مصاحبه خبرگزاری مهر با دکتر اصغر زارعی مدیر کل حراست وزارت علوم، در روز یکشنبه27 آذر 1384 - 15:38


حراست نیروی بازدارنده نیست
مدیر کل حراست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری گفت: وزارتخانه و دولت جدید سیاست محدودسازی ندارد و هدف حراست وزارت علوم نیز برخورد نیست اما فعالیت‌ها‌ی دانشجویی، نشریات و برگزاری مراسم باید در چارچوب آئین نامه صورت گیرد.
به گزارش مهر، دکتر اصغر زارعی صبح امروز در پنجاه و چهارمین نشست روسای دانشگاه‌ها‌ی سراسر کشور افزود: قانون حراست در حال بازنگری است و پیش نویس این قانون در حال نمایه شدن است و به زودی به مجلس ارائه می‏شود.

وی تصریح کرد: اهداف و سیاست‌ها‌ و مأموریت‌ها‌ی حراست، پس از تصویب نهایی در اختیار دانشگاه‌ها‌ قرار می‏گیرد. چهار وظیفه حفاظت کارکنان، حفاظت رایانه و داده‌ها‌، حفاظت فیزیکی و حفاظت پرسنلی به عهده حراست وزارت علوم و همچنین حراست در دانشگاه‌ها‌ است.

مدیرکل حراست وزارت علوم، با اشاره به تفکیک حراست از انتظامات دانشگاه‌ها‌ در گذشته افزود: باید در اکثر دانشگاه‌ها‌ حراست و انتظامات هماهنگ با یکیدگر باشند. این موضوع در قالب حفاظت فیزیکی تعریف می‏شود.

وی یادآور شد: با توجه به اینکه گزارشاتی مبنی بر مورد تعرض قراردادن دانشجو در خوابگاه‌ها‌، سرقت و آتش سوزی کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران به وزارت علوم ارائه شده است، در پیش نویس مذکور بحث ارتباط هماهنگ میان حراست و انتظامات مطرح شده و مورد تأکید قرار گرفته است.

زارعی اظهار داشت: استعلامات و دبیرخانه محرمانه نیز یکی دیگر از وظایف حراست است. ایجاد دبیرخانه محرمانه جز وظایف ذاتی حراست است. حراست باید مسئولیت حفاظت از اطلاعات راعهده دار باشد.

وی مأموریت و هدف کلان حراست در دانشگاه‌ها‌ و وزارت علوم را تولید و جمع آوری اطلاعاتی دانست که می‏تواند به عنوان یک فراورده در اختیار روسای دانشگاهی قرار گیرد و افزود: این اطلاعات تصمیم گیری‌ها‌ی دانشگاه را تسهیل می‏کند. برخورد با افراد و مسائل هدف حراست نیست. برخورد به عهده مراکز و سازمان‌ها‌ی دیگر است تا بر اساس اطلاعات دریافت شده اقدام کنند.

مدیر کل حراست وزارت علوم خاطر نشان کرد: حراست وزارت علوم، بر تعامل مثبت و سالم مبتنی بر اعتماد سازی بین مجموعه دانشگاهی تأکید می‏کند. حراست نیروی بازدارنده نیست. به بهینه سازی دانشگاه‌ها‌ کمک می‏کند.

وی در خصوص انتصاب مسئولین حراست در دانشگاه‌ها‌ یادآور شد: مسئولین حراست در دانشگاه‌ها‌ باید با ادبیات دانشگاه آشنا باشد و قرابت لازم را با محیط دانشگاه داشته باشند. انتخاب این افراد به عهده مسئولین دانشگاه است.

زارعی افزود: سفرهای خارجی و اعزام به خارج اساتید نیز باید با حوزه ستادی وزرات علوم هماهنگ شود و حراست نیز در جریان باشد. همچنین ورود مهمانان خارجی نیز در دانشگاه‌ها‌ باید به اطلاع حراست وزارت علوم برسد.

وی با اشاره به مشکلات سلف سرویس دانشگاه‌ها‌ افزود: با توجه به اینکه ریاست جمهوری اعلام کرده که نباید برای دانشجویان از گوشت یخی استفاده شود مسئولین دانشگاه‌ها‌ نیز باید دقت لازم را در طبخ غذا به کار بندند.

زارعی با تأکید بر اینکه سیاست محدودسازی نداریم تصریح کرد: سیاست وزارت علوم انبساطی است و تدابیری اتخاذ شده که فضای دانشگاه‌ها‌ هر چه بیشتر نشاط آور باشد. اما برگزاری مراسم، فعالیت‌ها‌ی دانشجویی، تشکل‌ها‌، نشریات باید در چارچوب قانون و آئین نامه‌ها‌ی موجود انجام شود.

وی یادآورشد: در این خصوص هیات‌ها‌ی نظارتی در دانشگاه‌ها‌ باید هر دو هفته یک بار جلساتی را تشکیل داده و با توجه به اینکه بر روی نشریات دانشجویی کنترل لازم صورت نمی‏گیرد، هیات‌ها‌ی نظارتی دقیقی تر عمل کنند.

اصول نگهبانی


 

مطالب ذيل برداشت آزاد از كتاب اصول نگهباني حراست وزارت علوم است كه به صورت خلاصه و فشرده ، در حد آشنايي با برخي از وظايف محوله به نگهبانان تهيه و تنظيم شده است.

·         مقدمه

·         فصل اول (آموزش اصول نگهباني)

·         فصل دوم(كنترل عبـور و مــرور)

·         فصل سوم(مناطق ساختماني و مبارزه با سرقت)

·         فصل چهارم(مراقبت)

·         فصل پنجم (گزارش نويسي)

مقدمه كتاب:

با گذشت زمان شاهد اهميت يافتن نقش انتظامات براي بالا بردن ضريب امنيت در دستگاههاي مختلف اعم از وزارتخانه‏ها ، مؤسسات و شركتها و... هستيم كه اين بصورت يك امر اجتناب ناپذير اجتماعي در آمده و در دستور كار متصديان قرار گرفته است بنحوي كه به مرور زمان سيستمهاي پيشرفته‏اي در حفاظت و كنترل اماكن به كار گرفته مي‏شود ولي سيستم حفاظت فيزيكي و انتظامات در ايران بخصوص دانشگاهها و مراكز آموزش عالي كماكان به همان شيوه‏هاي سنتي و قديمي كه توانائي پاسخگوئي به نيازمنديهاي مطابق روز نيست ، متكي بوده و همگام با رشد و پيشرفت علمي و تكنولوژيكي حركت نكرده است . منجمله اينكه مسئله آموزش كه از مهمترين روشهاي بهينه سازي در هر بخشي به حساب مي‏آيد ناديده گرفته شده و پرسنل شاغل در انتظامات از اطلاعات كافي در زمينه وظايف خود برخوردار نيستند در حالي كه اصولي‏ترين روش دستيابي به نتايج بهتر در هر امري بايد مبتني بر آموزش و آگاهي علمي از نحوه اجراي آن استوار باشد. در يك بررسي اجمالي معلوم مي‏شود كه علي رغم اهميت حفاظت فيزيكي متأسفانه اين بخش از ابتدائي‏ترين آموزشهاي مربوطه محروم مانده است و لازم است در طي برنامه منطقي نسبت به آموزش نيروهاي اين مجموعه )انتظامات دانشگاههاو حتي ساير مراكز( اقدام نمود و در همين راستا با بررسي پاره‏اي از مسائل مربوط به نوع فعاليتهاي متعدد كه در هر مجموعه انتظامات را به چالش وامي دارد به تهيه كتابي موجز كه بيانگر اصول ايمني و حفاظت كه دربرگيرنده اصول نگهباني، شرح وظايف، منش رفتاري، همگرائي نظم و امنيت، اطفاي حريق و فوريتهاي امدادي است اقدام گرديد كه اميد است مفيد واقع شود.

 

فصل اول:«تعاريف»

 نگهباني:

 به روشهائي كه موجب حفظ و حراست از اموال دولتي ، اماكن ، تأسيسات و يا ايجاد مقررات انتظامي مي‏شود اصول نگهباني گويند.

  اجزاء نگهباني: 

1- نگهبان 

2- سرشيفت

3-  مسئول انتظامات

نگهبان: فردي است كه بمنظور پائيدن و مراقبت يك منطقه و جلوگيري   از غافلگير شدن گمارده مي‏شود.

  وظايف نگهبان:شامل وظيفه عمومي و وظيفه اختصاصي است.

كارهائي كه براي نگهبان ممنوع مي‏باشد:

 1.ترك پست 2.خوابيدن 3. اجازه عبور به اشخاص غير مجاز 4.حركت بيمورد 5.استعمال دخانيات 6.غذا خوردن سر پست 7.پوشاندن سرو گوش بحديكه نتواند بشنود 8.گوش دادن به راديو 8. نگاه كردن به تلويزيون 10. روشن كردن آتش در شب 11. كليه اعماليكه باعث غفلت مي‏شود

 سرشيفت: فردي است جهت نظارت و هماهنگي و برطرف كردن نيازمنديهاي نگهبانان

 مسئول انتظامات: فردي است كه مسئوليت كل نگهبانان منطقه و محيط استحفاظي مربوطه رابعهده دارد.

 موضع نگهباني: محلي است كه نگهبان جهت مراقبت محيط و حفاظت خود در آن قرار مي‏گيرد

   نگهباني در حال گشت: گشت در مواقعي است كه بايد پستها كنترل شود يا منطقه حساس بوده يا تعداد پست نسبت به وسعت منطقه كم است.

  انواع گشت :  (الف) پياده  -  (ب) موتوري

  وسائل و ملزومات نگهباني و گشت:

1- چراغ قوه مجهز به آويز:جهت گشت زني و كنترل موانع ، حصارها، قفل‏ها، دربها و پنجره‏ ها و نقاط تاريك در شب.

2- سوت: جهت اطلاع به نگهبانان ديگر در صورت بروز حادثه و متوقف نمودن شخص يـا خودرو.

3- تابلوي دستي ايست( كفكيرك ايست):جهت متوقف نمودن خودرو

4- پانچو:جهت اوقات باراني

5- نورافكن: جهت روشن نمودن محدوده و منطقه استحفاظي و ديد بهتر   در منطقه

6-  موانع ايست و بازرسي: جهت انتظام در امر عبور و مرور و جلوگيري   از ورود افرادمتفرقه.

7-  وسائل موتوريزه: جهت گشت موتوري بخصوص در مناطقي كه داراي   وسعت زياد مي‏باشند.

8- وسائل ارتباطي مانند تلفن ، بي سيم: جهت ارتباط پست‏ها با يكديگر و هماهنگي و اطلاع در صورت بروز موارد مشكوك.

 

 

فصل دوم:كنترل عبور و مرور«بازرسي»:

  كنترل تردد و رفت و آمد در شرايط و حالات مختلف اعم از افراد و خودروها را كنترل عبور و مرور گويند. حدود اختيارات نگهبان در اين راستا بايد از طرف مسئولان بالاتر تهيه  و به ايشان ابلاغ مي‏گردد.

 نكاتي كه بايد در كنترل رعايت شود:

 1. نگهبان بايد بداند بدنبال چه مي‏گردد و چگونه بايد كنترل نمايد و نسبت به ماموريت خود توجيه شود تا دچار سردرگمي و اشتباه نشود.

 2. نگهبان بايد بداند در چه زمان و شرايطي كنترل انجام دهد.

 3. جهت كنترل خودرو و افراد بايد در محلهاي مورد نظر ايجاد موانع و مواضع بازرسي نمايند.

 4. وسايل و امكانات كنترل فراهم باشد.

 5. مواضع كنترل در نقاط ورودي و معابر وصولي قرار گرفته باشد.

 6. وسايل محدود كننده ديد در محل وسايل نباشد.

 ملزومات لازم جهت كنترل:

 1. موانع

 2. وسايل شب نما

 3. تابلوي ايست

 4. نورافكن

5. چراغ قوه

6. ليست‏هاي كنترل عبور و مرور و برگه ملاقات

 7. موضع بازرسي

 8. وسايل ارتباطي

نحوه بازرسي: به دو قسمت تقسيم مي‏شود:

 الف) بازرسي افراد. ب) بازرسي خودروها

(الف) بازرسي افراد: افــراد ممكـن اســـت

1. اداري
2. دانشجو
3. اتباع بيگانه
4. مقامات كشوري و لشگري
5.نيروهاي فني و كارگري شركتهاي پيمانكار
6. متفرقه باشند.

(ب) بازرسي خودرو: به سه قسم :الف)خودروي اداري (ب) خودروي شخصي( ج) متفرقه

 

 

فصل سوم:«مناطق ساختماني و مبارزه با سرقت»

  منطقه شناسي: عبارت است از شناخت نقاط و مكانهاي مختلف از لحاظ ساختار محيطي، تراكم فيزيكي و موقعيت اجتماعي.

 تقسيم ‏بندي از لحاظ ساختار محيطي:

(لف) مناطق باز

(ب) مناطق بسته

(ج)مناطق پوشيده(مستور)

  تقسيم بندي نقاط حساس يك اداره دولتي:

 1. اداري

 2. مخابرات و پست برق.

 3. تاسيسات و انبارها.

 4. مالي و اقتصادي

 5. آزمايشگاهها

 اهداف حمله به مناطق ساختماني:

 1. اهداف سياسي(جاسوسي)

 2. خرابكاري (ايجاد ناامني و برهم زدن نظم)

 3. ضربه فرهنگي و علمي( از بين بردن كتابها و آزمايشات مهم)

 4. اهداف مالي و اقتصادي (سرقت)

 سرقت:عبارت است از ربودن مال ديگري يا اموال دولتي و ملي به طرز پنهان.

  عوامل سرقت:

 1. فقر و نداري

 2. شرايط خانوادگي و اجتماعي

 3. عدم وجود كار يا تن ندادن به آن

 4. عدم تامين معاش

 5. دوست ناباب

 6. اعتياد بمواد مخدر

 7. انتقام شخصي

 8. عوامل سياسي مانند جاسوسي و تضعيف مديريت

 9. عوامل روحي و رواني

 10. ضعف انگيزه‏هاي‏هاي اعتقادي

 سارق: شخصي است كه بر اثر عوامل فوق اموال دولتي يا ملي و شخصي را مي‏ربايد.

  خصوصيات سارقين:

 1. از غفلت استفاده مي‏كنند

 2. از نقاط تاريك جهت ورود و سرقت استفاده مي‏كنند

 3. از راههاي نفوذي و مخفي و نقاطي كه داراي حصار و حفاظ نيست يا كم   مي‏باشد نفوذ مي‏نمايند

 4. بيشتر در تاريكي شب اقدام به سرقت مي‏نمايند

 5. سارقين با افراد آشنا هستند يا در محل سرقت آشنا دارند

 6. جهت نقل و انتقالات وسايل سرقتي خود از خودرو استفاده مي‏كنند

 7. افرادي سريع العمل و چابك مي‏باشند

 8. بدليل انجام عمل خلاف داراي ترس و هراس مي‏باشند.

 9. داراي محدوده و تخصص بخصوص خود مي‏باشند.

 10. قبل از سرقت هر محل ممكن است چند روزي حوالي آن محل جهت   شناسائي بيشتر پرسه بزنند

 11. نقاط مالي ، تأسيسات ، انبارها ، آزمايشگاهها را مورد سرقت قرار   مي‏دهند

 12. از حوادث غيرمترقبه يا شلوغي جهت سرقت استفاده مي‏كنند.

 13. از عدم كارائي و غفلت و سهل انگاري و دقت نگهبانان استفاده   مي‏نمايند. 

  راههاي نفوذ به ساختمان:

 1. زواياي بيروح (نقاط كور).

 2. مناطق تاريك و دور از ديد عمومي .

 3. نقاطي كه داراي حصار كوتاه يا بدون حفاظ مي‏باشند.

 4. مناطق مستور(پردرخت).

 5. مناطق بسته ( داراي ساختمانهاي بهم فشرده)

 6. مناطقي كه داراي نقاط اختفاء و پوشش مناسب مي‏باشند.

 7. درهاي قفل نشده يا داراي قفلي ضعيف.

 8. پنجره‏هاي بدون حفاظ.

 9. هواكشها و كانالهاي كولر.

 10. شبكه‏هاي پنجره زيرزمين كه در سطح پياده رو مي‏باشد.

 11. مناطقي كه حفاظت از آنها كمتر بوده يا اصلاً نيست (نگهبان ندارد)

 12. مناطقي كه داراي سيستم‏هاي اعلام خطر و ارتباطي نيستند(دزدگير ، تلفن ، بي سيم)

 13. مناطقي كه از سكنه خالي مي‏باشد.

 14. از شلوغي و رفت و آمد زياد استفاده مي‏نمايند.

 15. كانالهاي بدون حفاظ فاضلابها كه در زير ساختمانها و خيابانها تعبيه گرديده ‏اند.

   اقدامات عامل: به اعمالي گفته مي‏شود كه فرد جهت خنثي كردن خطر(تهديد) بكار مي‏برد.

 1. آشنائي با قوانين كارهاي حفاظتي

2. شناختن رؤسا ، مديران و   كارمندان و محل كار آنها.

 3. دانستن ساعات كار واحدها و زمان تعطيل شدن آنها.

 4. داشتن تلفن و آدرس مسئولين ذيربط و مراكز نظامي و انتظامي و   امدادي.

 5. دانستن محل زنگ‏هاي خطر ، مراكز حساس و كنترل همه روزه و اطمينان از سالم بودن آنها.

 6. آشنائي با وسايل حفاظتي

 7. آشنائي باانواع كارتهاي شناسائي ، امضاء مسئولين و مهرهاي محل كار

 8. دانستن محل پست‏هاي برق و مخابرات و كنترل همه روزه آنها و داشتن   برق اضطراري.

9.  كنترل همه روزه حصارها ، حفاظها و پيرامون محيط و ساختمانها و راههاي نفوذ

 10. كنترل ورود و خروج افراد متفرقه ‏اي كه به محيط وارد مي‏شوند

 11. دادن سمت و حدود نگهباني و ديده باني و شناساندن نقاط مظنون به نگهبان.

 12. شناخت انواع اتومبيل‏ها و رنگهاي آن و انواع پلاكها و نوع و مدل خودروها.

13. شك نمودن به خودروهائي كه چند روز در پيرامون محوطه قرارگرفته ‏اند

 14. مراقبت و كنترل بيشتر افرادي كه سابقه خوبي در گذشته نداشته اند

 15. دانستن محل و موقعيت كار از لحاظ اقتصادي و اجتماعي.

 16. اداره محيط بر اساس نيازها و خواسته ‏هاي آن

 17. دانستن اينكه در محيط اطراف محل كار چه گروهي از مردم زندگي   مي‏كنند

 18. دانستن اين مطلب كه شبها بيشتر از روزها ، نقاط شلوغ بيشتر از نقاط   كم جمعيت نياز به مراقبت بهتر و بيشتر دارد.

 

 

فصل چهارم : «گزارش نويسي»

 تعريف:  انتقال پاره‏اي اطلاعات به كسي كه از آن بي خبر است.

 انواع گزارش:  1. شفاهي  2.كتبي

 انواع گزارش كتبي: شامل گزارشهاي اداري ، اجرائي ، بازرگاني ، جزائي ، نظامي ، ستادي ، اطلاعاتي و گزارش قضائي.

 گزارش اداري: گزارشي است كه در رابطه با امور ادارات و مقررات و دستورات تهيه مي‏شود.

   متن گزارش:

 گزارش نگهباني بعنوان سند وقايع و يكي از مراجع تصميم‏گيري در پيگيري آتي كاربرد خوهد داشت. اصولاً گزارشهاي با فوريتهاي بالا بايد بطريق ارتباطات تلفني يا بي سيم و... در اسرع وقت به اطلاع مسئولان تصميم گيرنده برسد تا ارزش عملياتي داشته باشد. چون اكثر وقايع غير مترقبه بر اساس فوريت زماني ارزش عملياتي دارند كه اگر به سلسله مراتب مكاتبات طولاني وقت دچار شود ارزش اوليه و اساسي خود را از دست خواهد داد و نگهبان بايد گزارش تلفني يا شفاهي را بصورت كتبي بعنوان صورتجلسه براي استناد در آينده تهيه و در اختيار مسئولان مربوطه قرار دهد. از جمله اين  وقايع غير مترقبه مي‏توان آتش سوزي، ريختن آوار، برق گرفتگي، سقوط از ارتقاع، خرابي آسانسور، تركيدگي لوله ‏هاي آب و گاز و... را نام برد

 

فصل پنجم: شرح وظايف انتظامات: 

  نظارت بر ورود و خروج كالا و كنترل آن :

خروج هرگونه كالا ، اموال و اشياء مربوط به دانشگاه ) اعم از سرمايه‏اي و مصرفي ( بمنظور جابجائي ، تعمير ، استفاده در مكان ديگر و ... صرفاً با ارائه برگه خروج كالا كه با امضاء مسئولان ذيربط و هماهنگي با اداره امين اموال امكان پذير خواهد بود.

 نظارت بر ورود و خروج وسايط نقليه و كنترل آن : 

تردد وسايط نقليه دانشگاه كه بمنظور انجام امور خدماتي ، اياب و ذهاب ، مأموريت ، انتقال كاركنان يا دانشجويان و... انجام مي‏شود صرفاً با ارائه برگه تردد وسايط نقليه كه به امضاء مسئولان مربوطه رسيده باشد، امكان پذير خواهد بود. 

در خصوص تردد وسايل نقليه دانشگاه يا متفرقه كه بمنظور جابجائي كالا به مقصد دانشگاه ، در محيط تردد دارند دقت شود تا تمامي اموالي كه بايستي در محيط تخليه نمايند، تخليه گردد. 

 ورود كليه وسايط نقليه متفرقه به محوطه دانشگاه ممنوع است مگر با اخذ مجوز از واحد مربوطه و ارائه آن به انتظامات.

نظارت بر تردد افراد و كنترل آن : 

1. ورود افراد متفرقه(كليه افرادي كه رابطه استخدامي با دانشگاه ندارند)  به محيطهاي مختلف دانشگاه صرفاً با رعايت موارد ذيل امكان پذير است:

احراز هويت شخص (اخذ كارت شناسائي معتبر)

تماس با واحدي كه قرار است فرد به آنجا مراجعه نمايد و اخذ تاييديه تلفني.

صــدور برگه ملاقات توسط انتظامات و ارائه آن توسط مراجعه كننده كه به امضاي ملاقات شونده رسيده باشد پس از انجام ملاقات به

 انتظامات

 

نكته:

در خصوص اتباع خارجه مراتب بايستي قبلاً توسط مسئول واحد مدعو باطلاع مراجع مربوطه و از طريق آنها به انتظامات دانشگاه برسد و انتظامات در اولين فرصت حضور مدعوين را به سرپرستي خود گزارش نمايد. 

 در صورت عدم اطلاع قبلي از سوي مسئول واحد مدعو و حضور اتباع خارجه در محل ورودي محيطهاي دانشگاه بلافاصله موارد باطلاع حراست برسد و پس از اخذ تاييديه به انجام مراحل قانوني ( اخذ كارت شناسائي معتبر و صدور برگه ملاقات ) اقدام نمايد.

 

2. ورود افراد متفرقه ( كليه افرادي كه رابطه استخدامي با دانشگاه ندارند) به محيطهاي مختلف دانشگاه بمنظور شركت در مراسماتي نظير كنفرانس،)سمينارها و گردهمائيها و دوره‏هاي كوتاه مدت آموزشي و رويدادهاي علمي ، جشنواره‏ها)علمي ، فرهنگي ، هنري( ، منوط به طي مراحل ذيل مي‏باشد : 

 

اطلاع قبلي توسط مسئول واحد برگزار كننده مراسم به همراه اطلاعات مورد نياز از قبيل : 

- تاريخ، مكان، زمان مراسم افتتاحيه و اختتاميه.

- نمونه كارتهاي مدعوين، مسئولان اجرائي و ثبت نام شدگان.

- ريز برنامه ‏هاي اجرائي.

- فوق برنامه‏هاي جانبي كنفرانس.

- ليست اسامي مدعوين يا ميهمانان (خارجي و داخلي)

 - ليست اسامي داوطلبان ثبت نام شده براي شركت در كنفرانس.

 - ليست اسامي كادر اجرائي كنفرانس.

 - ليست اسامي شركتها و مراكزي كه در نمايشگاه شركت كرده ‏اند.

- محل اسكان ميهمانان خراجي و ميهمانان ويژه.

- اعلام بلامانع بودن ورود افراد مذكور به انتظامات دانشگاه جهت حفظ نظم، هوشياري و مراقبت كامل ورود و خروج افراد بمنظور جلوگيري از خروج اموال جلوگيري از اتفاقات غير مترقبه. 

 

3. خروج كليه كاركنان دانشگاه از محيط كار در ساعات اداري ) باستثناء  اعضاء هيئت علمي و مديران ارشد دانشگاه
( منوط به ارائه برگه   مرخصي تائيد شده توسط مسئولين ذيربط به انتظامات خواهد بود. 

 

4. حضور كليه كاركنان دانشگاه از ساعت 18 به بعد و در ايام تعطيل در  محيط كار، منوط به هماهنگي قبلي و كتبي مسئول واحد مربوطه و   تاييديه سرپرستي و اعلام به واحدهاي انتظامات مي‏باشد. 

 

5. حضور كليه دانشجويان در محيط آموزشي تا سقف برنامه‏هاي آموزشي    بلامانع  و در ايام تعطيل صرفاً در صورت داير بودن كلاسهاي آموزشي    امكان پذير است و در صورتي كه دانشجويان بخواهند بصورت   انفرادي يا گروهي در ساعات غير اداري و ايام تعطيلات رسمي در   محيط دانشگاه حاضر و به فعاليت‏هاي فوق برنامه دانشجوئي بپردازند    بايد تقاضاي حضور آنان از طرف سرپرست مربوطه به حراست و يا    هر جائي كه سرپرستي انتظامات را بعهده دارد، ارائه و با تائيد   سرپرست انتظامات خواهد بود.

