)
در خلال سخنان مدعوين نشست، شركتكنندگان در بحثها بر اين نكته تاكيد ورزيدند كه نبايد از تظارهات مردم ايران به عنوان «انقلاب تويتر» ياد شود، چرا كه نقش اين رسانه در تظاهرات مردم ايران نقش مركزي نبود و بيشتر براي انعكاس اطلاعات از آن استفاده ميشد.
«تور» در مسير انتقال اطلاعات، اين اطلاعات را به كدايي تبديل ميكنند كه همين ادام مسدود كردن انتقال اطلاعات را به وسيله دولت بسيار دشوار ميسازد
در اين نشست با پرداختن به مباحثي چون انقلاب تويتري، مخالفين، آزادي اطلاعات، فيلترينگ سايت و ... سعي بر آن شده تا دولت ايران را به باور نداشتن آزادي اطلاعات و بيان متهم كند
به نظر ميرسد اين ادعا صحصح باشد، چرا كه ميدان داري امور خارجه انگليس (bbcفارسي) با همراهي صداي آمريكا با همكاري بازوهاي اينترنتي حلقه هجوم رسانهاي به عهده داشتند؛ به خصوص سايت بالاترين، راديو زمانه (با بودجه سيا)، ايران پرسنيوز (متعلق به سلطنتطلبان)، راديو فردا «ارگان سازمان سيا» و سايتهاي خبري جيان نفاق داخلي و ... و هچنين تعداد نه چندان زيادي از وبلاگ نويسان كه هر كدام مامور راهاندازي تعداد قابل توجهي وبلاگنويسان كه به صورت ساعتي و دقيقهاي جهت تامين خوراك خبري ديگر رسانههاي ضد انقلاب بودند. شركت كنندگان متفقالق.ول بودند و در آينده نقش رسانههاي جديد در ايران گستردهتر ميشود. اين به ابعاد گسترش سياستهاي حكومت ايران در قبال اين فنآوري نوين بستگي دارد. در مجموع شركت كنندگان معتقد بودند رسانههاي جديد در آينده به نقش خود در جنبشهاي اجتماعي ادامه مي دهند.
مركز سايما (CIMA) يا(International Media Assistsnce Center for) از جمله سازمانهايي غير انتفاعي آمريكايي است كه با هدف به ظاهر ترويج دموكراسي در جهان از طريق حمايت از رسانههاي به ظاهر مستقل است. اين مركز در زمينه ايجاد شبكههاي رسانهاي و هدايت پژوهشهايي كه در اين مورد انجام ميشود و هم چنين برگزاري نشستهايي با موضوع ضرورت نقش رسانه اي آزاد و مستقل در برقراري دموكراسي و براندازي نرم در جهان فعاليت ميكند. منابع مالي اين مركز از سوي دولت آمريكا و براساس قانون مصوب سال 1983 تامين مي شود. به موب اين قانون كه در زمان ياست جمهوري رونالدو ريگان در كنگره آمريكا تصويب شد، اين كشور سالانه بودجهاي را براي ترويج دموكراسي در جهان اختصاص ميدهد. در اين ميان وضعيت رسانههاي ايران از جمله موضوعاتي است كه در مورد توجه مركز سايما(CIMA) است. كاشناسان برآيند فعاليتهاي چنين مراكزي را قانوني جلوه دادن و منطقي و دموكراتيك القا كردن فعاليتهاي رسانهاي عليه حكومتهاي ضد آمريكايي و صهيونيستي ارزيابي مينمايند.
با توجه به اهميت مباحث مطرح شده و نقش رسانهاي نوين در تحولات اخير ايران، پرداختن به موضوعاتي چون سانسور رسانهها، تغيير رويه صدا و سيما نه بر اساس تعريفي كه مخالفين از رسانههاي ملي دارند، براي جذب اعتماد بيشتر مخاطبان به عنوان اولين منبعي اطلاعاتي و اخبار در ايران، نگاهي نافذ و كاربردي به اينترنت به عنوان رسانهاي نوين با ابزارهايي جديد و پيچيده كه هر روز از ان بيشتر استفاده ميشود، همينطور جنبشهاي اجتماعي و ... مهم به نظر ميرسد. از طرفي ذر اين نشست با پرداتن به مباحثي چون انقلاب تويتري، مخالفين، آزادي اطلاعات، فيلترينگ سايت و ... سعي بر آن ده تا دولت ايران را به باور نداشتن آزادي اطلاعات و بيان متهم كند.
رصد اين گونه نشستها و اظهارات افرادي كه در تحولات اخير در حوزه رسانه نقش موثر داشتند ميتواند در برنامههاي توليدي رسانههاي ملي موثر واقع شود كه مطمئنا ديدگاهها و نظرات اساتيد فن در رسانه نيز مي تواند كاربردي باشد.
برگرفته از: ويژه نامه عبور از فتنه- آذر 88- صفحه 120 تا 121
وحید باغبان