 

6. در خصوص استفاده از كارگاهها و لابراتورهاي مختلف بعد از ساعت    آموزشي و در ايام تعطيل منوط به هماهنگي قبلي از سوي مسئولين    مربوطه با ذكر اسامي به سرپرست انتظامات دانشگاه و تائيد آن   مي‏باشد. 

 

 7. ورود و خروج كليه عوامل يا كارگران متفرقه كه بمنظور انجام امور   عمراني و تأسيساتي وارد محيط مي‏شوند صرفاً با هماهنگي مسئولان   دفتر فني و رعايت دقت و مراقبت در تردد آنان و وسايل همراهشان   امكان پذير خواهد بود. 

 

 8. بهنگام ورود و خروج افراد متفرقه ، در صورت همراه داشتن ساكهاي    بزرگ ، كيف دستي يا بسته‏هاي حجيم بجهت انجام اقدام تأميني و   امنيتي از محتويات كيف بازديد لازم بعمل خواهد آمد. 

 

 9. انجام تصويربرداري از مراكز دولتي به هر منظور ) مصاحبه ، ساخت    فيلم و...( منوط به هماهنگي قبلي تصويربردار يا گروه تصويربرداري    با روابط عمومي و ارائه تائيديه كتبي مي‏باشد.در صورتيكه   تصويربردار يا گروه تصويربرداران بيرون از محيط دانشگاه مشغول   تصويربرداري از محيط دانشگاه مي‏باشند بلافاصله مراتب باطلاع   سرپرست انتظامات يا واحد حراست مستقر در محيط رسانده شود. 

 

10. انجام مصاحبه خبرنگاران جرايد و نشريات در صورت حضور در    محيط دانشگاه منوط به هماهنگي قبلي با و ارائه تائيد كتبي مي‏باشد. 

 

11. پخش يا نصب هرنوع آگهي يا فرم در محيط دانشگاه توسط افراد   متفرقه و مراجع غير دانشگاهي منوط به هماهنگي قبلي با روابط    عمومي )اخذ تائيديه كتبي ( و ارائه آن به انتظامات مي‏باشد. 

 

12. حضور كليه پرسنل نظامي يا انتظامي در محيط ) به هر علت از قبيل    ابلاغ حكم قضائي ، تحقيقات ، دستگيري و...( ممنوع مي‏باشد. مگر با    تائيد بالاترين مقام مؤسسه يا دانشگاه. 

- انتظامات صرفاً موظف به كنترل تردد افراد ، وسايط نقليه و اموال    به تحت پوشش خود مي باشد، تا نسبت به حفظ ساختمان و جلوگيري از سرقت ، آتش سوزي و... اقدام نمايد. 

- تردد دانشجويان صرفاً با ارائه مجوز صادر شده توسط معاونت دانشجوئي يا كارت سكونت در خوابگاه امكان پذير است. 

- تردد ميهمانان دانشجويان نيز با ارائه مجوز صادر شده توسط معاونت دانشجوئي امكان پذير است. (در مورد ميهمانان خواهر يا دانشجويان دختر در مواقع اضطراري - بخصوص شب‏ها - در صورت موجود نبودن مدارك فوق الذكر با رعايت جوانب حفاظتي موقتاً و با اخذ كارت معتبر همكاري لازم صورت گيرد). 

 درخصوص خروج اموال، ارائه برگ خروج كالا كه به امضاء مسئولان ذيربط رسيده باشد، الزامي است. 

توجه:  انتظامات  هيچگونه مسئوليتي در خصوص محتواي محموله ‏هاي پستي ندارد. 

 - امور داخلي خوابگاهها و اجرائيات داخل مديريتها و قسمتهاي مختلف بطور مستقيم هيچگونه ارتباطي به انتظامات ندارد 

- در خصوص وقايع اتفاقيه در خوابگاهها ) اعم از تجمعات   دانشجوئي ، درگيري بين دانشجويان،استفاده از مواد مخدر،سوء رفتار   دانشجويان درداخل خوابگاه ‏و...( انتظامات حق مداخله وبرخورد ندارد وتنها مي‏بايست موارد رابه اطلاع حراست برساند. 

 

 مواردي كه مي‏بايست طي هر شيفت انتظامات كنترل گردد:

1. گشت در محيط و كنترل داخل ساختمانها (بخصوص پس از ساعت اداري) از لحاظ كنترل مسائل امنيتي و حفاظتي يا مشكل در سيستم برق ، آب ، گاز، فاضلاب و... پس از ساعت اداري علاوه بر موارد فوق الذكر كنترل خاموش بودن چراغها ، دستگاه‏هاي خنك كننده يا گرم كننده ، بسته بودن پنجره‏ها و درب اتاقها ، آتش سوزي ، سرقت ، خرابي تأسيسات ( بنحويكه به اماكن دانشگاه خسارت وارد شود) و... . گشت در محيط و كنترل داخل ساختمانها (بخصوص پس از ساعت اداري) از لحاظ كنترل مسائل امنيتي و حفاظتي يا مشكل در سيستم برق ، آب ، گاز، فاضلاب و... پس از ساعت اداري علاوه بر موارد فوق الذكر كنترل خاموش بودن چراغها ، دستگاه‏هاي خنك كننده يا گرم كننده ، بسته بودن پنجره‏ها و درب اتاقها ، آتش سوزي ، سرقت ، خرابي تأسيسات ( بنحويكه به اماكن دانشگاه خسارت وارد شود) و... 

2. در صورت بروز اتفاقات غير مترقبه از قبيل سرقت ، آتش سوزي ، خرابي تأسيسات ) بنحويكه به اماكن دانشگاه خسارت وارد شود( و... ضمن حفظ خونسردي و دقت لازم ، مراتب را بلافاصله به مراجع ذيربط اطلاع دهند و بعد موضوع را بررسي و در طي صورتجلسه كاملي به مسئولان مربوطه ارائه نمايد تا بر اساس آن اقدامات آتي پيگيري گردد. 

 

به هنگام بروز آتش سوزي نيز موارد ذيل بصورت خاص مورد توجه قرار گيرد: 

 - مراتب را بلافاصله به سازمان آتش نشاني منطقه و در فرصت بعدي به مسئولان اطلاع دهيد.

- در هر آتش سوزي شير اصلي گاز يا سيلندري را فوراً ببنديد و   هرگونه منابع تشديد كننده آتش را از محيط دور كنيد.

- در آتش سوزيهاي بزرگ حفظ جان از حفظ اموال واجب تر است سريعاً جمعيت را از محل آتش سوزي متفرق نموده و افراد آسيب   ديده را منتقل نمائيد.

- راههاي اضطراري و وروديهاي اختصاصي محيط را به مأموران آتش نشاني نشان دهيد. 

 

توجه : هرگونه پيگيري‏هاي بعدي در خصوص اتفاقات روي داده در محيط اعم از سرقت ، آتش سوزي و ساير اتفاقات غير مترقبه، بر اساس گزارش انتظامات با مسئولان بالاتر خواهد بود و انتظامات هيچگونه مسئوليت پيگيري و اجرائي نخواهد داشت..

 

 نكاتي جهت يادآوري:  

- ارسال گزارش روزانه انتظامات به سرپرستي انتظامات ، ثبت كليه وقايع ، ثبت تردد كاركنان ، مراجعين و كليه وسايط نقليه ) اعم از وسايط نقليه دانشگاه و متفرقه ( ، ثبت ساير امور محوله توسط واحدهاي انتظامات پس از پايان هر شيفت و در طول مدت شيفت الزامي است . 

- انجام ساير امور مانند پاسخگوئي و راهنمائي مراجعين ، پاسخگوئي به تلفن‏ها نيز از وظايف جانبي واحدهاي انتظامات مي‏باشد. 

- تجمع افراد متفرقه (اعم از همكاران اداري ، دانشجويان و... )در محل اتاق انتظامات ممنوع مي‏باشد. 

- حتي المقدور از دريافت و نگهداري اموال يا اشياء اماني خودداري شود، در صورت اضطرار ، اخذ امانت و نگهداري آن، با دقت در نوع اشياء دريافتي و بررسي لازم در حضور شخص درخواست كننده ميسور خواهد بود. - هنگام برقراري ارتباط تلفني مواظب تخليه تلفني افراد ناشناس باشيد ، هر يك از مقامات مسئول دانشگاه در صورت تماس با واحدهاي انتظامات موظفند بطور كامل خود را معرفي نمايند ، لذا در صورت عدم شناسائي كامل فرد تلفن كننده از ارائه هرگونه اطلاعات خودداري ، تماس را قطع و مراتب را به حراست اطلاع دهيد. 

در راستاي نظم بخشيدن و ساماندهي به كيفيت اجرائي دستورالعملها و شرح وظايف اجرائي كه از مسئولان بالاتر به انتظامات ابلاغ مي‏گردد، فرمهائي پيش بيني گرديده است كه نمونه‏هائي از آنها به قرار ذيل مي‏باشد با ذكر اين نكته كه ممكن است بر اساس ظرفيتهاي مختلف از قبيل محيط كار، گستردگي تعداد افراد اعم از دانشجو، كارمند، استاد و عوامل اجرائي و فني و... فرمها متغير باشد.

 

جرم‏شناسى

آينده جرم‏شناسى و جرم‏شناسى آينده

چكيده

با توجه به وابستگى متقابل حقوق جزا و جرم‏شناسى و اينكه جرم‏شناسى، دانش جرم بوده و واكنش اجتماعى بخش مهمى از جرم‏شناسى را تشكيل مى‏دهد و همچنين با عنايت‏به نقصها، معايب، ضعفها و كمبودهاى جرم‏شناسى سنتى و اصيل در تبيين پديده مجرمانه و انتقادات شديد جرم‏شناسان راديكال (بنيادى، انتقادى، جديد) از جرم‏شناسى سنتى، مى‏توان گفت كه شكل گيرى، محتوا و جهت گيريهاى جرم شناسى آينده نه تنها شديدا تحت تاثير تحولات آتى جرم، حقوق جزا و واكنش اجتماعى (نگرش جامعه نسبت‏به جرم و انحراف، فلسفه كيفرى جامعه، شيوه‏هاى رسمى و غير رسمى كنترل اجتماعى و ضمانت اجراهاى كيفرى) خواهد بود; بلكه داراى جهت گيرى سياسى، ارزشى و دستورى، جامع گرايانه بوده و به مطالعات تاريخى، مطالعات تطبيقى و همچنين جامعه شناسى حقوق بيشتر توجه خواهد داشت.

مقدمه

بدون ترديد، تا جامعه هست، جرم هست و تا جرم وجود دارد، انسان نيازمند دانش جرم (جرم‏شناسى) خواهد بود. بى‏نيازى آكادميك از جرم شناسى زمانى ممكن است كه ما بتوانيم جامعه فارغ از جرم داشته باشيم. هر چه قدر تعداد جرايم زيادتر بوده و اشكال و الگوهاى جرم بيشتر تغيير يابند، اين نياز جهت‏يافتن علل و عوامل، زمينه‏ها، جاذبه‏ها و ابزار مؤثر براى پيشگيرى جرم و همچنين اصلاح و درمان بزهكاران بيشتر خواهد بود.

درست است كه تاريخ پيدايش جرم به تاريخ خلقت انسان برمى‏گردد، اما تاريخ جرم شناسى تاريخ جديدى است و از سابقه آكادميك آن سده‏اى بيش نمى‏گذرد و شايد به همين دليل است كه جرم‏شناسان سنتى و اصيل از يك طرف و جرم‏شناسان جديد و بنيادگرا و انتقادى از سوى ديگر، تا كنون نتوانسته‏اند تجزيه و تحليل كامل و شايسته‏اى را از پديده مجرمانه ارايه دهند.

تبيين كامل پديده مجرمانه از يك سو مستلزم اين است كه رفتار انسان به طور كلى و از جنبه‏هاى مختلف تاريخى، جامعه شناختى، مردم شناختى، زيست‏شناختى و روان شناختى مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد و از طرف ديگر لازمه‏اش گسترش مطالعات تطبيقى و ارج نهادن به آنهاست.

پايين بودن سطح تحقيقات راجع به دانش جرم‏شناسى مخصوصا از لحاظ كمى و بويژه در كشور ما، نياز به انجام مطالعات تطبيقى و ارائه تئوريهاى كاملا رضايت‏بخش و متقاعد كننده در تبيين رفتار انسان به طور كلى و مخصوصا پديده مجرمانه را دوچندان مى‏نمايد.

مقاله حاضر با توجه به ضرورت فوق تدوين گرديده است.اين مقاله ترجمه آخرين بخش از كتاب « (1) Criminology: past,present and future »تحت عنوان

« (2) The future of criminology and criminology of the future »

است كه توسط جرم‏شناس معروف كانادايى به نام «عزت. ا. فتاح (3) »نوشته شده و براى اولين بار در سال 1997 در ايالات متحده آمريكا توسط شركت انتشارات مارتين . S.T.Martinspressinc و در بريتانياى كبير توسط شركت انتشارات مك ميلان Macmillan. press. LTD چاپ گرديده است.

ترجمه مشتمل بر دو فصل است. در فصل اول كه مربوط به آينده جرم‏شناسى است، تحولات آتى جرم، حقوق جزا، واكنش اجتماعى و مجازات مورد بررسى قرار گرفته است. در فصل دوم نيز كه در خصوص جرم‏شناسى آينده است. ضمن اشاره به نقصها و كاستى‏هاى موجود در جرم شناسى معاصر و ايرادات متقابل جرم‏شناسان سنتى و راديكال، از جهت‏گيريهاى مختلف جرم شناسى در آينده سخن به ميان آمده است.

آينده جرم شناسى و جرم شناسى آينده

فصل اول: آينده جرم شناسى

جرم شناسى كه فارغ از فردگرايى علمى خود بوده و داراى بينش عملى و تجربى باشد، آينده بالقوه‏اى دارد كه سرشار از پويايى و تحرك و به دور از بدبينى است. (4)

مجرمين آينده، احتمالا بسيارى از انگيزه‏هاى (بزهكاران) امروزى را نظير شيادى، حرص و طمع، شهوت، انتقام و ... خواهند داشت. اما شيوه‏هاى ارتكاب جرايم آنان اساسا متفاوت خواهد بود. با تكنولوژى كه امروزه در حال توسعه است، مجرم خواهد توانست، خانه شما را با استفاده از خطوط كامپيوتر، تلفن و توپى‏هاى دوطرفه ويدئو مورد تجاوز قرار دهد. او (مرد يا زن) مى‏تواند از طريق مزاحمتهاى روانى و تكنيكهاى دستكارى ذهنى، شما را مورد حمله قرار داده و براى خارج شدن از مغز شما درخواست پول نمايد. تكنولوژى جديد همه اين امور را ممكن و حتى محتمل خواهد ساخت. (5)

جرم شناس فنلاندى به نام «پاتريك تورناد (6) »احتمالا راست گفته است كه: «در جرم شناسى هرگز جايزه نوبلى نخواهد بود.»; [زيرا] در فيزيك، ستاره‏شناسى، بيولوژى، و شيمى موقعيت و فرصت‏براى كشفيات تكان دهنده، خارق العاده و گسترده هميشه فراهم بوده و خواهد بود. [اما] علوم اجتماعى با توجه به ماهيت‏خود آنها، براى كشفيات بديع و مهم مناسب نيستند; البته اين بيان به معناى بدنام كردن رشته‏هايى كه اين و يا آن جنبه از جامعه را مطالعه مى‏كنند، نيست; صرفا [به منظور] يادآورى تفاوتهاى اساسى است كه بين علوم طبيعى و علوم اجتماعى وجود دارد. اصول همزمانى جبر گاليله، قانون جاذبه نيوتون و تئورى نسبيت انشتين شايد براى هميشه زنده و پابرجا خواهد ماند. در حالى كه تئورى‏هاى علوم اجتماعى ناپايدار، قابل تغيير، قابل جايگزينى و اغلب غير قابل تجربه هستند.

دانش جرم شناسى با توجه به موضوع خاص خود، بيشتر از علوم اجتماعى ديگر در معرض محدوديت‏هاى شديد و جدى است; آگاهى از اين محدوديت‏ها نبايد باعث‏بدبينى بلكه موجب واقع‏نگرى بايد باشد. اين آگاهى نبايد سبب تسليم، بلكه بايد موجب مقاومت در مقابل اين محدوديت‏ها گردد.

همچنانكه آقاى تورناد خاطرنشان مى‏سازد:

«خصوصيت دايمى همه تحقيقات جرم شناختى اين است كه موضوع آنها، جرم، نمود عملكرد متقابل فشارهاى اجتماعى است و اين امر مانع از پيشرفتها و خلاقيتهاى علمى در دانش جرم شناسى يا در فن اعمال اين دانش مى‏گردد. حتى ممكن است ماشينهاى خودكار و خود بخود تنظيم شونده (7) تشخيص پيشرفتهاى واقعى در فهم جرم يا در هنر برخورد با جرم را مشكل سازد.»

آرى، ممكن است در دانش جرم شناسى هرگز جايزه نوبلى نباشد. با اين حال در عصر ناامنى كه ما در آن زندگى مى‏كنيم، مقام و موقعيت‏هاى جرم شناسان، مصون و محفوظ است. [ جرم شناسان از مقام و موقعيت والايى برخوردار هستند.] مسلما مى‏توان گفت تا مادامى كه جرم است، نياز به دانش جرم نيز باقى خواهد بود. آزادى [بى‏نيازى] آكادميك از جرم‏شناسى تنها زمانى ممكن است كه ما بتوانيم جامعه‏اى بدون جرم داشته باشيم. هر چه‏قدر جرم بيشتر باشد و اشكال و الگوهاى آن بيشتر تغيير يابند، نياز به تحقيق پيرامون جرم نيز، اگر نه براى يافتن علل مشكل آن، حداقل براى درك نمودها، زمينه‏ها و جذبه‏ها و يافتن ابزارهاى مؤثر پيشگيرى يا كاهش آن، شديدتر خواهد بود.

پيش‏بينى آينده، به بهترين وجه، مخصوصا در علوم اجتماعى كار مشكل و پرخطرى است. با وجود اين، مطالعات اجتماعى تازمانى كه در برگيرنده جزء مهم تاريخى آن نبوده و نوعى بازتاب از جامعه آينده نباشد، كامل نخواهد بود. طرح تحقيقاتى و آموزشى مطلوب در علوم اجتماعى، طرحى است كه موقعيت گذشته، حال و آينده ما را بررسى و تجزيه و تحليل نمايد.

جرم‏شناسانى مثل من كه فاقد جام بلورين هستند، تنها چاره‏اى كه دارند اين است كه تلاش كنند تا آينده جرم‏شناسى را بر اساس مطالعات دقيق پيرامون تاريخ، تحول و وضعيت كنونى آن، به طور واقع بينانه ارزيابى نمايند. چنين مطالعه و تجزيه و تحليلى منجر به اين نتيجه مى‏شود كه آينده جرم‏شناسى، آينده درخشانى است. على‏رغم فقدان يك چارچوب فكرى واحد و كثرت الگوها، على‏رغم فقدان ظاهرى موفقيت در زمينه‏هاى مربوط به علت‏شناسى (8) جرم و پيشگيرى از آن و با وجود شكستها و بدبينيهاى معاصر، دلايل فراوانى جهت‏خوشبينى نسبت‏به آينده وجود دارد. يقينا من با ادعاى «يونگ‏»، «تايلور» و «والتون‏» (9) كه مى‏گويند: تجزيه و تحليل راديكال مطمئنا موجب حاشيه‏اى و كم اهميت‏شدن جرم شناسى است، مخالفم. كاملا برعكس، هيچ ترديدى ندارم كه جرم شناسى در آينده در ميان علوم اجتماعى جايگاه والا و برجسته‏اى خواهد داشت. گرچه قابل انكار هم نيست كه جرم شناسى آينده از جرم‏شناسى امروز، بدانگونه كه ما آن را مى‏شناسيم، متفاوت خواهد بود. جرم‏شناسى، امروزه به جاى اينكه در يك وضعيت‏بحرانى باشد، مرحله خاصى از پيشرفت را طى كرده و در حال رشد و بلوغ خود مى‏باشد.

جرم شناسى يك رشته پويا و پرتحركى است. اين رشته ثبات و پايدارى علوم طبيعى را نداشته و در طى دوره‏هاى كوتاه مدت زمانى، تحولات شگرف و پرهيجانى را تجربه مى‏كند. تفاوتهاى بارز جرم‏شناسى دهه 1990 با جرم شناسى دهه 1920 يا 1950 بايد ما را از خطرات ناشى از پيش بينى‏هاى بلند مدت آگاه سازد. و چون بودجه‏هاى تحقيقات جرم شناختى را عمدتا دولتها تامين مى‏كنند، تحولات جرم شناسى در جو سياسى و نوسانات در خلق و خوى عمومى، صورت مى‏گيرد.اين عامل بيانگر سبكهايى است كه گهگاه در تحقيقات جرم شناسى ظاهر مى‏شود و عمدتا نتيجه اولويتهاى تحقيقاتى است كه بوسيله مؤسسات تحقيقاتى و سرمايه‏گذارى تعيين مى‏شود. تحقيقاتى كه در دهه‏هاى آتى انجام مى‏شود، شكل و قالب جرم‏شناسى آينده را مشخص خواهد كرد. اولويتهاى تحقيقاتى آتى است كه تا حدود زيادى پيشرفتهاى حاصله و شاخه‏هايى از جرم شناسى را كه اين پيشرفتها در آنها به وقوع مى‏پيوندد، را تعيين خواهد نمود.اين اولويتها شديدا تحت تاثير منافع سياستمداران و سياستگذاران خواهد بود.

دلايل كافى وجود دارد كه سالهاى آينده شاهد بر كاهش مداوم و سريع بودجه‏هايى خواهد بود كه توسط دولتها براى تحقيقات مستقل اختصاص داده مى‏شود. در نتيجه سياستگذاران، حق اظهار نظر دايمى و تاثير روزافزون بر حوزه‏هاى تحقيقاتى و جهت‏يابى تحقيقات خواهند داشت. اين امر، به ناچار، به كاهش تحقيقات اساسى و نظرى در جرم‏شناسى و افزايش مطالعات كاربردى دقيقا متمركز شده، منجر خواهد شد. سياستمداران و سياستگذاران تحقيقى را كه داراى كاربردهاى عملى قطعى و ترجيحا آنى هستند، مسلما ترجيح خواهند داد; تحقيقى كه بلافاصله كارساز بوده و نتايج آن مى‏تواند، سريعا به سياست‏يا كارهاى سياسى برگردانده شود يا مى‏تواند يك پشتوانه تجربى و عملى را براى اتخاذ تصميمات سياسى فراهم آورد. [در نتيجه]، احتمالا تحقيقات مربوط به عدالت جنايى در سالهاى متمادى آينده، بيش از پيش عملى، غير نظرى و داراى جهت‏گيرى سياسى خواهد بود.

بخش اول: تحولات جرم در آينده

از آنجا كه جرم‏شناسى قطعا دانش جرم است، جرم‏شناسى آينده بشدت تحت تاثير تحولات آتى در ماهيت و اشكال جرم خواهد بود. ساختار مجرميت، ابعاد و گرايش‏هاى آن، در دهه‏هاى آينده بر جهت‏گيرى جرم‏شناسى شديدا تاثير خواهد داشت.

جرم يك پديده پويا و متحولى است، گر چه برخى از جرايم سنتى ممكن است‏براى قرنها ادامه داشته باشند، [لكن] بسيارى از جرايم امروزى نهايتا ناپديد گرديده و با اشكال نوظهورى از جرم جايگزين خواهد شد. من شخصا معتقدم كه مهمترين عامل واحدى كه در تغييرات بنيادين ماهيت جرم، در قرن بيستم، نقش داشته، اتومبيل بوده است. اما جاى تعجب است كه مطالعات جرم‏شناختى كه نقش ماشين را در دگرگون ساختن بسيارى از انواع جرايم و ايجاد اشكال جديدى از جرايم مورد بررسى و تجزيه و تحليل قرار دهد، بسيار اندك بوده است.

به احتمال زياد قرن بيست و يكم به مراتب شاهد دگرگونيهاى اساسى‏تر در مجرميت‏خواهد بود. اين بار تكنولوژى منشا تغيير و تحول، تكنولوژى كامپيوتر خواهد بود. كامپيوتر ويژگى حياتى و بسيار مهم زندگى در قرن بيست و يكم به شمار خواهد رفت، همچنانكه اتومبيل در نيمه دوم اين قرن [قرن بيستم] چنين نقشى داشته است. كامپيوتر تمامى سطوح و جنبه‏هاى زندگى را در اكثر نقاط دنيا شديدا تغيير داده و قطعا تحولات عميقى در ماهيت و انواع جرم به وجود خواهد آورد. در حال حاضر، بدون ترديد، رشته‏اى از جرم‏شناسى بيشترين نويد را داراست كه تغييرات نامحدود جرايم كامپيوترى را در حال و آينده مثل آثار آينده تكنولوژى كامپيوتر بر بسيارى از جرايم مالى را مورد بررسى قرار دهد.

به دليل تكنولوژى كامپيوتر، جرايم قرن بيست و يكم از جرايم امروزى خيلى متفاوت خواهد بود، و نسلهاى آتى بزهكاران ممكن است‏شباهات بسيار اندكى نسبت‏به نسلهاى مجرم در گذشته و حال داشته باشند. بسيارى از آنان احتمالا تيزهوش، مرفه و باتجربه و آموزش ديده خواهند بود. گرچه تفاوتهاى سنى ممكن است مطلقا از بين نرود [اما] تفاوتهاى جنسى و نژادى احتمالا از بين خواهد رفت. عدم تطبيق (10) با بزهكاران در جامعه امروزى و دوگانگى مرسومى كه مردم را به دو گروه متمايز - ما مطيعان قانون و آنان، قانون شكنان - تقسيم مى‏كند، ممكن است تغيير يابد. چنانچه اين امر انجام شود، احتمالا موجب ايجاد يك دگرگونى مثبت در نگرشها نسبت‏به مجرمان خواهد شد، مجرمانى كه ديگر نه در مقابل ما، بلكه در ميان ما و از زمره ما تلقى خواهند شد.

اينكه آيا همه اينها اتفاق خواهد افتاد يا نه، بايد منتظر ماند; اما چيزى كه تقريبا مسلم است اينكه، بيشتر تئورى‏هاى جرم شناسى معاصر متروك و منسوخ خواهد شد. ماهيت متغير جرم و بافت در حال دگرگون شدن جمعيت‏بزهكاران »را با «آسيب شناسى (12) »يكى دانسته و نقطه آغاز بحث آنها را، تفاوتهاى بنيادين فرضى ميان مجرمان و ديگر شهروندان مى‏داند، وارد خواهد ساخت. اشكال جديد جرم و ويژگيهاى نسلهاى آتى بزهكاران، كمبودها و نقصهاى بيشتر تئوريهاى معاصر را، مخصوصا تئوريهاى از نوع زيست‏شناختى و روان شناختى را، آشكار خواهد ساخت. سقوط اين تئورى‏ها با افزايش احتمالى خشونتهاى سياسى و كاهش خشونتهاى مالى تسريع خواهد شد. چنين تحولاتى نياز به تئوريهاى جديد جرم‏شناسى را با ابعاد سياسى به طور جدى مورد تاكيد قرار خواهد داد. ممكن است اين تئورى‏ها، با وجود شكست نظريه‏هاى موجود به نتيجه برسد.

 

بخش دوم: تحولات حقوق جزا در آينده

وابستگى متقابلى كه بين جرم‏شناسى و حقوق جزا وجود دارد، به اين معناست كه جرم‏شناسى آينده شديدا تحت تاثير تغييرات مجموعه قوانين جزايى آينده خواهد بود. گر چه مطمئنا مجموعه‏هاى قوانين جزايى آينده ماهيتا از مجموعه‏هاى قوانين جزايى معاصر متفاوت خواهد بود، اما گفتن اينكه فلسفه اساسى آنها چه خواهد بود، مشكل است.

«نوروال موريس (13) »معتقد است كه حقوق جزاى آينده عمدتا ادارى بوده و مجازات را براى نقض مكرر و دايمى مقررات قانونى حفظ خواهد كرد. فلسفه و جهت‏گيرى مجموعه‏هاى قوانين جزايى آينده هرچه كه باشد، تقريبا مى‏توان پيش‏بينى نمود كه آنها مثل مجموعه‏هاى قوانين جزايى امروز تحت‏الشعاع وسواس فكرى ناشى از حق مالكيت نخواهد بود. حقى كه «بكاريا (14) »از آن به عنوان «حق مزخرف و احتمالا غير ضرورى‏» نام برد. [براى مثال] جامعه آمريكاى شمالى در قرن بيستم ثروت كلانى بدست آورد و احتمالا اين روند در قرن آتى نيز ادامه داشته باشد; بنابراين حتى‏الامكان دلايلى بر اين باور وجود دارد كه جامعه آمريكاى شمالى در قرن بيست و يكم به مراتب با كاميابى بيشتر، با وفور اشيا و خدمات، مشخص خواهد شد. در يك جامعه فوق‏العاده مرفه و ثروتمند قطعا حق مالكيت‏خصوصى اهميت اصلى امروزى خود را از دست‏خواهد داد. اهميت نسبى جرايم مالى، كه حدودا 70 درصد كل جرايم را تشكيل مى‏دهد، بدون ترديد كاهش خواهد يافت و چيزهاى ديگرى كه امروزه ارزان تلقى مى‏شوند; مثل آزادى و آسايش افراد، حساستر و آسيب پذيرتر خواهد بود. از اين پس، چيزهاى خيلى با ارزشتر از اشياى مادى به مراتب فراوان خواهد بود.

وظيفه عمده حقوق جزا حمايت از اين چيزهاى با ارزش و آسيب پذير خواهد بود. [زيرا] همان پيشرفتهاى تكنولوژيكى، هر چه قدر حمايت از دارايى‏هاى مادى انسان را آسانتر نمايد، عليه آزاديها و حقوق بشر تهديدات بيشتر و بيشتر مطرح خواهد ساخت; البته اين به آن معنا نيست كه جرايم مالى از بين خواهد رفت; بلكه به اين معناست كه جرم مالى الگوى غالب جرايم، بدانگونه كه امروز هست، نخواهد بود. جوامعى كه جرايم مالى در آنها عمده و قابل توجه نيستند، دو دسته‏اند: [1] جوامعى كه ثروت و دارايى آنها بسيار كم است. [2] جوامعى كه ثروت و دارايى‏شان بسيار زياد است. سيستم سرمايه‏دارى فى‏نفسه، يك سيستم نابرابر و غير عادلانه است و بعيد است كه ثروت روزافزون بى‏عدالتى در مكنت و قدرت را از بين برده يا حتى كاهش دهد. [افزايش] ثروت صرفا به اين معناست كه فقرا و تهيدستان آينده خيلى فراتر از سطح زندگى بخور و نمير، زندگى خواهند كرد. و اكثريت غالب مردم نياز مادى نخواهند داشت; اما از آنجا كه بى‏نيازى مادى به معناى آزادى از انگيزه‏هاى مادى نيست (و تجربه جوامع سوسياليستى دليل تجربى محكمى بر تاييد اين امر است) ارتكاب جرايم مالى با اشكال جديد اما با حجم كمترى ادامه خواهد داشت. تقريبا به طور قطع [مى‏توان گفت كه] از بسيارى از اشكال متداول جرايم مالى كيفر زدايى (15) و از شكلهاى ديگر حتى ممكن است جرم‏زدايى (16) شود و بسيارى هم از حوزه حقوق جزا به قلمرو حقوق مدنى و ادارى منتقل خواهد شد. (17)

قرن بيست و يكم احتمالا شاهد گسترش عظيم قوانين فوق الذكر به زيان حقوق جزا بوده و به احتمال زياد از حقوق جزا به عنوان وسيله‏اى جهت‏حل و فصل اختلافات كمتر و كمتر استفاده خواهد شد. تحولات آتى مربوط به اشكال كنترل اجتماعى، پايان حبس، بدانگونه كه ما امروزه آن را مى‏شناسيم، ايجاد ضمانت اجراهاى جديد بر مبناى مفاهيم استرداد (18) و جبران خسارت (19) ،تمايز و تفكيك بين قانون جزا و قانون مسئوليت مدنى (20) را خيلى كم اهميت‏تر از آنچه كه در حال حاضر مى‏باشد، خواهد ساخت و مرزهاى بين حقوق جزا و حقوق مدنى در آينده به مراتب تيره‏تر از امروز خواهد بود. (21)

تغييرات آينده در قوانين جزايى، احتمالا جرم‏شناسان راديكال (22) را از يكى از استدلالات بسيار متداول آنان محروم خواهد ساخت; آنان ديگر قادر نخواهند بود ادعا كنند كه قانون جزا وسيله‏اى است كه هدف آن حمايت از منافع قدرتمندان و تضمين استضعاف و تحت‏سيطره دائمى بودن طبقه كارگر مى‏باشد. شايد اين امر در مورد مجموعه‏هاى قوانين جزايى امروزى، كه منشا آنها به عصر اختلافات طبقاتى خيلى بارزتر برمى‏گردد، درست‏باشد، كه بازتاب ارزشهاى اخلاقى خواص و نخبگان بوده و از منافع طبقات بالاى جامعه حمايت مى‏نمايند; اما قوانين جزايى آتى احتمالا [با قوانين جزايى كنونى] تفاوت خواهد داشت. ارزشهاى مورد حمايت اين قوانين، نه ارزشهاى مربوط به طبقه خاصى از اجتماع، بلكه ارزشها و قواعد عالى‏ترى بوده و داراى ماهيت جهانى خواهد بود.

در جامعه‏اى كه دچار وسواس فكرى ناشى از جستجوى دايمى ثروت و اشياى مادى مى‏باشد، حمايت از اموال يكى از مهمترين وظايف قانون جزاست; اما تهديد عمده جامعه آينده، آنگونه كه امروزه هست، تجاوز به حقوق مالكيت و اموال نخواهد بود. اين تهديد در مقايسه با تهديدات ناشى از تكنولوژى‏هاى هسته‏اى و ساير تكنولوژى‏ها اهميت‏خود را از ست‏خواهد داد. وحشت مردم در آينده از اين نخواهد بود كه اموال آنها به سرقت رفته يا از منازل آنان هتك حرمت‏خواهد شد. [چون] سيستمهاى امنيتى بسيار پيشرفته و برنامه‏هاى كاملا همگانى بيمه از آنها حمايت‏خواهد كرد. ترس عمده آنان از حوادث ناگوار و مهم محيطى (23) ،تروريسم‏هاى هسته‏اى يا بيولوژيكى (24) و تكنولوژيهاى ژنتيكى، كه مى‏تواند نژاد انسانى را بكلى نابود كند، خواهد بود.

[البته] ترسهاى ديگر و كم اهميت‏تر از ترسهايى كه به وسيله پيشرفتهاى تكنولوژى ژنتيكى، مهندسى ژنتيكى و دستكارى در جنين آدمى ايجاد مى‏شوند، وجود خواهد داشت. بخش عمده قوانين جزايى در آينده، بايد به قلمروهايى كه ،تلقيح مصنوعى (27) ،باروريهاى لوله‏هاى آزمايشى (28) و بانكهاى ژن و اسپرم (29) ،اجاره رحم (30) و بسيارى ديگر از مسائل مربوط به دستكارى در توليد مثل آدمى اختصاص يابد. براحتى مى‏توان تصور نمود كه تبيين اشكال جديد مجرميت‏با استفاده از تئوريهاى قديمى و متروك جرم‏شناسى، كه در طول قرن بيستم، توسعه يافته، چگونه مشكل خواهد بود. آنچه كه ذكر آن در اينجا حايز اهميت است، اين است كه منافع مادى كه در حال حاضر، قوانين جزايى بر آنها متمركز است، جاى خود را به ارزشهاى اخلاقى برتر خواهد داد. منافع بشر به طور كلى، نه منافع طبقه خاص، اصول راهنمايى را براى حقوق جزاى آينده فراهم خواهد آورد.

بنابراين انتظار مى‏رود كه جرم شناسى آينده، همچنانكه آقاى «والانژ (31) »پيش بينى نموده، با ارزشها بيشتر در ارتباط باشد و از اين رو بتدريج از گستره هدف تجربى و علمى به سوى اهداف ارزشى و فلسفى تغيير يابد.

بخش سوم: تحولات آتى در واكنش اجتماعى نسبت‏به جرم

از آنجا كه مطالعه واكنش اجتماعى در قبال جرم و انحراف بخش مهمى از جرم شناسى را تشكيل مى‏دهد، انتظار اينكه تحولات در اين واكنش اجتماعى تاثير بسزايى بر جرم‏شناسى آينده خواهد داشت، منطقى به نظر مى‏رسد. واكنش اجتماعى در قبال جرم يك اصطلاح كلى است كه در برگيرنده اجزاى متعددى نظير نگرش جامعه نسبت‏به جرم و انحراف (32) ،فلسفه كيفرى جامعه (33) ،اشكال رسمى و غير رسمى كنترل اجتماعى (34) ،ضمانت اجراهاى كيفرى (35) عليه قانون شكنان و غيره مى‏باشد.

روشهاى برخورد با انحراف بستگى به برداشت انسان از انحراف و علتهاى آن دارد. [و] تفسير انحراف هم تابع اصول و معيارهاى فكرى يك جامعه در زمان خاصى مى‏باشد. تاريخ نگرشهاى اجتماعى سه مرحله متمايزى را نشان مى‏دهد: مرحله مرموز جلوه دادن انحراف (36) ،مرحله جرم انگارى (37) و مرحله طبى انگارى انحراف (38) .

مرموز انگاشتن انحراف، به عصرى مربوط مى‏شود كه تفسيرها و برداشتهاى غيبى و ديو شناختى غالب بود.[در اين دوران] انحراف با توجه به نوعى نيروى غيبى و جن توجيه مى‏شد. در جوامع ابتدايى و روح گراى ما قبل تاريخ، عقيده بر اين بود كه انحراف اثر ارواح خبيثه يا نيروهاى شيطانى است. در عصر خداشناسى شيطان و اهريمن را مسئول انحراف تلقى نمودند. هدف مجازات، همچنانكه آقاى پفل (39) خاطر نشان مى‏سازد، «پاكسازى بدن گناهكار از آثار شيطان و بدينوسيله اعاده رابطه مناسب هيات جامعه به عنوان يك كل، با خدا بود (40) ».

عصر روشنگرى باعث ايجاد يك تحول عمده در اصول كلى فكرى و در نتيجه در نگرشها نسبت‏به انحراف گرديد. نگرش به انسان به عنوان موجودى معقول، منطقى، لذت گرا (41) و داراى اراده آزاد، به اين معنا بود كه با ترس ناشى از مجازات انسانها را مى‏توان از انحراف بازداشت. نتيجه منطقى چنين تفكرى، يعنى جرم‏انگارى انحراف، وادارنمودن بزهكاران بالقوه، از طريق تهديد ناشى از ضمانت اجراهاى كيفرى به سازگارى و تبعيت از قوانين بود.

اثبات گرايى (42) و پيشرفتهاى علم پزشكى و روانپزشكى موجب ايجاد تحول ديگرى در تعبير انحراف و نگرشها نسبت‏به آن گرديد. انحراف ديگر نه به عنوان يك پديده قانونى (43) بلكه به عنوان بيمارى محسوب گرديد و رفتارهاى انحرافى داراى معانى طبى و پزشكى گرديد. همچنين نگرش به انحراف به عنوان يك پديده آسيب شناختى (44) به معناى چرخش از مجازات به طرف درمان بود، يعنى ورود مفهوم درمان به قلمرو سياست جنايى و خروج مجازات از آن بود (45) .

طبى طلقى نمودن انحراف و پيدايش درمان را به سهولت مى‏توان از سخن زير كه از آقاى «جورج ايوس (46) »نقل شده، ملاحظه كرد:

«در آينده، وقتى كه دادگاهها زندانى را محكوم مى‏كنند، او (زندانى) به منظور تحمل يك مجازات غير عادلانه و احمقانه، به تنهايى فراموش نمى‏شود. [در سلولهاى انفرادى حبس نخواهد شد.] او بيشتر از هر بيمار ديگر، در حقيقت، مجازات نمى‏گردد. با وجود اين، ممكن است مجبور باشد تا يك دوره درمانى را كه بنا به اقتضاى طبعش ممكن است متفاوت باشد، سپرى كند. اعمال اين دوره درمانى هم ممكن است‏براى او رنج آور باشد يا نباشد.»

مرحله بعد [در نگرش به انحراف] چه خواهد بود؟ من معتقدم ما بتدريج‏به عصرى نزديك مى‏شويم كه مشخصه آن رواانگارى و مدارا با انحراف خواهد بود. جوامع همگن و تك فرهنگى، تا حدودى مربوط به گذشته هستند. [امروزه] صنعتى شدن [جوامع]، شهر نشينى و وسايل جديد نقل و انتقال، وسايل ارتباط جمعى منجر به شكسته شدن مرزهاى ، نه جغرافيايى، بلكه فرهنگى گرديده است. آنها باعث گسترش بى‏سابقه موجهاى مهاجرت و جا به جايى بى‏نظير جمعيت و عدم تجانس و همگونى شده‏اند. روند در حال كاهش نرخ تولد در جوامع صنعتى غرب، در دهه‏هاى آتى، على‏رغم استفاده از آدمكهاى مصنوعى، وارد كردن شمار زيادى از كارگران خارجى را اجتناب ناپذير خواهد ساخت. بدين ترتيب جامعه آينده از نظر اخلاقى و فرهنگى به مراتب نامتجانس‏تر از امروز خواهد بود. خصوصيت عمده اين جامعه در آينده تنوع فوق‏العاده فرهنگى و انسانى، كثرت اديان، آداب و رسوم، سنتها و اخلاقيات خواهد بود.

در يك چنين جامعه‏اى، انحراف خيلى آشكار و قابل توجه نبوده و مستلزم واكنش جدى و دستورات شديد براى انطباق نخواهد بود. تنوع [فرهنگها، اخلاق، اديان، آداب و رسوم و ...] سطوح تحمل انحراف را افزايش خواهد داد. علاوه بر اين يكى از حقوق اساسى كه مطرح گرديده و سرانجام از طرف جامعه آينده به رسميت‏شناخته مى‏شود، حق اختلاف و متفاوت بودن خواهد بود. و در نهايت رؤياى تايلور، والتون و يونگ (47) در مورد «جامعه‏اى كه در آن واقعيتهاى مربوط به تنوع انسانى اعم از شخصى، ارگانيك يا اجتماعى نبايد موضوع جرم قرار گيرد» احتمالا تحقق خواهد يافت. تحمل انحراف باعث جرم‏زدايى و كيفرزدايى وسيع از بسيارى از رفتارهايى كه هنوز هم موضوع قوانين كهنه و قديمى هستند، خواهد شد. با وجود اين، اين امر تحولى است كه به زمان طولانى نياز دارد. در آينده نزديك طرز برخوردها نسبت‏به جرم و انحراف به عنوان تابعى از سياست و وضعيت اقتصادى بين خشن و ملايم بودن و بين كيفرى و قابل گذشت‏بودن، در نوسان خواهد بود. ما مى‏دانيم كه ناامنى اقتصادى و بحرانهاى اقتصادى چه آثار منفى بر ديدگاههاى عمومى نسبت‏به مجرمان و مجازاتها خواهد داشت.

همچنين نگرشها تحت تاثير رسانه‏هاى گروهى (48) و جنبشهاى متعدد اجتماعى نظير «پاپيوليسم (49) »و «فمينيسم (50) »خواهد بود.

سخن گفتن در مورد اينكه آيا پاپيوليسم نيروى سياسى عمده‏اى در قرن بيست و يكم خواهد بود، مشكل است. هيچ سوابقى كه با استفاده از آنها بتوانيم بر نقش توده مردم عوام در جامعه بسيار تكنولوژيك و فوق صنعتى آگاه شويم، وجود ندارد. از طرف ديگر، فمينيسم هم داراى مقبوليت عام بوده و تداوم پيدا مى‏يابد. در يك دوره نسبتا كوتاه زمانى، فمينيست‏ها در ايجاد تحولات مهم در نگرشهاى اجتماعى نسبت‏به جرايم جنسى، بويژه، زناى به عنف، شونت‏خانوادگى، تبعيض عليه زمان و غيره موفق بوده‏اند. تحول در نگرشها زمينه را براى تغييرات در قوانين جزايى و رويه‏هاى عدالت جنايى در بسيارى از حوزه‏ها فراهم كرد.

جنبشهاى عوام گرايانه به بازسازى، تقويت‏يا تحول نگرشهاى قطعى، كمك كرده‏اند. جنبش بزهديده شناسى (51) نيز در جلب توجه به گرفتارى قربانيان جرايم و ايجاد تحول در قانون و سيستم قضايى موفق بوده است. اين جنبش در ايجاد و ارايه خدمات به قربانيان جرايم تعيين كننده و بسيار مؤثر بوده است. يك گروه [از قربانيان] MADD ( مادران در مقابل رانندگان مست) را مى‏توان از طريق ايجاد تغييرات قانونى، قضايى و بينشى نسبت‏به رفتار خاصى از رانندگى توام با نقص فنى تامين اعتبار نمود.

ساير گروهها، از سوى ديگر، نه عامل تحول بلكه باعث توقف، انسداد يا تاخير در تحول بوده‏اند. جنبش تكثير نسل (52) با هر گونه تلاشى در راستاى مدرنيزه كردن قوانين مربوط به توقف باردارى مخالفت كرده است. دلالان اسلحه (53) ،در ايالات متحده آمريكا مقاومت كرده و با موفقيت از بسيارى از تلاشها در راستاى كنترل مؤثر اسلحه، ممانعت كرده‏اند. بنيادگرايان دينى جهت‏باطل كردن گرايشات ليبراليستى دهه 1950 و 1960، گاها با موفقيت و يا بدون موفقيت، سخت تلاش كرده‏اند و به سانسور نمودن اخبار و گزارش‏ها روى آورده‏اند.

تئوريهاى بنيادينى كه پديده قدرت يكى از عناصر اصلى آنهاست، جهت در نظر گرفتن تغيير در موازنه قدرت از نخبگان به توده مردم، نياز به بازنگرى خواهند داشت، مفهوم نفع اقتصادى نيز، نيازمند بررسى مجدد خواهد بود. [براى مثال] منافع اقتصادى انجمن ملى ريفل (54) چشمگيرتر از آن است كه ناديده گرفته شود; با وجود اين، اينكه منافع اقتصادى بتنهايى، نيروى محرك گروههايى نظير گروههاى قربانيان، گروههاى طرفدار تكثير نسل و انجمنهاى حمايت از آزادى زنان باشد، محل ترديد است.

بخش چهارم: تحولات آتى در مجازات مجرمان

تحول مجازات يك موضوع دردناك و در عين حال جالب است; به اين دليل كه اين سير تحول نه تنها قساوت و بى‏رحمى انسان را نسبت‏به انسان ديگر به اثبات مى‏رساند، بلكه مؤيد اين ادعاى دوركيم نيز است كه مى‏گويد: تاريخ مجازات، تاريخ لغو هميشگى است. اين تحول به ما اين اطمينان خاطر را مى‏دهد كه مجازات صرفا گذشته دارد نه آينده. تاريخ به ما مى‏آموزد كه هيچ مجازاتى دايمى، خالى از نقص و حتمى نيست. به نظر مى‏رسد همه مجازاتها بعد از تامين اهداف فرضى خود از بين رفته‏اند و جامعه، آن موقع قايم مقامهاى مناسبترى را براى آنها يافته است. به استثناى مجازات اعدام، مجازاتهاى قديمى در جوامع مدرن و متمدن از بين رفته‏اند; به زنجير كشيدن بزهكاران (55) ،پرت كردن آنان به آب و غلط دادنشان بوسيله صندليهاى چوبين (56) ،تيرهاى شلاق زنى (57) ،دهان دوختن‏ها (58) ،داغ كردن‏ها (59) ،قاپوق‏ها (60) ،پوشاندن لباسهاى سرخ رنگ منقش به حروف A بر زناكاران (61) تنها در كتابهاى تاريخى، رمانها و موزه‏هاى هولناك يافت مى‏شود.

مجازات اعدام به دلايلى از تحولات اجتماعى دور مانده و هنوز هم در مجموعه‏هاى قوانين جزاى بسيارى از كشورها به عنوان يك مجازات قديمى، يادگارى از گذشته و اثرى از دوران باستان باقى مانده است. على رغم مقاومت مجازات اعدام، تحولات اجتماعى و كيفرى نشانگر محدود بودن عمر آن است. لغو كامل مجازات اعدام زمانى فرا مى‏رسد كه حرمت و ارزش حيات انسانى به مرحله‏اى برسد كه استفاده از مجازات اعدام به عنوان يك نوع ضمانت اجراى كيفرى، امرى بر خلاف انسانيت و اخلاق تلقى شود. حرمت روزافزون بدن انسان در قرون هيجدهم و نوزدهم بود كه موجب برداشته شدن مجازاتهاى بدنى [نظير] نقص عضو و قطع اعضاى بدن از زرادخانه ضمانت اجراهاى كيفرى گرديد.

لغو مجازاتهاى حبس احتمالا به زمان بيشترى از مجازات اعدام نياز خواهد داشت. با وجود اين، قطعا از بين خواهد رفت. عوامل متعددى، كه كم اهميت‏ترين آنها هزينه‏هاى مدام در حال افزايش مى‏باشد، در خاتمه دادن به عمر مجازات حبس سهيم خواهند بود. تحقيقات مستمر در مورد كارآيى زندانها، به عنوان يك وسيله بازدارنده، احتمالا دليل تجربى محكمى را كه نشانگر عدم موفقيت زندانها در ايفاى نقش عمده‏شان است، فراهم خواهد ساخت. در آينده ارزش حريت و آزادى انسان آنقدر مهم خواهد بود كه جامعه مجازات مردم را از طريق محروم كردن آنان از يكى از حقوق اساسى و غير قابل جايگزين‏شان، (حبس) بسيار ناپسند و مكروه خواهد يافت. با توجه به آنچه كه گفته شد، در جامعه آينده، تقريبا نيازمند مجازات حبس نخواهيم بود. همچنانكه آقاى «نيلس كريستاى (62) »تا حدودى سه دهه پيشين را [چنين] پيش بينى نمود: «در عصر الكترونيك اعمال كنترل موثر بر مجرمان كيفرى در خارج از زندانها ممكن خواهد بود. قائم مقامهاى ارزان‏تر، ساده‏تر، و به عقيده بسيارى، انسانى‏تر براى حصارهاى زندان بوسيله فرستنده‏هاى راديويى كه به مجرمان متصل است و از طريق موضع‏ياب‏هاى راديويى و گزارشهاى تلفنى مجرمان به دستگاههاى كنترل كننده كه توام با امكانات تجزيه و تحليل صدا هستند و غيره و غيره، فراهم خواهد شد. وادار كردن مجرمان به اقامت در يك منطقه جغرافيايى معين به گونه‏اى مؤثر و مفيد انجام خواهد شد كه نيازى به اقامت در زندان نخواهد بود.»

آنچه كه شبيه سناريوى «ارول (63) »به نظر مى‏رسد اكنون با ماست. بسيارى از اين جانشينهاى الكترونيكى حبس اكنون در ايالات متحده و كانادا مورد استفاده قرار مى‏گيرد و در كشورهاى اروپايى نظير هلند شناخته مى‏شود. اين پيشرفت نشانگر طلوع يك عصر جديد در تاريخ تحول كنترل اجتماعى است; عصرى كه كنترل تكنولوژيكى انسان و رفتارهاى وى يك رويه متعارف و شايع خواهد بود. در جامع بسيار تكنولوژيك آينده جاذبه‏هاى استفاده از اين شيوه‏هاى كنترل غالب بوده و هزينه‏هاى آن در مقايسه با هزينه‏هاى زندان بسيار كم خواهد بود. خطرات اجتماعى احتمالا كاهش يافته و ايرادات اخلاقى مقهور و مغلوب خواهد بود. در قرن هيجدهم محروم كردن مردم از آزادى [حبس] انسانى‏تر از مجازاتهاى بدنى توجيه مى‏شد و كنترل تكنولوژيكى انسانها در قرن بيست و يكم انسانى‏تر از حبس تلقى خواهد شد.

تجسم دستگاه كنترل دولتى در آينده تا حدودى هولناك است. بدون ترديد اشكال جديدى از تروريسم، هم تروريسم سياسى و هم شورشى به وجود خواهد آمد. تروريسم دومى را تداوم بى‏عدالتى‏هاى اجتماعى و سياسى كه خشونت را پرورانده است، به راه خواهد انداخت. تروريسم شورشى به دليل تهديدى كه نسبت‏به حاكميت دولت و مشروعيت قدرت ايجاد مى‏نمايد، براى هميشه واكنش شديد و جدى دولتها را فراهم مى‏كند. حوادث اخير در اين زمينه بسيار آموزنده است. خطر قربانى‏شدن يك شهروند آمريكايى، يا كانادايى يا بريتانيايى به وسيله اعمال يك تروريست، وقتى به طور عينى و در مقايسه با ساير خطرات زندگى مدرن يا ... سنجيده مى‏شود، بسيار ناچيز و كم اهميت است. با وجود اين، به دليل گزارشهاى جوسازى شده رسانه‏هاى گروهى، اين خطر، خطر بزرگ و چشمگير نشان داده مى‏شود. سياستمداران، به نوبه خود، از اين ترس براى ايجاد يك فضاى پر تشنج‏به منظور توجيه نمودن تمامى انواع اقدامات توقفى، سركوبى و ظالمانه كه تحت لواى مبارزه با تروريسم انجام مى‏شود، استفاده مى‏كنند. نتيجه آخر توسعه كلان تجهيزات كنترل دولتى است. تهديدات جدى كه اين توسعه به حقوق و آزاديهاى بشر، ايجاد مى‏نمايند واضح‏تر از آن است كه نياز به توضيح داشته باشد. يكى از خطرات، گسترش اقدامات ضد شورشى از جرايم سياسى به جرايم عمومى، از خشونتهاى سياسى به خشونتهاى معمولى، از گروههاى مخالف حكومت‏به جرايم سازمان يافته و از فعاليتهاى سياسى به قاچاقچيان مواد مخدر مى‏باشد.

يك سناريوى هولناك براى آينده، سناريويى است كه نشانگر «جامعه‏اى آنچنان مرتبط با امنيت فيزيكى است كه در معرض تهديد جدى ناشى از تضعيف تدريجى دموكراسى اجتماعى كه خواهان حمايت از آن بوده، مى‏باشد. (64) »بر اساس اين سناريو دموكراسى‏هاى غربى به آرامى و بتدريج، در نتيجه برداشته‏شدن تدريجى محدوديتهاى قانونى دولت در اعمال قدرت به «حكومتهاى پليسى بزرگ هم مسلك (65) »تغيير شكل خواهند داد. محدوديتهايى كه حكومت پليسى را از حكومت قانونى متمايز مى‏گرداند (66) . بر اساس نظر «كبلر» مشخصه چنين حكومتهاى پليسى بزرگ هم مسلك، اين خواهد بود كه برخوردهاى پليس به تمامى قلمروهاى زندگى اجتماعى تسرى يافته و نگرشى كه تحت‏الشعاع مفاهيم «امنيت‏» و «نظم‏» است، عموميت‏خواهد يافت. كبلر (67) از يك چنين حكومت پليسى تصوير زير را، ترسيم مى‏نمايد:

«مفاهيمى كه از تئورى و متدهاى پليس سرچشمه مى‏گيرد، در جهت‏دهى يا قلع و قمع درگيريهاى سياسى به كار گماشته مى‏شود. اين مفاهيم شامل «نظم (68) »، « دستورات (69) »، « امنيت (70) »، « اطاعت (71) »و «پيشگيرى (72) »مى‏باشد. استراتژيهاى پليس با مديريتهاى متعارض و مختلف جهت دفاع از «بهنجارى (73) »در مقابل هر نوع رفتار سياسى انحرافى مورد استفاده قرار مى‏گيرد. نهادهاى پليسى منحصرا در تعقيب منطق مبارزه عليه دشمن، تعريف مى‏كنند كه «نظم‏» چيست و چه كسى آن را «مى‏شكند»؟

پيشرفتهاى بزرگ در كامپيوتر و تكنولوژى نظارت به ظهور حكومت پليسى بزرگ هم مسلك كمك كرده، و تكنيك‏هاى كنترل سياسى را كه سابقا غير قابل تصور بودند، عرضه خواهد كرد. كل اين مساله حتى به وسيله جرم‏شناسان بنيادگرا مورد بررسى قرار نگرفته است. نياز به نوشتن مقاله‏اى در خصوص جايگاه و نقش كامپيوترها در تكنولوژى سركوبى هنوز باقى است.

چشم انداز دموكراسى‏هاى غربى كه به حكومتهاى پليسى بزرگ هم مسلك تغيير شكل مى‏يابند، براى جرم‏شناسان راديكال و ليبرال زياد اميدوار كننده نيست. آينده علوم اجتماعى در يك چنين سناريوى تاريك، تيره و تار خواهد بود. اعتراض سياسى بسختى مجازات گرديده و با مخالفتهاى سياسى شديدا برخورد خواهد شد و بنيادگرايى در آكادمى‏ها غير قابل تحمل خواهد بود. علوم اجتماعى نيازمند يك فضاى مطلوب معنوى است كه آزادى بيان و عقيده را مجاز بداند.

فصل دوم: جرم‏شناسى آينده

چيزى به عنوان علوم اجتماعى لايتغير و خشك و انعطاف‏ناپذير وجود ندارد. [بنابراين] سخن گفتن از جهت‏يابى مشخص هر رشته از علوم اجتماعى در آينده غير ممكن است; چون هميشه چشم‏اندازهاى مختلفى وجود دارد. طبيعتا انسان مى‏تواند بر جهت‏يابى عمده و غالب هر رشته تامل نمايد; براى مثال در مورد آنچه كه 50 تا 100 سال بعد به عنوان جرم‏شناسى اصيل و عمده مشخص خواهد شد، تفكر نمايد.

تحولات فوق‏الذكر در مورد جرم، قوانين جزايى، نگرشهاى اجتماعى نسبت‏به جرم و انحراف، شيوه‏هاى كنترل اجتماعى به اين معناست كه جرم‏شناسى آينده از جرم‏شناسى معاصر بسيار متفاوت خواهد بود. بسيار اندكى از فرضيه‏ها و انگاره‏هاى جارى جرم‏شناسى سنتى يا جرم‏شناسى راديكال، احتمالا، تاييد و تصديق خواهد شد. [بلكه] ممكن است نادرستى اكثر آنها ثابت گردد. نه جرم شناسى اثبات گرا (74) با تاكيدش بر آسيب شناسى فردى (75) و ناهنجاريها و بى‏قاعدگيهاى بزهكاران، و نه جرم‏شناسى راديكال با تكيه‏اش بر اختلافات طبقاتى و ظلم و اجحاف طبقات بالاى جامعه بر طبقات زحمتكش، قادر خواهد بود، حداقل با همين شكل فعلى و بدون اصلاحات عمده‏شان، در خصوص اشكال عمده جرم در جامعه مكانيكى، كامپيوترى و روباتى (76) آينده، توجيهات متقاعد كننده ارايه دهد.

انتقادات جارى كه بر دو الگوى متفاوت عمده در جرم‏شناسى وارد شده يا مى‏شوند بهترين راهنماهايى هستند كه ما را به پيشرفت آتى جرم شناسى رهنمون مى‏سازند. از آنجا كه جرم‏شناسى به داخل قرن بيست و يكم حركت مى‏كند. انتظار اينكه جرم‏شناسى در نتيجه و يا در پرتو اين انتقادات، انگاره‏ها و فرضيه‏هاى خود را اصلاح نموده و پاراديگهاى بنيادين و ديدگاههاى نظرى خود را دوباره بررسى نموده و تئوريهاى خود را دوباره تنظيم نمايد، منطقى به نظر مى‏رسد.

 

بخش اول: كمبودها و نقصهاى كنونى - شاخصهايى براى جهت گيريهاى آينده

در جرم‏شناسى معاصر سه ديدگاه تقريبا متفاوت را مى‏توان تشخيص داد:

1- جرم‏شناسى محافظه كار (77) كه داراى جهت‏گيرى اصلاحى بوده و جرم شناسى ادارى نيز گفته مى‏شود; دو فرضيه اساسى اين جرم شناسى عبارتند از: [اول] شناسايى انحراف با آسيب‏شناسى، [دوم] اعتقاد به اينكه قانونشكنان از شهروندان مطيع قانون اساسا متفاوت هستند. جرم‏شناسى محافظه كار طرفدار ثبات بوده، حفظ ايدئولوژى رسمى را پذيرفته و به آن كمك مى‏كند. نه تنها مشروعيت نظم قانونى را مى‏پذيرد، بلكه مشروعيت آن را به عنوان يك فرض، مسلم و بديهى دانسته و آن را ذاتى و مطلق مى‏بيند.

2- جامعه شناسى ليبرال انحراف، كه شديدا بر نگرش برچسب زنى (78) و «تعامل گرايى (79) »تكيه دارد. اين ديدگاه از ثبات و استقرار انتقاد كرده و از تحولات در قانون و سيستم عدالت جنايى به منظور كاهش تعصبات و بى‏عدالتيهاى نهفته در ذات اين سيستم طرفدارى مى‏كند. مشروعيت نظم قانونى را زير سؤال برده و آن را نسبى دانسته و معتقد است كه يك بحران مشروعيت وجود دارد. قانون فى‏نفسه خوب تلقى مى‏شود. بسيارى از قوانين موجود بد بوده و نياز به اصلاح دارند.

3- جرم شناسى راديكال، ماركسيست كه نه اصلاح گرا است و نه اصلاح طلب، بلكه انتقادى، ضد ثبات بوده و هدفش تغيير نظامهاى اجتماعى و اقتصادى است. اين جرم شناسى اين ايدئولوژى «غلط‏» را كه نظام سرمايه‏دارى به نفع كارگران است، افشا كرده و از حالت افسانه بودن بيرون آورد. [از نظر اين شاخه از جرم شناسى] نظام قانونى موجود نامشروع تلقى گرديده و عدم مشروعيت آن به اين دليل كه دولت و طبقه حاكم از حقوق جزا براى تضمين بقاى نظام كاپيتاليستى استفاده مى‏كنند، ذاتى و مطلق در نظر گرفته مى‏شود. (80)

همچنان كه از اين تقسيم‏بندى اوليه مى‏توان ملاحظه كرد، سه ديدگاه قابل شناسايى وجود دارد. معذلك در ادبيات جرم شناسى معاصر تقسيم بندى جرم‏شناسى از دو جهت كاملا معروف است. [الف] جرم شناسى سنتى يا جرم‏شناسى اصيل; [ب] جرم‏شناسى انتقادى. جرم شناسى سنتى داراى عناوين متعدد جرم شناسى مرسوم، ادارى، اصلاح گرا، اصلاح طلب، اثبات گرا، بالينى، كاربردى، عمل گرا و غيره مى‏باشد و جرم شناسى انتقادى هم داراى عناوين ماركسيستى، سوسياليستى، ماترياليستى، جديد، ضد اصلاحى [راديكال] و غيره مى‏باشد. عناوين «انتقادى (81) »و «راديكال (82) »اغلب به جاى يكديگر به كار مى‏روند، كه اين امر گمراه كننده است. درست است كه كسى نمى‏تواند بدون انتقادى بودن، راديكال باشد، اما مى‏تواند انتقادى باشد بدون اينكه اين امر با راديكال بودن او ملازمه‏اى داشته باشد.

گرايش به دو قطبى كردن جرم شناسى جاى تاسف است. چون اين گرايش تعدد ديدگاهها را هم در داخل جرم شناسى سنتى و هم جرم شناسى راديكال ناديده گرفته و تمايل به اين دارد كه جرم شناسان را با ديدگاههاى ماهيتا متفاوت و حتى با ايدئولوژى‏هاى متفاوت در يك قطب جا دهد.

از زمان ظهور جرم شناسى جديد (83) ،جرم‏شناسان راديكال در حملات خود نسبت‏به جرم شناسى سنتى و مرسوم و انتقاداتشان از آن، كاملا صريح بوده و شدت عمل به خرج داده‏اند. آنان جرم‏شناسى سنتى را به دليل غير تصورى بودن (84) ، غير تاريخى بودن، غير سياسى بودن و حتى به دليل غير سياسى كردن مسايل جرم‏شناسى، مورد انتقاد قرار داده و آن را و التقاط گرايى روشنفكر مآبانه (86) و پشتيبانى از اصلاحات جزيى و يك وهله‏اى متهم كرده‏اند. آنان از نگرش محدود جرم شناسى سنتى نسبت‏به مساله جرم اظهار تاسف كرده و آن را محكوم دانسته‏اند. و همچنين كوتاهى جرم شناسى سنتى را از بررسى علل و عوامل وسيعتر (يا در حقيقت علل مستقيم) جرم و انحراف، محكوم كرده و ادعا مى‏كنند كه اين علل و عوامل نامحدود را تنها بر حسب تغيير سريع احتمالات سياسى - اقتصادى جامعه صنعتى پيشرفته مى‏توان فهميد. (تايلر، والتون و يونگ 1973). آنان همچنين جرم‏شناسى سنتى و مرسوم را به دليل امتناع از بررسى جامعه به عنوان يك كل و در حقيقت‏به دليل جدا در نظر گرفتن مردم از جامعه، محكوم كرده‏اند. جرم شناسان محافظه كار به جهت ناديده گرفتن ساختار قدرت، و بى‏توجهى يا كم توجهى به جامعه‏شناسى حقوق، و به دليل كوتاهى در توجه به «مسايل اساسى تحريك كننده‏» كه تداوم جرم و انحراف و مخالفت، آنها را مطرح مى‏نمايد، مورد انتقاد قرار گرفتند.

منتقدان ديگر به حملات و انتقادات جرم‏شناسان راديكال پاتك زدند. «وارد كنندگان ضربات سنگين (87) »نظير كلوكار (88) و مانكوف (89) ،نظريه پرداز مخالف، جرم شناسان راديكال را به دليل «دانش بى‏روح‏شان، نقصها و كمبودهاى تجربى نامطلوبشان، به دليل امپرياليسم سياسى - اخلاقى خشن‏شان (كلوكار) و به دليل ضعف روشنفكرى آنان كه دست كمى از ضد روشنفكرى ندارد (مانكوف) مورد انتقاد قرار دادند. «وارد كنندگان ضربات سبك (90) »جرم شناسى راديكال را به دليل «جهالت تاريخى، كم تجربگى، مبناى احساساتى داشتن آن، تعصب آن نسبت‏به روشنفكرى، ورشكستگى علمى و آكادميك‏اش‏» مورد انتقاد قرار دادند.

ساير منتقدان، «فراعمل گرايى (91) »، « ابرازگرايى (92) »و «نگرش رومانيك نسبت‏به قانون شكنى (93) »جرم شناسى راديكال را ذكر كرده (94) و به كوتاهى جرم شناسان راديكال از توجه به جرم در كشورهاى سوسياليست، عملكردها و تعهدات شديد سياسى آنان، اجتناب آنان از تحقيقات تجربى، شيفتگى‏شان به ايدئولوژى ماركسيست و اعتقاد مطلق نسبت‏به «خوبى‏» جامعه سوسياليست و جنبه سياسى افراطى دادنشان به جرم، اشاره كردند. (95)

... پيش‏بينى‏ها درباره آينده جرم شناسى راديكال فراوان است. اين پيش بينى‏ها از پيشگويى‏هاى وخيم و تيره و تار «كارل كلوكارس (96) »گرفته تا پيش بينى‏هاى معقول و واقع گرايانه «دان گيبونز (97) »متغير است. كلوكارس پيش بينى مى‏كند كه مشهورترين و پرآوازه‏ترين نوع جرم شناسى راديكال، يعنى جرم شناسى راديكالى كه ملهم از تئورى ماركس مى‏باشد، از شدت وحدت بررسى‏هاى محققانه و دقيق، جان سالم بدر نخواهد برد. او معتقد است كه ورشكستگى كامل آن بزودى اعلام خواهد شد و تصديق مى‏كند كه ما شاهد آخرين مرحله جرم‏شناسى ماركسيست مى‏باشيم. على رغم اضمحلال سوسياليسم در اروپا، اين نظريه افراطى غير قابل توجيه به نظر مى‏رسد. مخصوصا وقتى كه انسان تحقيق «پل فرى (98) »، از جرم شناسان آكادميك را به خاطر مى‏آورد، كه در آن حدود 57 نفر از پاسخ دهندگان اعلام كردند كه «جرم شناسى جديد» جانشين عملى جرم شناسى سنتى است. پل فرى نقل مى‏كند كه پاسخ دهندگان متمايل به چشم اندازى از جرم شناسى جديد بودند كه داراى توان بالقوه‏اى بوده و مى‏تواند جرم شناسى سنتى را عوض كند.

«فريد ريچز (99) »دو سناريوى ممكن را براى تحول جرم‏شناسى راديكال ارايه مى‏دهد: يكى سناريوى منفى و ديگرى سناريوى مثبت. سناريوى اولى، انشعاب بالقوه جريانات متفاوت را در داخل جرم شناسى راديكال و همچنين خطرات هميشگى گزينش و انتخاب را مورد تاكيد قرار مى‏دهد. اين سناريوى بدبينانه آنچه را كه آقاى «راك (100) »دقيقا يك سال قبل بيان كرد منعكس مى‏نمايد. وقتى كه او نوشت:

«مى‏توان تصور نمود كه جرم شناسى راديكال به انبوهى از جرم شناسيهاى فرعى متلاشى گرديده و هر يك در راستاى ديدگاه جهانى اصيل، تغيير جهت‏خواهد داد.»

سناريوى دوم فريد ريچز اين احتمال را در نظر مى‏گيرد كه انواع موجود جرم‏شناسى راديكال همديگر را تكميل و تقويت نموده و تا آخر دهه 1990 نظام راديكال، كه به اعتقاد او پاسخ‏گوترين نظام به هرج و مرج‏هاى اقتصادى دهه 1980 بوده، پاراديگم غالب جرم‏شناسى خواهد بود.

به اعتقاد گيبونز، چنين پيشرفتى خيلى بعيد است. اين احتمال كه جرم‏شناسى اصيل و سنتى مرده اعلام گرديده و يك جرم شناسى راديكال يا جرم شناسى ماركسيستى جديد به عنوان الگوى غالب به وجود آيد، به نظر او كاملا بعيد به نظر مى‏رسد; زيرا همچنانكه وى خاطرنشان مى‏سازد:

«جرم‏شناسان راديكال از نظر تعداد خيلى محدودتر از آن هستند كه بتوانند موجب ايجاد چنين پيامدى گردند. حتى مهمتر از اين ... بسيارى از مسايل مهم جرم‏شناسى راديكال مبهم، ظاهرا ساده، يا ناتمام و ناقص هستند، به گونه‏اى كه تئورى جرم شناختى ماركسيست‏به اندازه كافى صريح و قاطع نيست كه بتواند حمايت اكثر جرم شناسان را جلب كند (101) ».

به نظر گيبونز محتمل‏ترين پيشرفت در جرم شناسى آينده پيشرفتى است كه در آن نوع اصلاح شده جرم شناسى اصيل و سنتى، توسعه خواهد يافت. اين جرم شناسى متشكل از بسيارى از موضوعاتى خواهد بود كه در سالهاى اخير در تئورى برچسب‏زنى اجتماعى، ادبيات انحراف، تعابير مختلف انديشه جرم‏شناختى و تجزيه و تحليلهاى راديكال - ماركسيستى ظاهر شده‏اند.

گفته شده است كه در راه پيشرفت ديدگاهها و راه و روشهاى جرم شناسى انتقادى به عنوان رويه غالب جرم‏شناسى، موانعى وجود دارد. در يك جامعه معين به نظر مى‏رسد روند كلى هر رشته از علوم اجتماعى با نظامهاى اجتماعى و اقتصادى موجود شكل گرفته و بدان وابسته است. اگر چنين است. نتيجه‏اش اين است كه در نظام سرمايه‏دارى روند كلى علوم اجتماعى [جرم‏شناسى] نمى‏تواند ماركسيستى باشد و در سيستم ماركسيستى روند كلى نمى‏تواند يك روند سنتى و مرسوم باشد. بنابراين پذيرفتن اينكه در نيم قرن بعد روند كلى جرم شناسى در آمريكاى شمالى، الگوهاى زيربناى آن هر چه كه باشد، با نظام اجتماعى و سيستم سياسى - اقتصادى موجود هماهنگ خواهد بود، منطقى به نظر مى‏رسد. انسان نيازمند نيست تا تصور را به مرز پيش‏بينى آنچه را كه آينده براى جامعه آمريكاى شمالى متضمن آن خواهد بود، ادامه دهد. اگر فكر كنيم يا انتظار داشته باشيم كه در 20، 30 يا 50 سال بعد، سوسياليسم جانشين كاپيتاليسم، به عنوان شيوه غالب توليد خواهد بود، يا اينكه يك تحول بنيادين در روش سازماندهى روابط توليدات اقتصادى به وجود خواهد آمد، صرفا ساده انديشى و جهالت‏خواهد بود. تحولات سياسى اخير در اروپاى شرقى حاكى از آن است كه چنين احتمالى فوق‏العاده بعيد است. هيچ ترديدى وجود ندارد كه جامعه آمريكاى شمالى در 2050 يك جامعه سرمايه‏دارى بسيار پيشرفته و نخستين مدل يك جامعه فرا صنعتى خواهد بود.

بخش دوم: جهت‏گيرى‏هاى آتى جرم شناسى

اگر اين فرضيات درست‏باشد، در اين صورت الگوى غالب براى جرم شناسى آمريكاى شمالى نمى‏تواند يك الگوى ماركسيستى يا راديكال باشد و نخواهد بود. البته اين مطلب به آن معنا نيست كه الگوهاى معاصر جرم شناسى محافظه كار و ليبرال در آينده لا يتغير و بى‏رقيب خواهد بود. [بلكه] برعكس احتمال مى‏رود كه كاملا تغيير شكل يابند. محتوا، شكل‏گيرى و جهت‏يابيهاى جرم شناسى آينده نه تنها تحت تاثير تحولات آتى جرم، حقوق جزا، واكنش اجتماعى سبت‏به انحراف و شيوه‏هاى كنترل اجتماعى فوق الذكر خواهد بود، بلكه عمدتا به موفقيت جرم شناسان اصيل و سنتى در اصلاح نقصها، معايب، ضعفها و كمبودهايى كه بوسيله جرم شناسان راديكال شناسايى و محكوم گرديده، وابسته خواهد بود. آنان به عنوان روشنفكر، اعم از آكادميك‏ها و پژوهشگران، نمى‏توانند نسبت‏به انتقادات شديد و جدى كه بر جرم شناسى سنتى و مرسوم وارد گرديده، بى‏تفاوت و بى‏اعتنا باشند. بنابراين بايد انتظار داشت كه جرم شناسان اصيل و سنتى خواه محافظه كار و ليبرال، خواه اصلاح گر يا اصلاح طلب. حداقل پاره‏اى از ايرادات اساسى وارده را مورد توجه قرار خواهند داد. اين امر بايستى امكان ترسيم خطوط اساسى را كه جرم شناسى سنتى و اصيل (102) در دهه‏هاى آتى در امتداد آن احتمال پيشرفت را دارد، فراهم سازد.

الف) جرم شناسى اصيل در آينده به تاريخ، بيشتر اهميت‏خواهد داد

تاريخ شناسى جرم يكى از فراموش شده‏ترين حوزه‏هاى جرم شناسى است. جرم را بدون بررسى و تجزيه و تحليل زمينه‏هاى تاريخى آن نمى‏توان درك كرد. لكن مورخان به دلايلى از مطالعه تاريخ حقوق غفلت كرده‏اند و حال آنكه جرم شناسان مطالعه تاريخ اجتماعى جرم را بى‏اساس دانسته‏اند. بدون ترديد، توجيه اين امر، در توجه عمده جرم شناسى سنتى بر آسيب‏شناسى فردى نهفته است، تاكيدى كه منتهى به كنار گذاشتن تاريخ به عنوان امرى نامربوط در تفسير پديده مجرمانه مى‏گردد. حتى در سالهاى اخير [نيز] مطالعات تاريخى در جرم شناسى نسبتا كم بوده است. در دهه 70 گيبونز (103) متوجه شد كه جرم شناسى آمريكايى گر چه بيش از هشت دهه قدمت دارد [لكن] تحقيقات جرم شناختى، من حيث المجموع بندرت به گذشته جرم در قرن هيجدهم و قبل از آن توجه داشته‏اند و در نتيجه از نظر تاريخى فقير هستند.

تحقيق «فوكالت (104) »و گزارش وى از اينكه چگونه نهادهاى كيفرى و قدرت مجازات كردن بخشى از زندگانى ما مى شود، نه تنها گرايش رو به زوال را نسبت‏به تاريخ كيفر شناختى احيا كرد، بلكه نقش حياتى را كه تاريخ مى‏تواند در تقويت فهم ما از پديده مجرمانه و عدالت جنايى ايفا كند، نشان داد. بنابراين بايد انتظار داشت كه جرم شناسان در سالهاى آتى به تاريخ توجه بيشتر نمايند و تاريخ يك بعد مهمى از تجزيه و تحليل جرم و واكنش اجتماعى نسبت‏به انحراف و نهادهاى عدالت جنايى باشد.

ب) جرم شناسى اصيل در آينده توجه بيشترى به جامعه شناسى حقوق خواهد داشت

آقاى «چمبليس (105) »در تاليفات خود در سال 1964 كمبود شديد تجزيه و تحليلهاى جامعه شناختى لازم را، از رابطه بين قوانين خاص و محيط اجتماعى كه اين قوانين در آن ظاهر شده، تفسير گرديده و شكل مى‏گيرند، تقبيح نمود. جامعه شناسى حقوق، همچنانكه «آبرت (106) »خاطرنشان مى‏سازد، به عنوان يك مددكار، نقش حياتى مهمى در افزايش آگاهيهاى حقوقدانان از نقش آن در جامعه، ايفا مى‏كند.

جامعه شناسى انحراف و ديدگاه برچسب زنى، تصريح مى‏كند كه جامعه شناسى حقوق بخش لاينفك تحقيقات جرم شناختى است. تحول تاريخى جرم شناسى نشان مى‏دهد كه مطالعات جامعه شناختى از حقوق ضرورى بوده و گام منطقى در تحصيل دانش جرم شناسى است. بدين ترتيب بود كه توجه تحقيقات جرم شناسى از قانون شكنى [بزه]، (مكتب كلاسيك) به قانون شكنان [بزهكاران] (مكتب تحققى ايتاليايى) تغيير كرد تا شامل قانونگذارى و قانونگذاران (جامعه شناسى حقوق) و اجراى قانون و مجريان آن (ديدگاه برچسب زنى) بشود.

ج) جرم شناسى اصيل در آينده داراى جهت‏گيرى سياسى خواهد بود

مشخصه جرم شناسى در آينده آگاهى وسيع از ابعاد سياسى جرم و نقشهاى سياسى حقوق جزا و سيستم عدالت جنايى خواهد بود.

جرم شناسى سنتى و مرسوم به دليل غير سياسى بودن بحق مورد انتقاد قرار گرفته است. قبل از نيمه دهه 1960 جرم شناسى اصيل با ويژگى، قبول بى چون و چراى تعاريف جرم شناخته شد. علاوه بر اين، همچنانكه آقاى «آلن (107) »خاطر نشان مى‏سازد، ابعاد سياسى عدالت جنايى براى اكثر كسانى كه به صورت حرفه‏اى يا آكادميك درگير مطالعه و اجراى عدالت جنايى بودند، اهميت اساسى نداشت. جامعه شناسان انحراف، تئوريسين‏هاى برچسب زنى و جرم شناسان راديكال را، به دليل حساس كردن جرم شناسان سنتى به اين حقيقت كه تعريف رفتار و كردار به عنوان جرم ذاتا يك تصميم سياسى است و حقوق جزا و سيستم عدالت جنايى از منافع سياسى بخصوص حمايت مى‏كند. و وظايف سياسى را انجام مى‏دهد، بايد ستود. همچنانكه آقاى آلن مى‏گويد:

«به دليل ماهيت ضمانت اجراهاى كيفرى، منافعى كه از سيستم عدالت جنايى خواسته مى‏شود تا از آن حمايت نمايد، و به دليل اينكه اين سيستم بازوى حكومت و وسيله‏اى براى اجراى قدرت است. عدالت جنايى ذاتا و به طور اجتناب ناپذير سياسى است. عدم درك اين حقايق بود كه حفظ ارزشهاى سياسى مهم را براى بيشتر دانش پيشين در اين زمينه، بى‏اهميت و حتى خطرناك تلقى نمود. منافع اساسى بشريت، در حال حاضر، مثل گذشته، با اعمال قدرت دولت توسط نهادهاى عدالت جنايى تهديد مى‏شود; در نتيجه در درجه نخست اهميت است كه اين واقعيت در دانش [مربوطه] انعكاس يابد.»

اينكه جرم شناسى آينده اين ابعاد سياسى را بتواند ناديده بگيرد، محل ترديد است. مخصوصا با توجه به اينكه احتمال دارد سركوبى دولت ويژگى سياسى بيشترى را به خود بگيرد. حد فاصل بين جرم سياسى و جرم عمومى (108) (يا جرم مبتنى بر كامن لا) در آينده، در نتيجه بيشتر سياسى شدن مجرمان و تاكيد دولتها بر اينكه شورشيان سياسى چيزى جز مجرمان عمومى نيستند، به طور فزاينده‏اى تيره و تار خواهد شد. سياسى شدن جرم شناسى اصيل در آينده الزاما به اين معنا نيست كه از جرم شناسى علمى به عنوان وسيله جهت ترويج انديشه‏هاى سياسى خاص استفاده خواهد شد.

د) جرم شناسى اصيل در آينده، بيشتر دستورى و ارزشى خواهد بود

به احتمال زياد تصور دفاع و پشتيبانى از جرم شناسى غير ارزشى، در آينده مشكل خواهد بود.

«ويلبر (109) »عقيده داشت كه اگر قرار است جامعه شناسى واقعا علمى بوده و جامعه شناسانى كه معتقدند، جامعه شناسى يك علم عينى و غير ارزشى است، (110) نصيحتش را گوش فرا دهند، بايد از نظر ارزشى بى طرف باشد. تعدادى از جرم شناسان سنتى و اصيل موضع مشابهى را اتخاذ كرده و عمدا از توجه به مسايل سياست جنايى خوددارى نموده‏اند. آنان تابع پند و اندرزهاى جرم شناسان بسيار معروفى نظير «سلين (111) »و «مانهايم (112) »بودند كه از جدايى سياست جنايى از جرم شناسى پشتيبانى مى‏كردند.

براى جرم شناسانى كه در مغز خود يك جرم شناسى عينى، بى‏طرف و غير ارزشى را مى‏پرورانند، مساله دستورى و ارزشى بودن جرم شناسى يك مساله پر دردسرى بوده است و تلاش آنان در راستاى حفظ موضع به اصطلاح غير ارزشى‏شان و پنهان كردن جبهه‏گيريهاى آنان در پشتيبانى از وضعيت كنونى (113) ناكام مانده است. بنا به دلايل آشكارى، چون جرم شناسان راديكال و انتقادى عليه علوم اجتماعى غير ارزشى داراى تعصب خاصى هستند، از اين معضل در زجر و عذاب نبوده‏اند.

از آنجا كه هدف آرمانى جرم شناسى اصيل يعنى جرم شناسى غير ارزشى و بى‏طرف از لحاظ ايدئولوژيكى، كمتر و كمتر قابل حصول است (و شايد مطلوبيت كمترى دارد)، جرم شناسى آينده، بيشتر دستورى و ارزشى بوده و نه تنها با آنچه كه بوده است و آنچه كه هست در ارتباط خواهد بود، بلكه «آنچه كه بايد باشد» را مورد توجه قرار خواهد داد. هر چند كه جرم شناسان سنتى و اصيل در آينده ممكن است‏به اندازه جرم شناسان راديكال معاصر داراى تعهد سياسى و ايدئولوژيكى نباشند، اما آنچه كه مطمئنا به نظر مى‏رسد اين است كه، جرم شناسى اصيل در آينده يك جرم شناسى گوشه گير و منزوى نخواهد بود و بيشتر جرم شناسان دور ماندن از بحثهاى داغ ايدئولوژيكى و سياسى را كه در اطراف آنان بيداد خواهد نمود، بيش از پيش مشكل، و شايد غير ممكن، خواهند يافت. حفظ جدايى «جرم شناسى علمى (114) »از يك طرف و «سياست جنايى (115) »از طرف ديگر نيز مشكل خواهد بود [و] قطعا اقتضاى سرمايه گذاريهاى تحقيقاتى مستقيم دولتى، تحقيقاتى خواهد بود كه در رابطه با مسايل سياسى داراى اهميت صريح و آشكارى خواهد بود (116) .

و) جرم شناسى اصيل آينده، نظريه جرم شناختى را در يك نظام تئوريكى وسيع‏تر ادغام خواهد كرد

ديدگاهى را كه جرم شناسى سنتى در تفسير پديده مجرمانه پذيرفته، بنا به دلايل متعددى مورد انتقاد قرار گرفته است. «اسكور (117) »،گرايش عمومى را در نگرش به جرم به عنوان يك پديده غير اجتماعى و بيگانه و تا حدودى خارج از جامعه سازمان يافته محكوم نمود. او اصرار دارد كه اين نگرش منجر به «تجزيه كردن مسايل جرم و ناديده گرفتن روابط نزديك آنها با ساير شرايط اجتماعى كه بزهكاران مانند افراد ناكرده بزه درآن شرايط بزرگ مى‏شوند، مى‏گردد.»

آقاى «والد (118) »در توضيح نظريه‏هاى متعدد جرم، اظهار داشت:

«... جرم بر اساس اينكه چه نوع خط مشى فكرى نقطه آغاز بحث‏باشد در آينده به گونه‏هاى مختلفى تفسير خواهد شد. هر ديدگاهى خود را معمولا خودكفا تلقى كرده و هيچ كدام براى تاييد و تصديق خود به ديدگاههاى ديگر متوسل نخواهد شد. هر يك تفاسير خود را تقريبا بسيار مناسب دانسته و هيچكدام انتقاد از نقطه نظر ديگر را نپذيرفته و از آن استقبال نخواهد نمود.»

در چنين شرايطى كه والد توصيف مى‏كند، درك اينكه چرا جرم شناسى نظرى در انجام وظيفه اصلى خود «تفسيرجرم‏» ناموفق بوده است، مشكل نيست. چون رفتارى كه مجرمانه توصيف مى‏شود، نوعا از رفتار ديگرى كه جرم شناسى نظرى سعى در تفسير آن را به طور مستقل، يا به گونه‏اى ديگر از رفتار غير مجرمانه خيلى مفيد نمى‏داند، متفاوت نيست. تا كنون تفسيرهاى فردگرايانه از قرار دادن رفتار مجرمانه در داخل يك تئورى كلى از رفتار بشرى، ناكام بوده‏اند و با آن گواينكه، يك واحد مجزايى بوده، برخورد كرده‏اند. حقيقتا تا مادامى كه هيچ نوع تئورى متقاعد كننده و كاملا ضايت‏بخشى از رفتار انسان به طور كلى وجود نداشته باشد، هيچ نوع تئورى كاملا مناسب يا عموما پذيرفته شده از رفتار مجرمانه وجود نخواهد داشت. (119)

از آنجا كه جرم يك پديده واحد و مجزايى نمى‏باشد، به اعتقاد والد هيچ نظريه واحدى كه بتواند رفتارهاى بسيار متنوع و پيچيده انسان را تفسير نمايد، به وجود نخواهد آمد. او همچنين از نظريه جرم شناختى، تا زمانى كه مجموعه كاملى از «علوم رفتارى (120) »در تفسير نظرى رفتار انسان به طور كلى، به آن كفايت و شايستگى لازم نرسيده‏اند، اين انتظار را ندارد كه از رفتار مجرمانه تفسيرهاى كاملا شايسته و مقبولى را ارايه دهد.

از طرف ديگر، تفسيرهاى جامعه شناختى اصيل و سنتى، نيز نتوانسته‏اند، جايگاه جامعه شناسى جرم را در داخل موضوعات مهم تئورى جامعه شناختى سنتى تعيين كرده و جرم را در ارتباط خيلى نزديك با تاريخ، اقتصاد و علم سياست‏بدانند.

گيبونز (121) ،پيش بينى مى‏كند كه سطوح جرم و واكنشها در مقابل قانون شكنى تحت تاثير تحولات اقتصادى‏اى خواهد بود كه در جامعه آمريكا در شرف وقوع بوده و به پيش‏بينى نسل جديدى از جرم شناسان نيازمند است:

«اقتصاد آمريكا را ديگر نمى‏توان اقتصادى تلقى نمود كه به توجه ويژه‏اى نياز نداشته باشد. از آنجا كه جرم‏شناسان به دنبال كشف ابعاد على [علل] جرم هستند، در مطالعه عوامل اجتماعى جرم بايد اقتصاد را هم در نظر بگيرند.»

م) جهت گيرى گسترده‏تر جرم شناسى اصيل در آينده در راستاى همه مشكلات و مسايل اجتماعى خواهد بود نه پرداختن به مساله جرم بتنهايى

جرم شناسى سنتى حاوى يك نگرش كلى و جامع نگر نسبت‏به جرم نبوده و پديده مجرميت را به طور مستقل و جدا از ساير مشكلات اجتماعى در نظر گرفته است. «رابينسون (122) »خاطرنشان مى‏سازد كه در دنياى معاصر، تبيين جرم، از طريق مطالعه جرم يا ساير نهادهايى كه با جرم مبارزه مى‏كنند ممكن نيست. همچنانكه مطالعه مستقل هزاران هزار مشكلاتى كه جوامع مدرن دامنگير آنها هستند، اصرار در اشتباه مى‏باشد. او در يك فهرستى بيش از 34 مورد از مشكلات اجتماعى را كه در زمره مشكلات اجتماعى كنونى مى‏باشند، احصا مى‏كند. بسيارى از اين مشكلات احصا شده به نوعى به سياست جنايى مربوط هستند و بيشتر آنها بدون ترديد به همديگر وابسته مى‏باشند. با وجود اين بسيارى از جرم شناسان، تاكنون، عقيده دارند كه مشكل جرم را مى‏توان به طور مستقل و مجزا [از ساير مشكلات اجتماعى] مطالعه كرد. تمثيل مجازى رابينسون از اين نگرش سنتى ما بسيار روشن كننده است:

«نگرش ما، با فرض اينكه به عنوان پژوهشگران عدالت جنايى ابدا در قضيه ذينفع نيستيم، انتخاب مشكل واحد و يافتن علت آن است: [مثلا] «علت‏بزهكارى اطفال، اعتياد به مواد مخدر، يا محاربه باند تبهكاران‏». ما جامعه خود را گويا كارخانه عروسكى مى‏بينيم كه مقادير هنگفتى عروسك «معيوب و ناقص‏» توليد مى‏كند، ما در خارج از كارخانه و در اتاقهاى كوچك، انفرادى، مجزا و بسته‏اى كه يكى براى نصب كردن انگشتان ناقص، ديگرى براى گوشها، پاى راست، پاى چپ، مو، و غيره مى‏باشد، مى‏نشينيم. هيچ كس با اندام كامل عروسك برخورد نمى‏كند، و مطمئنا كم مى‏پرسد كه خطا و اشتباه كارخانه چيست؟ اگر ما سئوالات درستى مطرح نكنيم، نمى‏توانيم جهت‏يافتن پاسخ به سئوالات در صراط مستقيم قرار بگيريم (123) ».

جرم شناسى اصيل در آينده مجبور است، مشكلات اجتماعى را، كه جرم يكى از آنها مى‏باشد، به صورت پديده مهم وابسته و نه مجزا از يكديگر بررسى كرده و فرضياتى را كه بسيارى از آنها داراى ريشه‏هاى مشتركى بوده و تحت‏شرايط اجتماعى - سياسى و فرهنگى و اقتصادى يكسانى ايجاد مى‏شوند، به عنوان نقطه آغاز بحث‏خود بپذيرد.

ن) جرم شناسى اصيل در آينده توجه بيشترى به تحقيقات تطبيقى خواهد داشت

كلمه پژوهش تطبيقى يا جرم شناسى تطبيقى در فهرست موضوعات كتب جرم شناسى آمريكاييان كمتر مشاهده مى‏شود و جاى تعجب نيست كه هم جرم شناسان راديكال و هم سنتى و اصيل به دليل انجام ندادن مطالعات تطبيقى مورد انتقاد قرار گرفته‏اند. اين مساله در بحثها بين دو طرف ظاهر گرديده است. «مانكوف (124) »جايگاه با اهميت جرم شناسان و ساير دانشمندان علوم اجتماعى را كه به مطالعات تطبيقى مشغول هستند، مورد تصديق قرار داده و اذعان مى‏كند كه ارزشمندترين اين مطالعات، مطالعاتى هستند كه در يك جامعه بخصوص كه به شكل اساسى ساختار اجتماعى خود را دگرگون مى‏سازد، صورت مى‏گيرد. او مطالعاتى تطبيقى را بين ملتهايى كه سطوح مختلفى از پيشرفت اقتصادى را دارا بوده و واجد آداب و سنن فرهنگى و سياسى مختلفى هستند، به دليل متغيرهاى بسيار گيج كننده‏اى كه وارد صحنه مى‏شود، مشكل آفرين و بغرنج مى‏بيند.

مانكوف همچنين اظهار مى‏دارد كه مطالعات مربوط به جرم و تعارض در جوامع بسيار ابتدايى، جوامع فئودال و جوامع سوسياليستى ممكن است نشانگر برجستگيهاى خاصى باشد كه مى‏تواند به تعميمهاى جامعه شناختى ارزشمندى منتهى شود. او توضيح مى‏دهد:

«اگر كسى گروههاى ماركسيستى را در سازماندهى الگوهاى اجتماعى مفيد نمى‏يابد، مى‏تواند جهت اهداف مطالعات تطبيقى، جوامع «صنعتى در مقابل جوامع كشاورزى (125) »و «جوامع مسيحى در مقابل مسلمان‏» (126) را دنبال كند (127) ».

«شيكور (128) »به عدم حساسيت جرم شناسان راديكال به اين حقيقت كه تفاوتهايى ميان جوامع كاپيتاليستى متعدد وجود دارد، اشاره مى‏كند. او استدلال مى‏كند كه تلقى كردن ايالات متحده به عنوان اسوه و الگوى يك جامعه كاپيتاليستى به فهم مشكل جرم كمك نمى‏كند. اين امر روشن نمى‏كند كه چرا در كشورهايى مثل انگلستان، فرانسه، سوئد، نروژ يا نيوزيلند جرايم خشونت آميز به فراوانى ايالات متحده نمى‏باشد و در برخى احتمالا از سطح جرايم نظامهاى سوسياليستى تجاوز نمى‏كند.

و) جرم شناسى اصيل در آينده بيشتر به مردم شناسى اجتماعى و فرهنگى متكى خواهد بود.

همچنانكه «ريس (129) »خاطر نشان مى‏سازد، جرم شناسان شديدا مديون جامعه شناسى و روان شناسى هستند. جرم شناسى به واسطه تحقيقات پيرامون علل جرم برترى يافته است. جرم شناسان، از ابتدا، معتقد بوده‏اند كه اين علتها را بايد يا در فرد يا در جامعه جستجو كرد. براى اينكه يا محصول طبيعت و سرشتند يا محصول تربيت. بنابراين، براى آنان توجه به روان شناسى و جامعه شناسى براى يافتن پاسخ بسيارى از سؤالات پيرامون علت‏شناسى جرم، امرى طبيعى بود. مخصوصا از اين جهت كه بسيارى از جرم شناسان در اين دو رشته تربيت‏يافته بودند.

 

نویسنده : عزت. ا. فتاح

ترجمه و توضيح: اسمعيل رحيمى‏نژاد

مدرس : سرهنگ ستاد افخمی

گردآوری و ویرایش : وحید باغبان 

 

SpyWare چيست ؟

        همانگونه که مستحضرید امروزه اينترنت با سرعتی باورنکردنی همچنان به رشد خود ادامه می دهد و اين پديده نسبتا" جديد بشريت مورد توجه تمامی افراد و سازمان ها با اهداف مثبت و منفی قرار گرفته است.استفاده از اينترنت برای آگهی های تجاری و بازرگانی از جمله موارد فوق است  . در صورتی که فرآيند پخش آگهی های تجاری با آگاهی و رضايت استفاده کننده اينترنت باشد،نمی توان چندان بر آن خرده گرفت ولی در صورتی که فرآيند فوق بدون آگاهی و يا کسب مجوز کاربران انجام شده و با نصب يک برنامه ناخواسته از سيستم های آنان برای ارسال آگهی های تجاری استفاده شود ، حريم خصوصی کاربران در معرض تهديد قرار گرفته و اين موضوع می تواند پيامدهای بمراتب خطرناکتری را بدنبال داشته باشد و آن زمانی است که اينگونه نرم افزارها از محدوده وظايف خود تعدی نموده و اقدام  به جمع آوری و ارسال اطلاعات شخصی کاربران ، بدون آگاهی و رضايت آنان می نمايند. ما امروزه شاهد تولد نسل جديدی از نرم افزارهای جاسوسی می باشيم که از آنان با نام Spyware ياد می گردد . نصب اينگونه نرم افزارهای ناخواسته ،  مسائل متعددی را برای کاربران بدنبال خواهد داشت . لذا بدینوسیله برآن شدیم تا تحقیقی در خصوص تشخیص و پیشگیری از نصب نرم افزارهای جاسوسی  SpyWare  جهت استحضار و بهره برداری تهیه کنیم.

SpyWare چيست ؟
Spyware ، نرم افزاری است که اقدام به جمع آوری  اطلاعات شخصی بدون آگاهی و يا اجازه کاربران می نمايد. اطلاعات جمع آوری شده می تواند شامل ليست سايت های مشاهده شده توسط کاربر و يا اطلاعات  بمراتب حساس تری نظير نام و رمز عبور باشد . به اين نوع برنامه ها adware نيز گفته می شود . نرم افزارهای فوق پس از نصب بر روی کامپيوتر ،قادر به  ارسال آگهی های تجاری pop-up ، هدايت مرورگر به وب سايت هائی خاص ، ارسال ليست سايت های مشاهده شده توسط کاربر و يا مانيتورينگ عملکرد کاربران در زمان اتصال به اينترنت می باشند. برخی از برنامه های Spyware ، قادر به رديابی و تشخيص اطلاغات تايپ شده از طريق صفحه کليد نيز می باشند . با توجه به انجام پردازش های اضافی توسط اينگونه نرم افزارها ، سيستم های کاربران کند و کارآئی آنان بطرز محسوسی کاهش خواهد يافت . در صورت دريافت موزيک از طريق برنامه های اشتراک فايل ، بازی های رايگان از سايت های ناامن و يا ساير نرم افزارها از منابع ناشناخته ، شرايط لازم به منظور نصب اينگونه نرم افزارها و در نهايت آلودگی سيستم فراهم می گردد.

نحوه تشخيص Spyware 

علائم زير می تواند نشاندهنده نصب Spyware بر روی يک کامپيوتر باشد :

·         نمايش مستمر پنجره های pop-up آگهی

·         هدايت ناخواسته کاربران به وب سايت هائی که هرگز نام آنان در مرورگر تايپ نشده است .

·         نصب Toolbars جديد و ناخواسته در مرورگر وب

·         تغيير ناگهانی و  غيرمنتظره صفحه اصلی مرورگر  ( home page )

·         تغيير موتور جستجوی مرتبط با مرورگر پس از کليک بر روی دکمه Search همراه مرورگر 
 

·         عدم عملکرد صحيح برخی کليدها در مرورگر ( نظير کليد Tab زمانی که بر روی فيلدهای يک فرم حرکت می شود )
 

·         نمايش تصادفی پيام های خطاء
 

·         کاهش ملموس سرعت کامپيوتر در زمان فعال نمودن برنامه ها و يا انجام عملياتی خاص ( ذخيره فايل ها و ... )
 

·         فعال شدن مرورگر و بدنبال آن وب سايت های آگهی بدون انجام عملياتی خاص توسط کاربر
 

·         عدم کارکرد صحيح لينک های همراه يک برنامه 
 

·         توقف ناگهانی و غيرمنتظره مرورگر وب
 

·         عدم عملکرد صحيح برخی از عناصر سيستم عامل و يا ساير برنامه ها

نحوه پيشگيری از نصب Spyware 

·         عدم کليک بر روی لينک های موجود در پنجره های pop-up . با توجه به اين که پنجره های pop-up اغلب محصول و يا نوع خاصی از Spyware می باشند ، کليک بر روی آنان می تواند باعث نصب يک نرم افزار Spyware گردد . برای بستن اين نوع پنجره ها از آيکون "X" در titlebar استفاده گردد ( در مقابل لينک close همراه پنجره ).

·         پاسخ منفی به سوالات ناخواسته : در صورت برخورد با جعبه های محاوره ای که درخواست اجرای يک برنامه را  نموده  و يا قصد انجام عمليات خاص ديگری را دارند ،  همواره گزينه NO و يا  Cancel انتخاب گردد.در موارد خاص می توان از  آيکون "X" موجود در titlebar استفاده نمود.

·         دقت لازم در خصوص دريافت نرم افزارهای رايگان از اينترنت  : سايت های زيادی اقدام به ارائه Toolbar های سفارشی و يا ويژگی های خاص ديگری می نمايند . تا زمانی که نسبت به ايمن بودن اين نوع سايت ها اطمينان حاصل نشده است ، نمی بايست  فايل و يا برنامه ای را از طريق آنان  Download نمود .
 

·          عدم کليک بر روی لينک های موجود در Email که ادعای ارائه يک نرم افزار Anti-Spyware را دارند . نظير ويروس های کامپيوتری ، لينک های موجود در نامه های الکترونيکی ممکن است اهداف سودمندی را دنبال ننموده و نصب Spyware بر روی سيستم شما را بدنبال داشته باشند .

علاوه بر موارد فوق و خصوصا" در مواردی که احساس می شود بر روی کامپيوتر Spyware نصب شده است و قصد داشته باشيم عملکرد آن را به حداقل مقدار خود برسانيم می توان عمليات زير را انجام داد:

·         اعمال محدوديت در رابطه با پنجره های Pop-up و کوکی ازطريق تنظيمات برنامه مرورگر  : پنجره های pop-up  توسط نوع خاصی از اسکريپت ها و يا محتويات فعال ( اپلت های جاوا ، کنترل های اکتيوايکس ) ايجاد می گردند . با تنظيم مناسب پارامترهای برنامه مرورگر، می توان محدوديت لازم دراجرای  اسکريپت ها ، اپلت های جاوا ، کنترل های اکتيو ايکس و تعداد پنجره های pop-up را اعمال نمود . عملکرد برخی از کوکی ها مشابه Spyware می باشند ، چراکه از طريق آنان مشخص خواهد شد که شما چه وب سايت هائی را مشاهده نموده ايد . با تنظيم پارامترهای برنامه مرورگر می توان محدوديت لازم در خصوص ايجاد کوکی ها را اعمال نمود .

نحوه حذف Spyware

·         اجرای يک برنامه ضد ويروس و پويش کامل کامپيوتر : برخی از نرم افزارهای آنتی ويروس قادر به يافتن و حذف برنامه های  Spyware می باشند .

     اجرای يک برنامه معتبر که مختص حذف Spyware طراحی شده است

. Spyware   تعداد زيادی از توليدکنندگان محصولاتی را به منظور شناسائی و حذف برنامه های ، نمونه هائی در اين زمينه می باشند ، ارائه داده اند .


LavaSoft's Adaware, Webroot's SpySweeper, PestPatrol, Spybot Search and Destroy

 

 

 

 

                                                       

اعتیاد

اعتیاد چیست؟

 براي آشنايي بيشتر با پديده اعتياد ، فهم برخي از مسائل و اصطلاحات ابتدايي ضروري است.

مواد : شامل كليه تركيبات شيميايي است كه با اثر بخشي بر روي سيستم عصبي موجب تغيير در رفتار ، هيجانات و اعمال شخص مي شود . اين تغييرات مي تواند تسكين بخش و آرام كننده يا مهيج و بر انگيزاننده باشد .

وابستگي : سازمان بهداشت جهاني از 1964 تغيير واژه اعتياد به وابستگي را پيشنهاد كرد .

   وابستگي عبارت است از تغييراتي كه بدنبال مصرف مواد در فرد ايجاد مي شود و بر دو نوع است :

وابستگي جسمي : به دنبال مصرف انواع مواد ، تغيييراتي در دستگاههاي مختلف بدن پيش مي آيد كه در صورت قطع ماده به صورت عوارض نا خوشايند بروز خواهد كرد .

وابستگي رواني : مصرف يك الگوي رفتاري غير انطباقي و بيمار گونه را ايجاد مي كند كه شخص به طور وسواس گونه واجباري مصرف را ادامه مي دهد .

تحمل : بيمار در دفعات بعدي مصرف براي رسيدن به سطح اثر بخش رواني و جسماني قبلي ناشي از مواد ، بايد مقادير بيشتري از آان را مصرف كند .

اعتياد ، ويرانگر و خانمان برانداز

مصرف مواد مخدر منجر به عوارض جسمي ، رواني ، خانوادگي ، اقتصادي و اجتماعي مي شود

عوارض جسمي اعتياد

مصرف مواد مخدر منجر به سوء تغذيه ، مشكلات گوارشي و كبدي ، مشكلات ريوي و... مي شود .

ابتلاء به بيماريهاي عفوني ديگر مانند عفونت كبدي ، عفونت پوستي ، آبسه و عفونت قلبي در بين معتادان شايع بوده وابتلاء به اين بيماريها در جمعيت معتادان رو به افزايش است

حدود نيمي از معتادان تزريقي سابقه استفاده از سوزن و سرنگ مشترك با ديگران را دارند . در ايران 64 درصد مبتلايان به ايدز را معتادين تزريقي تشكيل مي دهند .

در جمعيت معتادان تزريقي در هر هفتاد و دو نفر يك نفر مبتلاء به ويروس ايدز است

عوارض رواني اعتياد

مصرف مواد مخدر مي تواند منجر به عوارض روانپزشكي از قبيل افسردگي ، اضطراب اختلال خواب , مشكلات جنسي ، اختلالات حافظه و شناخت و جنون شود .

احتمال مرگ در اثر خود كشي در سوء مصرف كنندگان مواد 20 برابر جمعيت عمومي است .

عوارض خانوادگي اعتياد

مصرف مواد مخدر يكي از علل شايع طلاق است

مصرف مواد باعث افزايش خشونت مي شود

50 در صد معتادان روابط جنسي نا مشروع داشته اند.

مشكلات رواني كودكان كاملا به سوء مصرف مواد در والدينشان وابسته است .

مشكلات معيشتي در خانواده معتادان بالاست بيش از بيست درصد معتادان بيكارند و ميانگين درآمدمعتادان تنها 5/1 تا2 برابر هزينه مصرف آنها را تشكيل مي دهد

عوارض اقتصادي اعتياد

مصرف مواد مخدر موجب كاهش نيروي مولد و افزايش نيروي مصرف كننده جامعه مي شود

بيش از 80 درصد از معتادان 20تا 45 ساله اند بيش از20درصد معتادان بيكار هستند .

عوارض اجتماعي اعتياد

انواع جرايم مثل سرقت ، فحشا ، خشونت ، تجاوز و قتل در مصرف كنندگان مواد مخدر شايع تراست

براي آشنايي بيشتر علائم ترك و علائم مصرف در سه ماده رايج ترياك ، حشيش، سيگار در زير مي آيد:

علائم مصرف ترياك: سر خوشي كاذب كه بدنبالش بي احساسي خواهد داشت ، اختلال قضاوت ، تنگ شدن مردمكها ، تكلم بريده بريده واشكال در حافظه و يادآوري

 علائم ترك  ترياك:خلق افسرده ، تهوع و استفراغ ، دردهاي عضلاني ، آبريزش بيني ، اشك ريزش ، تعريق ، سيخ شدن موهاي بدن ، اسهال ، خميازه  هاي  مكرر و بي خوابي .

علائم مصرف حشيش : قرمزي چشمها ، افزايش اشتها ،خشكي دهان ، افزايش ضربان فلب ، اختلال تعادل ، سر خوشي كاذب ، احساس كند شدن زمان ، اضطراب.

علائم ترك حشيش : هر چند كه علائم جسماني ترك در موارد مصرف حشيش بارز نيست ، اما به لحاظ رواني تحرك پذيري بي قراري و اضطراب پيش خواهد آمد . به دنبال مصرف طولاني حشيش ، بي حالي ، چاق شدن ، بي تفاوتي با محيط اطراف و بي انگيزگي و نپذيرفتن مسئوليت در مقابل امور جاري گريبانگير بيمار خواهد شد . علاوه بر آن كوچك شدن مغز ، تشنج و اختلالات جنيني، كاهش تعداد و فعاليت اسپرم ها ، سرطان ريه ، همينطور جنون و هذيان نيز امكان وقوع دارند .

علائم مصرف سيگار : افزايش ضربان قلب و كاهش اشتها ، زردي دندان ، شاخي شدن زبان

علائم ترك سيگار : خلق افسرده . بي خوابي . تحرك پذيري و بي قراري ، عصبانيت ، اضطراب ، اختلال تمركز ، كاهش ضربان

با روشهاي درمان اعتياد آشنا شويم .

سم زدايي و پاك كردن مواد افيوني از بدن ، نخستين گام براي بيماراني است كه وارد برنامه هاي درمان و توانبخشي ترك اعتياد مي شوند ، به همراه آن بايد بيمار به شركت فعال در گروههاي خودياري و درمان هاي غير دارويي تشويق شود ، چرا كه سم زدايي تنها در دراز مدت با موفقيت چنداني همراه نخواهد بود . سم زدايي به شيوه هاي ساده با داروهاي مسكن و آرام بخش و نيز به اشكال مختلف كه نياز به بستري شدن و بيهوشي دارد امكان پذير است.

پس از سم زدايي با هر كدام از روشهاي فوق براي پيشگيري از عود ، 2 كار اصلي بايد انجام گيرد :

1 – استفاده از داروي پيشگيري از عود

2 ـ درمانهاي غير دارويي

براي شروع داروي پيشگيري از عود حتما بايد دوره سم زدايي به اتمام رسيده باشد

بعضي ها معتقدند گروه درماني ، روش بهتري براي درمان معتادان است .

ـ خانواده درماني : پيرامون هر فرد معتاد خانواده اي در رنج است . در درمان يا ادامه اعتياد خانواده نقش بسزايي دارد .


ـ درمانهاي شناختي ـ رفتاري : در اين روش كه بر مبناي يادگيري شكل گرفته است ، بر توانايي انسان براي آموختن رفتارهاي سازگار و نا سازگار وچگونگي تغيير آن تاكيد مي شود

گروه خودياري معتادان گمنام: گروههايي هستند كه توسط خود معتادان به منظور حمايت از يكديگر ، گفتگو راهنمايي و ارائه راه حل تشكيل مي شود اين گروه ها فاقد درمانگر بوده وخود معتادان آنها را اداره مي كنند . در اين گروهها بر مسئوليت خود فرد در ارتباط با اعتياد تاكيد مي شود . اين گروه براساس دوازده قدم و دوازده سنت كه نمايانگر قاعده و اصول اين گروهها ست، اداره مي شود .

ـ مصرف مواد مخدر مساوي با بيماريهاي جسمي ، روحي و اجتماعي است .

ـ با توجه به اينكه سنين بحراني براي ابتلاء به مواد مخدر 16 تا 20 سال است ، پس بياييم

فرزندانمان را در  اين سنين در جامعه رها نكرده و به آنان مهارت هاي زندگي را آموزش دهيم .

ـ وقتي اطلاع داريد كه مصرف مواد مخدر مي تواند منجر به ابتلاي شما به ايدز ، هپاتيت و عوراض رواني از قبيل افسردگي و مشكلات جنسي شود ، پس چرا اعتياد به مواد مخدر ؟ انتخاب دوست مناسب بهترين راه پيشگيري از اعتياد است، پس در انتخاب دوست دقت كنيم وبا پر كردن اوقات فراغت خود با انجام فعاليت هاي اجتماعي ، فرهنگي و ورزشي از گرايش به اعتياد جلوگيري كنيم.

تحلیلی از خروج نخبگان از کشور

تحليلي اجمالي از پديده خروج نخبگان

 

مقاله حاضر برآيند نظرات وراهبردهاي پيشنهادي چند نفر از اساتيد و پژوهشگران اعضاي محترم هيات علمي دانشگاهها بوده كه با نگارش ديدگاههاي ارزشمند و نيز با بهره گيري از بيست و دو مقاله و نوشتار از ساير محققين از طریق سایتهای اینترنتی جمع آوری و تدوين گرديده كه پيرامون اين موضوع"خروج نخبگان" انديشيده و مطالب آنان در نشريات مختلف به چاپ رسيده است. قطعا” چشم اميد اين انديشمندان و ساير كساني كه بهرنحو نگران تبعات فراوان و منفي گسترش بي رويه پديده خروج نخبگان از كشور هستند به روزي است كه نتايج حاصله از اينگونه تحقيقات جنبه كاربردي و عملي بخود گيرد و اهتمام دست اندركاران اين امر با تلاشي واقعي و جهادگونه پديده خروج نخبگان را به جذب و نگهداري نخبگان مبدل سازد. انشاء ا...    

گردآوری و نگارش توسط واحد آموزش و پژوهش

اداره کل حراست دانشگاه تبریز

وحید باغبان حدیقه

                   

مقدمه

نيروي انساني، يكي از منابع مهم و ارزشمند اقتصادي هر كشوري است كه ميتواند با بكارگيري و بهره گيري و بهره وري صحيح و در كنار ديگر منابع، پويايي، رشد وتوسعه اقتصادي را موجب گردد. هرچند با ظهور پديده ماشينيزم و صنعتي شدن جوامع، بهره گيري از نيروي بدني انسانها كاسته شده، اما نقش نيروي تفكر و انديشه، خلاقيت و نوآوري و بويژه تخصص در رشته هاي علمي عصر حاضر، نه تنها رنگ نباخته بلكه از اهميت بيشتري برخوردار شده است. كيفيت نيروي انساني از لحاظ سلامت و تحصيلات (آموزش) از مباحث بسيار مهم دولتمردان هر كشور است زيرا نيروي انساني خلاق، مدير و مستعد مي تواند مسير توسعه همه جانبه كشور را هموارتر سازد اما عدم تحقق برخي برنامه هاي پيش بيني شده در كشور براي جذب نيروهاي كارآمد و بهره گيري از نيروهاي بالقوه ايشان سبب شده وضعيت همسانان و همرديفان خود در ساير كشورها با هدف تحقق آرمانهايشان به آن كشورها سفر كنند و بعضا” با يافتن گمشده هاي خود رحل اقامت در آن كشور افكنند. در نتيجه از مهمترين مشكلاتي كه كشورهاي مبدا و از دست دهنده نخبگان با آن روبرو هستند كمبود نيروهاي كارآمد و متخصص است. اين كمبود به اندازه اي در طرح ريزي و اجراي صحيح برنامه ها موثر است كه بعضي از صاحبنظران دليل عمده فاصله ميان ملل پيشرفته و دنياي عقب مانده را به اين نكته مربوط مي دانند.

لازم است در ابتدا برخي از واژه ها و مفاهيم كاربردي و مورد استفاده را تعريف نموده و بشناسيم. گرچه مطالب اين نوشتار ممكن است اطلاعات روشن كننده اي از پديده مورد بحث را ارائه دهد اما بنابر ايجاز بوده و لذا ممكن است نتوانسته باشد بطور جزئي و دقيق تمام زواياي اين معضل را مورد ارزيابي و تفسير قرار دهد.

مفهوم جهان سوم

اصطلاح جهان سوم معادل third word در زبان انگليسي است كه توسط آلفرد سوي دانشمند فرانسوي به تقليد از حكومت سوم 1789 فرانسه در سال 1952 بكار گرفته شد.

در نيمه هاي دوم قرن بيستم مارشال تيتو رئيس جمهور يوگسلاوي اين اصطلاح را در مورد كشورهاي غيرمتعهد بكار برد وپس از آن به تدريج در مورد همه كشورهاي درحال رشد و عقب مانده اطلاق گرديد. البته اصطلاح جهان سوم در معناي كنوني خود از مفهوم عميق ديگري بهره مند است. جهان سوم مركب از ممالكي است كه در تركيب سومين گروه بندي جهاني سهيم بوده اند و در مقابل اين گروه ممالك رشد يافته كاپيتاليست و سوسياليست قرار دارند.

مفهوم مهاجرت

مهاجرت را مترادف با كلمه migration به معناي جابجايي اقامت ميدانند. به بيان ديگر عمل انتقال از يك نقطه به نقطه ديگر يا از يك كشور به يك كشور ديگر به منظور اسكان و استقرار را مهاجرت مي نامند. در تعريف ديگري تحرك جغرافيايي و مكاني افراد ميان دو واحد جغرافيايي و حاكميتي را مهاجرت ناميده اند.

مهاجرت يا داخلي و در درون يك كشور صورت ميپذيرد يا امكان دارد بين كشورها و سرزمينها انجام شود كه آن را مهاجرت خارجي يا  external migration مينامند.

مفهوم فرار مغزها

اصطلاح رايج فرار مغزها به معني مهاجرت كاركنان حرفه اي، تكنسين ها، كارگران ماهر، دانشمندان، مهندسان، دانشگاهيان و پزشكان از كشورهاي درحال توسعه به كشورهاي صنعتي و پيشرفته مي‌باشد.اين پديده بنا به تنوع و گوناگوني علل و عوامل مربوطه و تبعات آن، جايگاه خاصي در ميان مباحث مهاجرت بين المللي به خود اختصاص داده و از خطرناكترين و زيان بارترين نوع مهاجرت است كه پس از انقلاب صنعتي كه منجر به رشد و توسعه كشورهاي غربي شد رواج يافت. منطق حاكم بر پديده مهاجرت و فرار مغزها يكي است رها كردن شرايط نامطلوب و تلاش براي رسيدن به شرايط مطلوب از ديدگاه فرد مهاجر و يكي از نكات مهم و دلايل عمده رواج مهاجرتها اينست كه دنياي امروز دنياي تبادل اطلاعات است و افراد عمدتا” براساس دانسته هاي خويش و مقايسه دقيق و اطلاعات بدست آمده از طريق رسانه هاي گروهي جهاني عمل مي كنند. فرار مغزها از اين نظر از ساير انواع مهاجرت نيز آگاهانه تر و بستر آن آماده تر است.

از وجوه اشتراك اين دو مقوله كه بگذريم پديده مهاجرت عمدتا” در چارچوب دموگرافي (جمعيت‌شناسي) و و گاه اقتصاد مطالعه مي شود درحالي كه فرار مغزها يك مسئله سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي نيز هست.

بررسي آماري كشورها از فرار مغزها

بسياري از كشورهاي جهان با پديده از دست دادن نخبگان و خروج آنها از كشور دست و پنجه نرم مي كنند. بعنوان نمونه در سال 2001 دولت انگلستان صدها ميليون پوند صرف ايجاد بسترهاي لازم تحقيقاتي نموده تا از خروج نخبگان جلوگيري كند و سالهاست كه كارشناسان آموزش آلمان از مهاجرت دائمي تعداد زيادي از دانشمندان اين كشور شكوه ميكنند. مجمع پژوهشگران آلمان در تحليل خود ميگويد: وضعيت نسل جديد دانشمندان از نظر مهاجرت بسيار وخيم است.

براساس مطالعات مركز آمريكايي – آلماني پژوهش درباره نوآوري و جامعه  CRIS كه به سفارش وزارت آموزش آلمان انجام شد از هر هفت دانشمند نسل جديد آلمان يك نفر به آمريكا ميرود و اغلب اينها بهترينها هستند كه مهاجرت مي كنند. بعنوان مثال در سه سال گذشته سه دانشمند فيزيكدان و پزشك آلماني كه موفق به دريافت جايزه نوبل شده اند به آمريكا مهاجرت نموده اند.

پس از سرشماري سال 1990 ايالات متحده و نيز ساير آمارها ميتوان دريافت كه در طي چهارده سال يعني در فاصله بين سالهاي 1984 تا 1998 تعداد متخصصان، دانشمندان و مهندساني كه به ايالات متحده آمريكا مهاجرت كرده اند و در آنجا ساكن شده اند رقمي بيش از دو برابر افزايش داشته و به      5/10درصد كل نخبگان مهاجر به آن سرزمينها رسيده است. بخش بسيار بزرگي از مهاجرين جهاني به آمريكا تحصيلات عاليه دارند و از كشورهاي آمريكاي مركزي و مكزيك وارد اين كشور مي شوند (حدود 7 ميليون نفر). دومين گروه بزرگ مهاجر در آمريكا را مهاجران با تحصيلات عاليه از آسيا و منطقه پاسيفيك تشكيل مي دهند (حدود 5/1 ميليون نفر).مجموع مهاجرتها از آمريكاي جنوبي و آفريقا ناچيز است ولي بخش بزرگي از آنها را افراد متخصص و تحصيل كرده تشكيل مي دهند (95 هزار نفر از 128 هزار نفر). در آسيا و منطقه پاسيفيك بزرگترين كشور مهاجر خيز فيليپين با 730 هزار نفر مهاجر تحصيل كرده ميباشد. عنوان دوم به چين اختصاص دارد (400 هزار نفر) كه نيمي از آنان داراي تحصيلات عاليه اند. هند و كره بطور مشترك با بيش از 300 هزار نفر مهاجر در رتبه بعد قرار دارند و بيش از 80 درصد هنديهايي كه به آمريكا مهاجرت مي كنند داراي تحصيلات عاليه ميباشند.

بزرگترين جريان مهاجرت از آفريقا به آمريكا به مصر اختصاص دارد و بدنبال اين كشور غنا و آفريقاي جنوبي قرار دارند. اما در نيمكره غربي، مكزيك بزرگترين كشور مهاجر خيز است كه 2 ميليون نفر از 7/2 ميليون نفر جمعيت مهاجر آن را تحصيل كردگان عاليه تشكيل ميدهند. همين الگو در مورد ساير كشورهاي كوچكتر در آمريكاي مركزي نيز مشاهده ميشود. جمهوري اسلامي ايران نيز از نظر خروج افراد تحصيلكرده و متخصص به آمريكا، مقام بالايي در جهان را به خود اختصاص مي دهد (15 درصد). اما حدود 25 درصد از اتباع ايراني داراي تحصيلات عاليه در كشورهاي صنعتي ديگر بجز آمريكا زندگي مي كنند. اين رقم براي كره 15 درصد و براي فيليپين حدود 10 درصد است.

در گزارش غيررسمي كه اخيرا” توسط يكي از مطبوعات بيگانه درخصوص خروج نخبگان از ايران منتشر شده، اعلام گرديده كه سالانه بين 150 تا 180 هزار نفر از ايرانيان تحصيلكرده براي خروج از ايران اقدام مي كنند و طبق آمار صندوق بين المللي پول، ايران از نظر فرار مغزها در بين 91كشور در حال توسعه و توسعه نيافته جهان در مقامهاي برتر قرار دارد.

هفته نامه ”برنامه“ كه از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي منتشر ميشود به نقل از دكتر يزداني استاد دانشگاه شهيدبهشتي تهران نوشته است: 90 نفر از 125 نفر دانش آموز ايراني كه در سه سال گذشته در المپيادهاي جهاني رتبه كسب كرده اند هم اكنون در دانشگاههاي آمريكا تحصيل مي كنند. همچنين به گفته ايشان بيش از 150 هزار نفر از جراحان و مهندسان ايراني در آمريكا زندگي مي كنند. وي با اشاره به وضعيت كنوني ايرانيان مقيم آمريكا اضافه مي كند: در حال حاضر 84 درصد از ايرانيان مقيم آمريكا كاملا” به زبان انگليسي مسلط هستند. 46 درصد مدرك تحصيلي بالاتر از دكترا دارند و 43 درصد پستهاي مديريتي دارند، 48 درصد دوشغله هستند كه در آمريكا يك افتخار به حساب مي آيد و 92 درصد خانه مسكوني شخصي دارند.

آقاي يزداني درباره جايگاه ايرانيان در مقايسه با ساير خارجيان مقيم آمريكا مي گويد: رتبه اول درآمد و رتبه دوم تحصيلات با مدرك بالاتر از ليسانس در آمريكا در اختيار ايرانيان مهاجر است ولي با نگران كننده خواندن مهاجرت بيش از يكصدهزار نفري نخبگان در سال مي گويد: با اين روند مي توان نتيجه گرفت كه به مرور نسبت افراد باهوش در ايران كاهش يافته و از سطح هوشي كل كشور كاسته مي شود و كمبود الگوها و مدلهاي موجه و سالم نخبه در كشور براي جوانان بيش از پيش احساس مي گردد كه اين مورد اغلب جوانان را با سردرگمي و احساس بي هويتي مواجه ساخته است.

علل و عوامل خروج نخبگان از كشور و جذب به خارج از كشور

علل و عوامل فراواني در اين خصوص وجود دارند كه آنها را به سه دسته تقسيم بندي مي نمائيم

الف) علل و عوامل دروني و فردي

ب) علل و عوامل داخلي

ج) علل و عوامل خارجي

كه به اختصار به توضيح هريك مي پردازيم.

1-علل و عوامل دروني و فردي خروج نخبگان از ايران

ذات اقدس الهي در كتاب مقدس خود خطاب به انسانها مي فرمايد: فاقم وجهك للدين حنيفا” فطرةا.. التي فطرالناس عليها: حق گرايانه روي خود را به سوي دين معطوف بدار كه آن سرشت خدايي است كه مردم را براساس آن سرشته است.

"اريك فروم" در كتاب خود تحت عنوان روانكاوي و دين مي گويد: هيچكس نيست كه نسبت به دين نيازمند نباشد و حدودي براي جهت يابي و موضوعي براي دلبستگي خويش نخواهد او خود ممكن است از مجموعه اعتقاداتش بعنوان دين ممتاز از عقايد غيرديني آگاه نباشد و ممكن است  فكر كند دين وجود ندارد و دلبستگي خود را نتيجه عنايات غيرديني مثل قدرت طلبي و ثروت اندوزي و كاميابي بداند.

زيربنا و شالوده هرچيزي را مي توان در اعتقاد راسخ و نيات افراد جستجو كرد چنانچه فقهاي عظام گفته اند: انما الاعمال لالنيات. از اين منظر بحث خروج نخبگان بي ارتباط با اعتقادات و ايمان دروني افراد نيست چه بسا تعداد زيادي از مستعدين و متخصصان در راه فرار از مشكلات موجود دچار نوعي واپس زدگي از اعتقادات و مباني ايدئولوژي در درون خود شده باشند اما برخي از آنان راه حل فرار ازاين وضعيت نابسامان را پاك نمودن كل صورت مسئله فرض كرده و وطن را به قصد دوري از اينگونه فضاهاي مطرود ذهني ترك نمايند.

علل و عوامل داخلي موثر بر خروج نخبگان از كشور

عوامل داخلي بسيار گسترده و فراوانند ولي بطور كلي مي توان آنها را به چند دسته مهم تقسيم نمود.

1ـ عامل سياسي

فرار مغزها بدون شك تحت تاثير سياست حاكمه جامعه نيز قرار مي گيرد. توضيح آنكه سياست حاكم در هر كشور خودبخود كنشها و واكنشهايي را نشان ميدهد يعني فرمانبران جامعه در قبال هر سياست متخذه از طرف هيات حاكم عكس العملهايي از خود نشان مي دهند. در اين راستا يكي از مهمترين عوامل مشوق نخبگان جهت خروج از كشور سياستهاي نامناسب آموزش عالي است. در كشوري كه گذشتن از سد كنكور از گذشتن از هفت خوان رستم مشكل تر است دانشجويان نخبه به كمك هوش و استعداد و برتريهاي فردي از اين سد گذشته و به دانشگاهها وارد مي شوند ولي در آنجاست كه مي بينند برخي ازافراد از سهميه هاي گوناگون استفاده كرده و يا با وجودي كه كم استعداد و كم توان هستند به محيط دانشگاه وارد شده اند يا برخي ديگر به دليل اينكه والدينشان اعضاي هيات علمي دانشگاهها هستند اجازه انتقال به دانشگاهها و رشته ههاي برتر را يافته اند سرخوردگي از همين جا آغاز شده و بزرگترين لطمات را به كساني ميزند كه به اتكاي علم و تلاش و استعداد خويشتن امكان ادامه تحصيل را يافته اند.

نخبگان انتظار دارند كه اهميت به علم و توسعه آن در اولويت اول كشور باشد درصورتي كه شواهد آماري نشان ميدهد كه اين موضوع به اولويتهاي دهم تقليل يافته است و كاهش تخصيص بودجه دانشگاهها در بعضي از رديفهاي بودجه به ميزان 70 درصد در سال جاري نيز خود شاهدي بر اين مدعاست.

از طرف ديگر نيز ملاك دقيقي براي استخدام تحصيل كرده هاي ممتاز و يا عدم استخدام فارغ التحصيلان فاقد شايستگي هاي لازم قرار داده نشده و معمولا” صرف ارائه مدرك تحصيلي شخص را بدون توجه به گرايشها و توانايي هاي واقعي بكار در هر جا كه زودتر امكان استخدام باشد مي كشاند.

همچنين عدم حضور ملي يا حضور كمرنگ كشور در عرصه هاي رقابت بين المللي علمي و فرهنگي و ورزشي جوانان يا انحصاري نمودن شركت عده اي خاص در اينگونه رقابتها سبب ميشود كه جوانان احساس كنند كشور ما از حيث بين المللي داراي سياست ضعيفي است و نمي تواند بخوبي توانايي هاي خود را نمايان سازد يا اينكه تصور كنند در اختراعات پيشرفته جهاني بتوانند نقشي ايفا كنند كه موثر و سرنوشت ساز و نيز در حد ظرفيت و توان آنها باشد و اين تفكرات نوعي احساس حقارت شخصيتي را در درون اينگونه جوانان متخصص و مشتاق جلوه گري و ابتكار و رقابت پرورش ميدهد.

بعد ديگر قضيه اين است كه افراد تحصيلكرده و نخبه كه ديد وسيعتر و بازتري نسبت به جامعه و جو سياسي حاكم بر آن و ديد جهاني مثبت يا منفي نسبت به حاكميت درون كشور پيدا مي كنند شايد نتوانند برخي از محدوديتهاي قانوني يا شرعي موجود در كشور را كه به واسطه وجود حاكميت ديني و مذهبي بودن محيط جامعه يا به بعضا” به بهانه آن ايجاد شده بپذيرد.

از طرف ديگر مي توان به اين نكته اشاره نمود كه مسئولين سياسي نظام در جذب و همراه سازي نخبگان با سياستها و عملكردهاي خود در حوزه هاي سياسي و اجتماعي ناتوان بوده اند و رفتارهاي قدرت طلبانه، جناحي و گروهي برخي از مسئولين نظام در رده هاي مياني مديريت نيز نااميدي بسياري از نخبگان از خيرخواه بودن مسئولينشان را سبب شده است.

نكته ديگر اينكه در كشور ما در حال حاضر احزاب و گروههاي سياسي بجاي در نظر گرفتن منافع ملي و عمومي به تخريب يكديگر و پرداختن به منافع گروهي و شخصي مشغول بوده و هركدام از طريق رسانه ها و تريبونهايي كه در اختيار دارند همديگر را آماج حملات و تهمتها قرار مي دهند. برآيند عملي اين قبيل تضادها، تصوير مبهم و آينده تاريكي از كشور و ادامه اين روند در منظر جوانان جلوه گر مي سازد بويژه زماني كه تهديدات مستقيم و آشكار دولتهاي استكباري به آن افزوده مي شود.

همچنين همانطور كه پيشتر به آن اشاره شد سياسي بودن فضاي حاكم بر آموزش عالي كشور باعث شده كه در عزل و نصبهاي مديران و مشاغل حساس انتساب فرد به دسته و گروه خاص بر لياقت و توانمندي و شايستگيهاي فردي وي برتري يابد و متاسفانه غالبا” اين رويه توسط همين افراد تا پائين‌ترين رده هاي مديريتي استمرار مي يابد.

مورد ديگري كه مي توان به آن اشاره نمود اينست كه هرسال برندگان المپيادهاي علمي دانش آموزي و دانشجويي كشور كه پس از گذراندن دوره هاي فشرده تحت فراگيري محفوظات علمي قرار ميگيرند و در طول مسافرتها و اردوهاي خارج از كشور به مقايسه آن محيطهاي آموزشي با محل سكونت وتحصيل و تدريس خود مي پردازندو پس از بازگشتهاي موفقيت آميز نيز توسط مقامات و شخصيتهاي رسمي و طراز اول كشور و رسانه هاي ارتباط جمعي مورد استقبال رسمي قرار گرفته و به آنها جوايز و هداياي ارزشمندي نيز اهدا مي گردد و اين امر باعث مي شود كه در درون آنها شخصيت كاذبي بوجود آيد و نه تنها محيط آموزشي و مدرسان آن را متناسب با وضيعت خود نمي دانند بلكه توقعات عجيب و نابجايي نيز پيدا مي كنند كه در وطن امكان تحقق آن وجود ندارد و فراموش مي كنند كه زمينه ساز نخبگي آنها همين محيطهاي آموزشي و معلمين بوده اند و براي تحقق آرمانها و عملي شدن توقعات به خارج از كشور مهاجرت مي نمايند.

2ـ عامل اقتصادي

يكي از عوامل مهم كه در ايجاد انگيزه نخبگان براي خروج از كشور همواره نقش اساسي ايفا مي نموده است عامل اقتصادي است. عدم ثبات در وضعيت اقتصادي و ناامني سرمايه گذاري اقتصادي و يا صنعتي در كشور، فساد اقتصادي و تورم روزافزون قيمتها و آشفتگي اقتصادي ناشي از  آن كه خود معلول عوامل مختلف است تاثير و نقش بسزايي در روابط افراد و عملكرد آنها درخصوص ادامه حضور در وطن يا انتخاب يك وضعيت داراي ثبات اقتصادي بيشتر براي ادامه زندگي داراست.

رابرت هاپاك استاد تعليم و تربيت دانشگاه نيويورك مي گويد: 1- مشاغل به منظور ارضاي نياز برگزيده مي شوند 2ـ گزينش حرفه اي وقتي آغاز ميشود كه ما ابتدا متوجه باشيم كه يك حرفه مي تواند در برآوردن نيازهاي ما موثر باشد 3ـ حرفه اي كه انتخاب مي كنيم بطور مستقيم با انگيزه هاي ما مرتبط است.

از ديدگاه روانشناسي شخصيت انسانهاي محقق و انديشمند به گونه اي است كه بدنبال كشف توانايي‌ها و هوشمندي سرشارشان در محيط شغلي ايده آل خود مي باشند. بنابراين زماني كه در جامعه ما انسان مستعد و متخصص نتواند خود را در يكي از گروههاي برتر قرار دهد ناخودآگاه ندايي در ضمير باطني اش مي گويد: روم به روضه رضوان كه مرغ آن چمنم. كشورهاي توسعه يافته نيز امكانات و هزينه هاي سرشار و بي دريغ خود را در اختيار اينگونه انديشمندان مهاجر قرار مي‌دهند ولي سودي سرشارتر چندين برابر هزينه اي كه مصروف داشته اند بدست خواهند آورد چون بودجه اي كه بابت آموزشهاي اينگونه افراد مصرف مي شود توسط كشورهاي مبدا و از دست دهنده نيروي انساني كارآمد هزينه شده و بيشترين ضرر را نيز همين كشورهاي در حال توسعه خواهند ديد.

در واقع مسائل اقتصادي را مي توان مهمترين عامل جذب نخبگان به خارج از كشور دانست. گراني و تورم بيكاري فزاينده تحصيلكردگان، خوانندگي و رانندگي بسياري از پزشكان و مهندسان، تكدي‌گري برخي از ديپلمها و حتي فوق ديپلمها به نقل از گزارش مندرج در روزنامه ايران باعث شدكه سفر به خارج از كشور آرزو و قبله آمال بسياري از جوانان تحصيلكرده شود.

اغلب مبتكران و مخترعان جوان كشور اذعان مي دارند كه معمولا” كمترين امكانات وبودجه لازم را در اختيار ندارند تا بتوانند به ادامه تحقيقات و پژوهشها و عملي نمودن طرحهاي خود بپردازند و نيز فرصتهاي مطالعاتي و تحقيقاتي براي آنها بسيار محدود و پرهزينه است و بايد توجه داشت كه اغلب افراد مستعد كه به درجاتي از نبوع فكري مي رسند در خانواده هايي رشد كرده اند كه از لحاظ وضعيت اقتصادي ضعيف يا متوسط بوده و توانايي هزينه كردن بودجه لازم جهت شكوفايي بيشتر و ظهور ابتكارات فرزندان خود را ندارند اما كشورهاي غربي و صنعتي اينگونه فرصتها، هزينه ها و امكانات لازم را در اختيار اينگونه افراد قرار مي دهند و اينچنين است كه بيش از 85 درصد از نوابغ تيزهوش ايراني كه در طول سالهاي 1375 تا 1381 برندگان المپيادهاي داخلي برگزار شده در كشور بوده ونخبگان ما محسوب مي شوند دعوت كشورهاي دعوت كننده را لبيك گفته و به قصد اقامت در آن كشورها كه كليه امكانات وسرمايه مورد نيازشان را به آنها وعده داده اند از كشور خارج شده اند.

عامل فرهنگي

فرهنگ واژه اي است كه از هر ديدگاهي تعريفي بر آن مترتب گرديده است. هروسي كوئن در مباني جامعه شناسي خود مي گويد: فرهنگ، نهادهاي ديني، زبان، ارزشها، باورها، قوانين، سنن، علوم و صنايع را دربرميگيرد.

وجود تضادهاي فرهنگي در جامعه ديني كه ناشي از رسوخ آرام فرهنگ غرب در آن است جوانان كشور را دچار سردرگمي يا بعضا” نابساماني و پوچي مي كند ولي آنها خود عامل اين وضعيت را تهي بودن فرهنگ كشورشان دانسته و احساس مي كنند تولد و رشد آنها در چنين محيط نابساماني علت اين سردرگمي و عقب ماندگي است و دريغ و غافل از اينكه شخص خود دچار پوچ گرايي شده است.

از طرف ديگر فقدان ارگانهاي ذيصلاح صاحبنظر كه مي تواند روشهاي بي مورد و بدون كارآيي مثبت در جامعه را اصلاح يا حذف نمايد. اعمال برخي از ممنوعيتهاي فرهنگي ناشي از اسلامي بودن نظام حاكم بر كشور ما درخصوص ورود برخي از كالاهاي فرهنگي غيرمشروع يا مستهجن يا غيرمتعارف به كشور سبب شده كه برخي از نيروهاي مستعد فناوري بر اين باور باشند كه كشور ما از ورود انواع تكنولوژيها و نوآوريها و ابداعات و اختراعات جديد جلوگيري مي كند بنابراين غناي فرهنگي و تكنولوژي كشورهاي غربي نيز تكنولوژي فرهنگي كشور ماست و لذا به آن كشورها روي مي آورند.

نكته ديگر اينكه از بدو تاسيس دانشگاهها در ايران در زمان رژيم سابق دانشجوياني بصورت سرآمد (نخبه) انتخاب شده و راهي ديار فرنگ مي شدند. پس از بازگشت، با احترام ويژه نه تنها در مجموعه هاي آموزش عالي بكار گرفته مي شدند بلكه سمتهاي مهم مملكتي نيز به سهولت به ايشان واگذار مي شد.

از نظر دانشجويان و مردم اساتيدي كه فارغ التحصيل خارج از كشور مي باشند نسبت به همتايان  خود كه در همان رشته از داخل كشور تخصص گرفته اند از احترام و عزت و منزلت بيشتري برخوردارند، و حتي اساتيد هم اين تمايز را عملا” پذيرفته اند.

عامل اجتماعي، مذهبي

اجتماع به عنوان يك عامل موثر در جذب يا دفع نخبگان نقش مهم و اساسي ايفا مي كند. مهاجرت بي رويه جمعيت مهاجرت غيرطبيعي نخبگان و گرايش شديد مردم و نخبگان به سفر و اقامت درخارج از كشور، از شاخصهاي عدم تعادل در نظام اجتماعي بشمار مي آيد و قبل از اين كه مهاجرت نخبگان به زمينه هاي ديگر مربوط شود، به ساختار نظام اجتماعي بر مي گردد.

تكنولوژي پيشرفته غرب و عدم دسترسي سريع به آن و ساير منابع و امكانات تحقيقاتي نيز، فكر پويا و خلاق قشر مستعد جامعه را مقبوض و تحت فشارهاي كاذب نگه مي دارد و تبليغات سوء فرهنگي و وسيع رسانه اي و غيررسانه اي بيگانه كه ذهنها را به سمت يك مدينه فاضله در غرب پرواز مي دهد و عدم وجود نشاط و شادابي (مادي و معنوي) در ميان اقشار جامعه نيز از علاقه آنها به ماندن و زندگي در وطن مي كاهد. مشكلات نظام آموزش و پرورش و نگراني و مسئله آتيه فرزندان و ادامه تحصيلات آنها و تعهد به تامين شرايط مناسب براي مهاجرين متخصص اعضاي خانواده هاي نخبگان نيز علاقمندي ايشان را به خروج از اين اوضاع نگران كننده تشديد مي نمايد از آن طرف نيز كشورهاي استعماري براي اينكه خود را قدرت مسلط علمي و صنعتي در جهان معرفي كنند نيازمند به توليد علم وفناوري پيشرفته هستند و با جذب نخبگان ازدو طريق به اين هدف خود مي رساند.

الف) تهي كردن كشورهاي مادر از نخبگان بومي خورد

ب) بهره وري آسان از نخبگان جديدالورود و ايجاد تراكم نخبگان در جهت ايجاد رقابت علمي بين آنها و بهره وري بيشتر

همچنين جهان سرمايه داري به خوبي دريافته است كه حفظ سرمايه ملي و ترقي جايگاه سرمايه داري و استعماري در جهان نيازمند پيشرفت و توسعه روزافزون علمي و فناوري در عرصه هاي مختلف است لذا نخبگاني را كه در ضمن استفاده از بورسهاي تحصيلي توانمنديهاي خود را به اثبات رسانند در موقعيتهاي مناسب شغلي و اجتماعي و مالي قرار مي دهند و جهت و راستاي فعاليت آنها را مطابق خواسته ها و بهره وري خود تعيين مي كنند.

حق در فقه اسلامي بدين گونه تعريف شده است وضع شي في ما وضع له، پس مخالف آن يعني وجود ظلم به قرار نگرفتن حق در جايگاه خود تعبير ميشود لذا در اجتماع هر آنچه و هركس در جايگاه حقيقي خود قرار نگيرد ظلمي درحق آن جامعه روا شده است كه نبايد پايدار بماند و الا افراد سعي در يافتن جايگاه حقيقي و واقعي خود حتي درخارج از وطن خواهند نمود.

ديدگاهي كه معتقد است مذهب از عوامل خروج نخبگان محسوب مي شود اينگونه استناد مي كند كه اينگونه نخبگان و متخصصان براين باورند كه دين گرايي با پيشرفت علمي همگام با ساير كشورها منافات و مخالفت دارد يا نظام اسلامي سركوب كننده اجتهادهاي نوين در مقابل نص است و نياز است كه با ارائه طرحهاي جديد برخي از نصوص را به نفع مقتضيات زمان تفسير نمود.

عوامل خارجي موثر در جذب نخبگان به خارج از كشور

جامعه اسلامي ما از جنبه بين اللملي وجهه اي درخشان و درخور توجه دارد و توجه مسئولين نظام به اين بعد سبب گرديده كه اين وجهه ايجاد گردد لذا جامعه جهاني مراقبت و دقت نظر خود را به ابعاد مختلف و جنبه هاي گوناگون داخلي كشور معطوف داشته اند و حركات صحبتها وتصميمات مسئولين و وضعيت داخلي كشور از ديد تيز بيگانگان مصون نيست.

نخبگان مرتبط با جوامع غربي ممكن است تحت تاثير تبليغات سوء بيگانگان به اين باور غلط دست يابند كه هيچ جايگاهي در درون كشور براي آنها تعبيه نشده و عرصه فعاليت و پژوهش دراين ديار براي آنها بسيار تنگ و ناچيز و محدود گرديده و حاكميت ديني سركوب كننده ارزشها و نوابع و تفكرات پيشرفته و مخالف هرگونه پيشرفت علمي و صنعتي و اهميت دادن و ارزشگذاري به نوابع جامعه است لذا با ايجاد و جلوه نمايي محروميتهاي فرهنگ غرب و جلوه دادن كشورهاي غربي به عنوان يك محيط علمي و پژوهشي و فرهنگي نوابغ جهت پيشبرد اهداف و تفكرات آنها سعي در جذب و ربايش ايشان مي كنند و هدف نهايي از اين امر انتفاع از سود ناشي از حضور انديشمندان و دانشمندان و پژوهندگان مهاجر در صنعت و اقتصاد آن كشورهاست.

دانشمندان آلماني مقيم آمريكا در پاسخ به سوال مركز تحقيقاتي پژوهش از آنان پيرامون علل مهاجرت خود به ايالات متحده نظام طبقاتي حاكم بر مراكز آموزش عالي آلمان را قابل انتقاد مي دانند. در دانشگاهاي آلمان بجاي اينكه به آنها فرصت داده شود كه خود پژوهش انجام دهند مجبورند صرفا” در خدمت اساتيد باشند و در مقابل چشم اندازهاي شغلي براي فارغ التحصيلان جوان در ايالات متحده بسيار روشن است.

 

نقش دانشگاهها، تردد يا هجرت نخبگان   

الف) دانشگاهها و نقش آنها در خروج نخبگان

دانشگاههاي هر كشور مركز رشد و به فعليت رسيدن استعدادهاي ذاتي و بالقوه افرادي است كه به آن محيطهاي علمي وارد ميشوند هر كشوري بر امكانات و موقعيت محيطهاي آموزش عالي خود بيفزايد قطعا“ بيشترين سوددهي و بهره وري از وضعيت بوجودآمده را خواهد ديد. دانشگاهها مي توانند نقش بسيار مهم و موثري در رابطه با آموزش، جذب و نگهداري يا خروج، مهاجرت و فرار نخبگان ايفا نمايند.

عوامل موثر و فراواني دراين خصوص ايفاي نقش مي كنند كه دسته اي از آنان را عوامل مثبت، جاذب و نگهدارنده و دسته ديگر را عوامل منفي ، دافع و از دست دهنده نخبگان تشكيل مي دهند. دانشگاههاي داخل كشور در حال حاضر به اذعان اعضاي هيات علمي همان محيطهاي آموزشي، تبديل به محيطهاي بدون تحرك شده اند، امكانات قابل قبول براي رقابت با كشورهاي ديگر را ندارند، افراد متوسط الحال علمي را در امور مديريتي و آموزشي بكار گرفته اند، روابط بين المللي با مراكز علمي معتبر دنيا ايجاد نكرده اند و در محيطهاي بسته بر خلاف طبيعت خود قرار گرفته اند. كتابخانه هاي ضعيفي دارند كه مانع بزرگي بر سر راه به روز شدن معلومات نخبگان است و اعمال سياست هاي دستوري و متمركز در نوع و شيوه عملكرد دانشگاههاي مهم و بزرگ كشور به اين مشكلات دامن مي زند و ازطرف ديگر آزادي فكر و انديشه كه محل توليد آن در دانشگاههاست داراي محدوديت و مشكل است. بودجه هاي اندك تخصصي و پژوهشي به دانشگاهها تعلق مي گيرد و دانشگاهيان از مقام و منزلتي كه در خود آن هستند بهره نگرفته اند.

چنانچه دانشگاههاي كشور بتوانند با استفاده از قدرت عظيم تبليغات گسترده و وسيع، نوابغ را به سمت جامعه آرماني خود بكشانند و راههاي دستيابي به همان ايده آلهاي علمي و تبليغاتي را نيز هموار نمايند و راه حلهاي مناسب براي مشكلات فوق بيابند بطور قطع نخواهند توانست عامل بزرگي در راستاي عدم خروج نخبگان و مستعدان از كشور باشند.

متاسفانه مشكلات عديده و متفاوتي دراين راستا وجود داشته است. نتيجه اعمال مديريتهاي ضعيف در دانشگاهها و زيرمجموعه هاي آنها توجه مفرط سيستم دولتي و اقشار جامعه به مدرك گرايي و در نتيجه تبديل دانشگاهها به يك ماشين اعطاي مدرك تحصيلي بجاي توجه به آموزش برتر، توجه افراطي به حضور و غيابها بجاي توجه به ارائه طرحهاي اساسي و درخواست انجام تحقيقات از دانشجويان توسط اساتيد محترم مي تواند عامل اساسي توجه روزافزون نخبگان به نوع شيوه آموزش و مديريت آموزش عالي در دانشگاههاي غربي باشد لذا دانشگاهها يكي از عوامل مهم جذب يا دفع نخبگان كشور محسوب مي شوند و تا زماني كه تصميم گيران نهايي كشور به مسائل دانشگاهها از جمله بودجه و منافع مالي آن با بي مهري مي نگرند اميد به ايفاي هيچ نقش موثري دراين راستا وجود نخواهد داشت.

 

آيا همه ترددهاي نخبگان به خارج از كشور مهاجرت ناميده مي شود ؟

در احاديث شريف به علم آموزي و توجه به آموزش و پژوهش تاكيد فراوان گرديده است. پيامبر اسلام (ص) مي فرمايند: طلب العلم فريضه علي كل مسلم و مسلمه يا اطلب العلم ولو بالصين. پس هجرت بقصد علم اندوزي حتي اگر چندين سال هم بطول انجامد نه تنها كاري مثبت و مفيد بلكه مورد تاكيد است ولي در اثر عوامل گوناگون فردي و اجتماعي برخي از هجرتها به كوچ دائمي و اقامت منجر مي گردد. درخصوص تردد نخبگان بطور معمول، دراين يك موقعيت و فرصت خوب و مناسب براي انجام تحقيقات و استفاده از تجارب انديشمندان و علوم ساير سرزمينها است و ازجنبه هاي مختلف اينگونه ترددها مزايا و منافع بسياري را براي هر دو كشور مقصد و مبدا به ارمغان خواهد آورد.

اصولا” در برخي از نظريات جديد مطرح شده حتي خروج نخبگان از كشور را يك امر كاملا” منفي تلقي نمي كنند و معتقدند چنانچه خروج مغزها با برنامه ريزي صحيح و هدفمند انجام شود مي تواند به يك فرايند مطلوب مبدل گردد و اين درصورتي است كه دوره گريز از كشور و مبدا موقت تلقي گردد و دولت ضمن شناسائي افراد نخبه و مستعد و نيز داراي علاقه و تعهد نسبت به مردم و حاكميت كشور وطن خود آنها را جهت ادامه تحصيل و كسب علوم و تجارب ساير كشورها به خارج از كشور بصورت موقت اعزام كند و پس از پايان دوره آموزشي، زمينه هاي استفاده بهينه از ايشان را در داخل كشور فراهم نمايد.

 

راهكارها و راهبردها

بي شك بهترين راهكار، توجه به نقاط ضعفي است كه در فصول گذشته اين نوشتار به آن اشاره و تاكيد گرديده و پرداختن به برطرف نمودن اين نقاط ضعف و استمرار بخشيدن به نقاط قوت موجود در جامعه است كه از طريق آن بتوان اين معضل واقعي را هرچه زودتر برطرف نمود.

-         تعيين خط مشي سياسي نظام حاكم بر جامعه جهت دستيابي به وحدت نظر و عمل مسئولين نظام و قانونگذاري لازم درخصوص مواجهه با معضل خروج نخبگان از كشور با ارائه راهكارهايي از جمله انتخاب و انتصاب نخبگان در جايگاه حقيقي خود و فراهم آوردن امكانات تحقيق و پژوهش و امرار معاش براي ايشان و استناد به ملاكهاي عملي، شخصيتي و صلاحيتي در گزينشهاي بجاي رابطه سالاري و باندبازي كه نهايتا” به جذب و نگهداري نخبگان و بي نيازي ايشان از توجه به امكانات وعده داده شده ازطرف ساير كشورها منجر مي گردد.

-         استفاده از ابزار گسترده و همه جانبه تبليغات در داخل و خارج از كشور جهت جذب نخبگان و حمايت از حضور و  فعاليت عملي ايشان در داخل كشور در مقابل هيولاي تبليغات سوء بيگانگان

-         مدون و مدرن نمودن سيستم آموزش عالي كشوربنوعي كه اصل تحقيق و پژوهش را از دوران دانشجويي بعنوان يك اصل مهم در درون دانشجو نهادينه كند

-         گسترش برنامه هاي روان شناختي در راستاي بهبود وضع ظاهري شرايط حاكم در جامعه و توجه فردي به نوابغ

-         ترويج فرهنگ شايسته سالاري و ملي گرايي و دوري از بي اعتمادي و سستي در ارجاع نخبگان به كشور

-         سعي در از بين بردن نابرابريها و بي عدالتي ها و برقراري عدالت اجتماعي در جامعه

-         ارتقاء سطح سوادآموزي در جامعه با اشاعه فرهنگ علم اندوزي عمومي به كمك رسانه ها و مطبوعات داخلي در راستاي پذيرش نوابغ از سوي جامعه

-         اصلاح سيستم اقتصادي كشور و مبارزه گسترده تر و عادلانه با مفاسد اقتصادي در جهت كوتاه كردن دست فرصت طلبان و فاسدان از امكانات كشور و بهبود وضع  معيشتي و افزايش درآمدهاي ملي كليه مردم بالاخص متخصصان و تقويت احساس اقتدار و صلابت نظام توسط همه اقشار مردم

-         استفاده ازطرحهاي مدون و عملي درجهت شناسائي نوابغ در هر محله شهرستان و استان

-         راه اندازي انجمنهاي علمي دانش آموزي و دانشجويي دركشور در جهت استفاده از نخبگان و مبتكران در راستاي تحقق و عملي شدن انديشه ها و طرحها و ابتكاراتشان با اعطاي امكانات و سرمايه مورد نياز آنها

-         مقاومت و برخورد صحيح با جذابيتهاي كاذب مطرح شده از سوي خارج از كشور براي قشر جوان و نخبه كشور

-         القاء تفكر اعتقاد و دين گرايي، ميهن دوستي و خدمت به مردم و كشور در نخبگان

-         ايجاد ثبات حول محورهاي پذيرفته شده و پرهيز از بي ثباتي ها و تغييرات مكرر و بي مورد

-         ساده نمودن روابط اداري و مديريتي در جامعه

-         ايجاد ارگانهاي ذيصلاح براي نظرسنجي اجتماعي درخصوص مسائل و مشكلات موجود و عملي نمودن راهكارها

-         ايجاد جو مثبت و سالم سياسي براي نقد عملكرد قوا و نهادهاي قانونگذار و تبيين و تعريف صحيح شعارهاي مردم سالاري ديني و آزاديهاي فردي و اصلاحات و ... همراه با آموزشهاي اجتماعي مربوطه

-         سامان دادن به اوضاع نابسامان قضايي كشور

-         بازنگري در امر برگزاري المپيادهاي دانش آموزشي و دانشجويي

-         برقراري شايسته سالاري در عزل و نصب مديريتهاي علمي و اجرايي در سطوح مختلف مديريتي كشور

-         ارائه امكانات و تسهيلات لازم به رتبه هاي برتر علمي از قبيل معافيت از خدمت نظام وظيفه، امكان ادامه تحصيل و اشتغال

-         احترام به آزاديهاي فردي و مشروع

-         يك راهكار عملي به جاي استفاده افراد كم استعداد از سهميه هاي گوناگون در كنكور است كه بجاي ايجاد امكانات استفاده از سهميه ها براي اينگونه افراد مي توان با احتساب سالهايي كه اينگونه افراد بايد تحصيل كنند و مخارج سنگين كه به دوش آموزش عالي متحمل مي كنند به آنها وام يا سرمايه داد تا آنها براي خود كاري مهيا كنند.

-         در سال 1335 سازماني بنام سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان زير نظر نخست وزيري وقت بوجود آمد كه اكنون تحت عنوان مدارس تيزهوشان و تا مرحله اخذ ديپلم به فعاليت مي پردازد ولي به همين جهت 80 درصد آموزش ديدگان اين مركز از دانشگاه به خارج از كشور مهاجرت مي كنند و لازم است اين سيستم تا مراحل تحصيلات تكميلي نيز تيزهوشان را آموزش دهد و تحت پوشش خود نگه دارد.

-         اخيرا” طرحي بصورت آزمايشي در دانشگاه شهيدبهشتي جهت جذب نخبگان انجام مي گيرد كه در سه مرحله خلاصه مي گردد 1ـ يافتن تعداد مطلوبي از نخبگان 2- هدايت آنها به مديريت و رهبري بخش سلامت 3- همسو كردن آنها جهت توسعه كشور ازطريق شبكه هاي حمايتي و هدايتي. در اين طرح براي نخبگان يك برنامه اصلي آموزش تهيه شده كه شامل دروس پايه و ضروري براي رسيدن به درجه دكترا است و آموزشهايي  براي ارتقا سطح مديريتي و توانايي هاي فردي در ساير رشته ها تعيين مي شود در اينصورت افراد نابغه و نخبه پس از پايان تحصيلات مي توانند در نقش رهبري، علمي و مديريتي جامعه بصورت قويتر فعاليت كنند و كارايي مضاعفي داشته باشند.

-         ايجاد تسهيلات جهت تردد دانشجويان و دانشمندان

-         فراهم نمودن امكان تحصيل در مدارس دوزبانه براي فرزندان نخبگان در داخل كشور با تضمين حفظ استقلال آموزش اين مدارس

-         طرحي از برنامه عمران سازمان ملل متحد (UNDP) براي تبديل اين مسئله به جذب مغزها در حال فعاليت است و بنا به اين طرح برنامه اجرايي بنام تبادل دانش از طريق اتباع متخصص ترك ميهن كرده باعث شده كه متخصصين كشورهاي روبه رشد كه در خارج از ميهن زندگي مي كرده اند تا سال 1998 براي 449 مورد مشورت كوتاه مدت در رشته هاي گوناگون به كشور زادگاه خود مراجعت كنند و صرفنظر از دستمزدهاي كلاني كه به آنها پرداخت مي شود هزينه اقامت و سفرشان از طرف برنامه عمران سازمان ملل متحد تامين گردد. 26 كشور جهان تاكنون عضويت دراين طرح را پذيرفته اند.

-         امكان عضويت نخبگان در گروههاي ديني، ملي، نژادي و سياسي داخلي

-         تاسيس مراكز كاريابي براي فارغ التحصيلان و نخبگان دانشگاهي دركشور تا دانشجو پيش از فراغت از تحصيل بتواند براساس علاقه و نياز شغل آينده خود را انتخاب كند.

-         فراهم نمودن امكان ارتباط بيشتر دانشگاهها و مراكز صنعتي كشور بدليل ايجاد مناسب آموزشهاي نظري و عملي

-         تجديد نظر جدي در وضع دانشگاهها و بودجه هاي تحقيقاتي آنها و تخصيص اعتبارات و امكانات ويژه براي آنان در راستاي تحقيق و پژوهش

 

پایان

شيوه نامه اجرايي آيين نامه انضباطي دانشجويان

آيين نامه انضباطي دانشجويان مصوب سيصد و پنجاه و هشتمين جلسه مورخ 14/6/74 شوراي عالي انقلاب فرهنگي

 

 

شيوه نامه اجرايي آيين نامه انضباطي دانشجويان

مقدمه:

            انقلاب اسلامي كه به بركت نفس قدسي حضرت امام (ره) و خون مطهر شهداي والا مقام به ثمر نشست حاصل دگرگوني فرهنگي و بيداري و احساس مسؤوليت آحاد جامعه و خصوصاًَ قشر جوان و دانشجو بود. جوانان با الهام از معنويت و روشنگري برخاسته از تفكر انقلاب اسلامي كه در انديشه و كلام امام (ره) آشكار است، ساختار فرهنگي، سياسي و اجتماعي كشور را دگرگون نموده و عرصه جديدي را در تاريخ فرهنگ بشري گشودند.

            دانشگاهها به تحقيق يكي از اركان مؤثر در حركت انقلاب و تنوير افكار مردم، محسوب مي‌شوند و اهميت نقش دانشجويان به عنوان نخبگان نسل جوان در مراحل مختلف پيروزي انقلاب و تثبيت نظام انكارناپذير است. از اين روي، مسائل فرهنگي دانشگاهها و صيانت از جايگاه و منزلت رفيع آنها همواره به عنوان يكي از محورهاي اصلي در كلام امام (ره) و رهنمودهاي مقام معظم رهبري "مدّ ظلّه العالي" مورد عنايت خاص بوده است.

            پاسداري از جايگاه رفيع دانشگاه و كمك به سالم نگهداشتن محيط‌هاي آموزشي و پژوهشي و تأمين حقوق عمومي دانشگاهيان از طريق ترغيب دانشجويان به حفظ كرامت دانشجويي و مقابله با بي‌نظمي، هنجارشكني و ناديده گرفتن حقوق فردي و اجتماعي ديگران از اهداف مهمي محسوب مي‌شوند كه كميته انضباطي در راستاي كمك به تحقق آنها تشكيل مي‌گردد. بديهي است توجه به شيوه‌هاي برخورد صحيح و عالمانه با تخلفات دانشجويي و رعايت تقوا در امر قضاوت و تصميم‌گيري جزو اصول اساسي و خدشه‌ناپذير كميته‌هاي انضباطي تلقي مي‌شوند.

            برخورد سطحي با تخلفات دانشجويان و صدور حكم بدون توجه به اثرات تبعي آن بر روابط خانوادگي و اجتماعي دانشجويان تأثير داشته و اثرات فرهنگي آن در افراد مختلف از جمله دانشجويان پيامد مثبتي در راستاي رسيدن به جامعه‌اي با تخلفات كمتر به همراه نخواهد داشت. بنابراين ضروري است كه در صدور احكام انضباطي، آثار تبعي اجراي احكام نيز مد نظر قرار گرفته و به گونه‌اي تصميم‌گيري و عمل شود كه اثرات منفي برخوردها به حداقل كاهش پيدا كند. اتخاذ شيوه‌هاي تربيتي و تذكرآميز در كنار صدور احكام مناسب و مؤثر ظرافت خاصي را مي‌طلبد كه در اين رابطه صدور احكام تعليقي نقش مهمي در ارائه نقش تربيتي كميته‌هاي انضباطي ايفا خواهد نمود.

            نكته ديگري كه لزوم توجه به آن مورد تأكيد مي‌باشد پرهيز از استفاده ابزاري از كميته‌هاي انضباطي در واكنش به اعترافات و ناخرسندي دانشجويان است. ايجاد و حفظ جوّ صميميّت، تفاهم و اعتماد از طريق حل و فصل مسائل دانشجويان و پاسخگويي به مشكلات و پرسشهاي آنان نيازمند سعه صدر و پذيرش فضاي انتقاد و گفتگو است. در نتيجه، گريز از پاسخگويي به دانشجو و توسل به برخورد صرفاً انضباطي نتايج زيانباري را به همراه داشته و موجب كاهش اعتماد و وثوق دانشجو به اين نهاد ارزشمند خواهد شد.

            در هر حال كميته انضباطي به عنوان نهادي حساس در مجموعه مديريت دانشگاه موظف است كه ضمن انجام مسؤوليت خود در رسيدگي به تخطي دانشجويان از منش دانشجويي و اخلاق متعالي، وظايف اساسي دانشگاه در راستاي رشد استعدادهاي دانشجويان و تقويت روحيه استقلال و اعتماد به نفس در آنان را مد نظر داشته و از هر  گونه برخوردي كه موجبات تحقير و توهين به دانشجو را فراهم مي‌كند، اجتناب ورزد و هر چند در مواردي تنبيه اجتناب‌ناپذير است اما با تأكيد به پرهيز از هر گونه تجسس و تفتيش ضرورت دارد كه اين برخورد توأم با حفظ آبرو و حيثيت اجتماعي دانشجو باشد، از اولين مراحل تذكر و ارشاد آغاز شود و زمينه اجتناب از تخلف و ميل به اصلاح را در فرد خاطي و محيط پيرامون ايجاد نمايد.

            با ضرورتي كه هم اكنون در جهت دهي هر چه بيشتر اين نهاد به سمت قانون گرايي وجود دارد، به منظور تنظيم دقيق‌تر احكام انضباطي، بر اساس آيين نامه انضباطي مصوب جلسه 358 شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تاريخ 14/6/74 كه به اختصار "آيين نامه" ناميده مي‌شود، و به استناد بند اول از مصوبات جلسات 429 و 430 آن شورا به تاريخ 21/7/77 و 5/8/77 ، "شيوه نامه" حاضر با هدف تفكيك جزئي‌تر تخلفات و رفع ابهام از تداخل و كليت در آنها، تطبيق و ايجاد تناسب ميان تخلفات و تنبيهات و در نتيجه وحدت رويه بيشتر در احكام صادره و نيز تعيين مراجع صالحه براي تشخيص وقوع برخي تخلفات به شرح زير تدوين شده است.

 

بخش 1 : تخلفات و تنبيهات

 

1ـ تفكيك تنبيهات:

            به منظور استناد و تطبيق دقيق‌تر احكام انضباطي تنبيهات ماده 7 آيين نامه به صورت زير تفكيك مي‌شوند:

الف ـ تنبيهاتي كه به حكم كميته‌هاي انضباطي دانشگاه يا كميته مركزي انضباطي نسبت به دانشجويان مي‌تواند اعمال شود.

1ـ احضار و اخطار شفاهي

2ـ تذكر كتبي بدون درج در پرونده دانشجو

3ـ اخطار كتبي بدون درج در پرونده دانشجو

4ـ تذكر كتبي و درج در پرونده دانشجو

5ـ توبيخ كتبي و درج در پرونده دانشجو

6ـ دادن نمره 25/0 در دروس مربوط به تخلف

7ـ محروميت از تسهيلات رفاهي دانشگاه از قبيل وام، خوابگاه و غيره

8ـ دريافت خسارت از دانشجو در مواردي كه تخلف منجر به ايجاد ضرر و زيان به دانشگاه يا بيت‌المال شده باشد.

9ـ منع موقت از تحصيل به مدت يك نيمسال بدون احتساب سنوات

10ـ منع موقت از تحصيل به مدت يك نيمسال با احتساب سنوات

11ـ منع موقت از تحصيل به مدت دو نيمسال بدون احتساب سنوات

12ـ منع موقت از تحصيل به مدت دو نيمسال با احتساب سنوات

 

ب ـ تنبيهاتي كه فقط با حكم كميته مركزي انضباطي نسبت به دانشجو مي‌تواند اعمال شود:

13ـ تغيير محل تحصيل دانشجو (همراه با تغيير رشته تحصيلي در صورت لزوم)

14ـ تبديل دوره تحصيلي دانشجو از روزانه به شبانه

15ـ منع موقت از تحصيل به مدت سه نيمسال بدون احتساب سنوات

16ـ منع موقت از تحصيل به مدت سه نيمسال با احتساب سنوات

17ـ منع موقت از تحصيل به مدت چهار نيمسال بدون احتساب سنوات

18ـ منع موقت از تحصيل به مدت چهار نيمسال با احتساب سنوات

19ـ اخراج دانشجو از دانشگاه با حفظ حق شركت مجدد در آزمون ورودي

20ـ محروميت از تحصيل در كليه دانشگاهها تا 5 سال

تبصره: صدور احكام تركيبي در مورد يك تخلف تنها به صورت تركيب تنبيهات بندهاي 6 تا 8 با يكي از بندهاي 1 تا 5 و نيز تركيب تنبيهات بندهاي 9 تا 12 و 15 تا 18 با بندهاي 13 و 14 مجاز است.

            اين تبصره بر كليه موارد تخلفات مندرج در ماده 2 از اين بخش جاري است مشروط بر آنكه از محدوده تنبيهات تعيين شده در آنها خارج نشود.

 

2ـ تفكيك تخلفات و تخصيص تنبيهات:

            در راستاي تعميم اجراي تبصره 3 ماده 7 آيين نامه انضباطي دانشجويان، تخلفات مندرج در ماده 6 اين آيين‌نامه با قيد تنبيهات متناسب بر اساس ماده 1 از اين بخش به شرح زير تفصيل داده مي‌شوند.

ماده 6 آيين نامه: حدود اختيارات و وظايف كميته‌هاي انضباطي دانشگاه و كميته مركزي انضباطي:

الف ـ رسيدگي به جرائم عمومي دانشجويان (از قبيل تهديد، تطميع، توهين، ضرب و جرح، جعل، سرقت، رشوه، اختلاس، قتل).

1/ الف ـ تهديد، تطميع، توهين، فحاشي، هتاكي، افتراء

1/1/ الف ـ تهديد يا ارعاب يا سلب امنيت

2/1/ الف ـ تطميع

3/1/ الف ـ توهين يا فحاشي يا هتاكي

4/1/ الف ـ افتراء يا نشر اكاذيب

            مرتكب هر يك از بندهاي فوق به يكي از بندهاي 1 تا 5 ماده 1 اين شيوه نامه محكوم مي‌شود.

            در صورتي كه شاكي يكي از اعضاي هيأت علمي يا مسؤولان يا كارمندان دانشگاه باشد، تنبيه مي‌تواند به بندهاي 7 تا 10 و در صورت تكرار تا بند 13 تشديد شود.

2/ الف ـ ضرب و جرح

            در صورت وجود شاكي مرتكب به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 4 تا 9 (به جز بند 6) محكوم مي‌شود.

            در صورتي كه مضروب يكي از اعضاي هيأت علمي يا مسؤولان يا كارمندان دانشگاه باشد، يا در صورت تكرار، تنبيه مي‌تواند تا بند 13 تشديد شود.

            در صورتي كه ميزان ضرب و جرح بسيار شديد بوده يا منجر به محكوميت قضايي شده باشد كه مي‌تواند متناسب با مورد تا بند 16 تشديد شود.

3/ الف ـ جعل

1/3/ الف ـ جعل اسناد دولتي (خارج از دانشگاه):

            در صورت محكوميت قضايي، متخلف متناسب با احكام قضايي كه در مورد وي صادر شده باشد، به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 5 تا 12 (به جز بند 6) محكوم مي‌شود.

2/3/ الف ـ جعل امضاي اساتيد يا مسؤولان دانشگاه:

            متخلف، به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 3 تا 5 محكوم مي‌شود. در صورتي كه جعل منجر به تحصيل نمره قبولي در دروس دانشگاهي نيز شده باشد، متخلف، به بند 6 و يكي از مجازاتهاي بندهاي 7 تا 10 نيز محكوم مي‌شود.

3/3/ الف ـ ارائه اسناد جعلي به دانشگاه:

            متخلف، به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 3 تا 5 محكوم مي‌شود. در صورتي كه سند جعلي منجر به قبولي در دروس دانشگاهي يا تغيير در نمره شده باشد، متخلف، به مجازات بند 6 و يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 7 تا 10 محكوم مي‌شود و در صورتي كه سند جعلي منجر به پذيرفته شدن وي در دانشگاه شده باشد علاوه بر گزارش به هيأت مركزي گزينش دانشجو به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 13 تا 20 محكوم مي‌شود.

4/3/ الف ـ جعل اسناد دانشگاه و استفاده از آن (اعم از اسناد مكتوب يا نرم‌افزاري):

            متخلف، به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 3 تا 5 محكوم مي‌شود و در صورتي كه مدرك مجعول گواهي گذراندن واحدهاي درسي دانشگاه باشد، علاوه بر اجراي بند 6 در مورد آن دروس، متخلف به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 7 تا 10 محكوم مي‌شود.

            در صورتي كه متخلف، گواهي مبني بر فراغت از تحصيل را جعل نمايد به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 11 ، 12 يا 15 تا 18 محكوم مي‌شود.

4/ الف ـ سرقت

1/4/ الف ـ سرقت اموال غيرمتعلق به دانشگاه:

            متخلف به يكي از بندهاي 2 تا 5 و بند 8 محكوم مي‌شود. در صورت محكوميت قضايي، مجازات به يكي از بندهاي 9 تا 12 تشديد مي‌شود.

            اگر ارتكاب سرقت با مشاركت باندهاي سرقت و با نقشه قبلي صورت گرفته باشد، مجازات مي‌تواند تا بند 20 تشديد شود. همچنين در صورت كتمان اطلاعات درباره وجود باند سرقت با نقشه قبلي نيز يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 1 تا 9 (به جز بند 6) اعمال مي‌شود.

2/4/ الف ـ سرقت اموال دانشگاه يا خوابگاه:

            علاوه بر محكوميت به جبران خسارت وارده طبق بند 8 ، متناسب با وسعت و دفعات وقوع جرم يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 9 تا 19 اعمال مي‌شود.

3/4/ الف ـ سرقت سؤالات يا ورقه‌هاي امتحاني:

            متخلف علاوه بر محكوميت به بند 6 ، به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 9 تا 12 يا يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 15 تا 18 محكوم مي‌شود.

5/ الف ـ رشوه يا اختلاس

1/5/ الف ـ دادن رشوه در ادارات و سازمانهاي خارج از دانشگاه:

            در صورت محكوميت قضايي، متخلف به يكي از بندهاي 1 تا 5 محكوم مي‌شود.

2/5/ الف ـ دادن رشوه به يكي از كاركنان دانشگاه:

            متخلف به يكي از بندهاي 1 تا 5 محكوم مي‌شود. در صورتي كه ارتكاب جرم منجر به نمره قبولي متخلف در يكي از دروس دانشگاهي شده باشد تنبيه بند 6 و يكي از تنبيهات بندهاي 9 تا 10 نيز به محكوميت وي افزوده مي‌شود.

3/5/ الف ـ اختلاس در اموال دانشگاه يا خارج دانشگاه:

            در صورت محكوميت قضايي، متخلف به تناسب اموال مورد اختلاس و ميزان مشاركت در آن به يكي از بندهاي 3 تا 5 يا 8 تا 13 محكوم مي‌شود.

6/ الف ـ قتل

1/6/ الف ـ ارتكاب قتل:

            در صورت محكوميت قضايي، مجازات بندهاي 19 يا 20 در خصوص وي لازم الاجراء است.

2/6/ الف ـ شركت در قتل:

            در صورت محكوميت قضايي، يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 15 تا 20 اعمال مي‌شود.

 

ب ـ رسيدگي به تخلفات آموزشي و اداري

1/ ب ـ تقلب در امتحان

            متخلف، به تنبيه مندرج در بند 6 و يكي از تنبيهات بندهاي 1 تا 5 محكوم مي‌شود. در صورت تكرار تخلف، تنبيه به يكي از بندهاي 9 تا 12 قابل تشديد است.

2/ ب ـ فرستادن شخص ديگري به جاي خود به امتحان يا شركت به جاي ديگري در امتحان

1/2/ ب ـ فرستادن ديگري به جاي خود به امتحان:

            متخلف، به تنبيه مندرج در بند 6 و يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 9 تا 12 محكوم مي‌شود.

2/2/ ب ـ شركت به جاي ديگري در امتحان:

            متخلف، به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 9 تا 12 محكوم مي‌شود.

3/ ب ـ ارتكاب هر عملي از سوي اشخاص حقيقي كه موجب اخلال يا وقفه يا مزاحمت در اجراي برنامه‌هاي دانشگاه يا خوابگاه شود.

1/3/ ب ـ اخلال يا ايجاد وقفه يا ايجاد مزاحمت براي برنامه‌ها يا نظم خوابگاه:

            متخلف، به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 1 تا 8 (به جز بند 6) محكوم مي‌شود.

2/3/ ب ـ اخلال يا ايجاد وقفه در برنامه‌ها يا نظم دانشگاه:

            متخلف، به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 1 تا 9 (به جز بند 6) محكوم مي‌شود.

            در صورتي كه اخلال در نظم منجر به ايجاد آشوب و اغتشاش در سطح دانشگاه يا خوابگاه شود، متخلف به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 7 تا 10 محكوم مي‌شود.

            در صورتي كه اخلال با تحريك ديگران يا تشكيل گروه همراه باشد، تنبيه مي‌تواند به بندهاي 11 تا 13 تشديد شود.

تبصره: رسيدگي به تخلفات بندهاي 1/3/ ب و 2/3/ ب منوط به تأييد كتبي معاون دانشجويي ـ فرهنگي دانشگاه يا يكي از رؤساي دانشكده‌ها مي‌باشد.

3/3/ ب ـ عدم رعايت مقررات دانشگاه:

            علاوه بر اعمال تنبيهات مندرج در آيين نامه‌هاي مربوط، متخلف به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 1 و 2 محكوم مي‌شود و در صورت تكرار، اين تنبيه تا موارد مندرج در بندهاي 3 تا 5 و 7 تا 10 قابل تشديد است.

4/3/ ب ـ عدم رعايت مقررات خوابگاه:

            علاوه بر اعمال تنبيهات مندرج در آيين نامه‌هاي مربوط، متخلف به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 1 و 2 محكوم مي‌شود و در صورت تكرار، تنبيه تا بندهاي 3 تا 5 و 7 قابل تشديد است.

4/ ب ـ ايراد خسارت به اموال دانشگاه يا خوابگاه با ساير اموال بيت المال

1/4/ ب ـ ايراد خسارت به اموال غيرشخصي:

            مرتكب علاوه بر محكوميت به جبران خسارت وارده طبق بند 8 ، به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 1 تا 10 (به جز بند 6) محكوم مي‌شود.

2/4/ ب ـ ايراد خسارت به اموال شخصي:

            در صورت شكايت صاحب مال، علاوه بر محكوميت به جبران خسارت، به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 1 تا 5 اعمال مي‌شود.

تبصره: كتمان حقايق در اين خصوص، در صورتي كه اطلاع مسؤولان دانشگاه از آن مي‌توانسته مانع از ايراد خسارت گردد مشمول احكام فوق است.

ج ـ رسيدگي به تخلفات سياسي

1/ ج ـ دادن اطلاعات خلاف واقع يا كتمان واقعيات از روي عمد نسبت به خود با گروهكهاي محارب يا مفسد يا افراد وابسته به آنها.

            متخلف به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 1 تا 5 محكوم مي‌شود. در صورتي كه تخلف منجر به انتفاع گروهكهاي مذكور گردد مجازات به بندهاي 9 تا 14 قابل تشديد است.

2/ ج ـ عضويت در گروهكهاي محارب يا مفسد يا ملحد يا هواداري و انجام دادن هر عملي به نفع آنها.

1/2/ ج ـ عضويت يا هواداري از گروههاي غير قانوني منحله (گروههايي كه به موجب احكام قضايي فعاليت آنها ممنوع شده باشد.)

            متخلف به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 1 تا 5 محكوم مي‌شود.

2/2/ ج ـ انجام اعمالي كه به نفع گروههاي غيرقانوني منحله باشد.

            مجازات متخلف از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 8 تا 14 تعيين مي‌شود.

3/ ج ـ فعاليت و تبليغ به نفع گروهكها و مكاتب الحادي و غيرقانوني

            متخلف، به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 1 تا 5 محكوم مي‌شود. در صورتي كه فعاليت به نفع گروهكهاي محارب و معاند نظام جمهوري اسلامي ايران باشد، متخلف به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 9 تا 14 محكوم مي‌شود و در صورت محكوميت متخلف در مراجع قضايي مجازات تا بند 20 قابل تشديد است.

4/ ج ـ توهين به شعائر اسلامي يا ملي و ارتكاب اعمالي بر ضد نظام جمهوري اسلامي (مانند فحاشي و استعمال الفاظ ركيك به طور شفاهي يا كتبي از طريق شعارنويسي، پخش اعلاميه و ...)

            متخلف به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 1 تا 8 (به جز بند 6) محكوم مي‌شود.

            در صورتي كه ارتكاب عمل به صورت جمعي و به قصد ايجاد بلوا و آشوب صورت گيرد يا مكرراً و بدون توجه به تنبيهات قبلي واقع شود مجازات مي‌تواند به بندهاي 9 تا 13 تشديد شود.

5/ ج ـ ايجاد بلوا و آشوب در محيط دانشگاه:

            مجازات متخلف، از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 3 تا 13 (به جز بند 6) تعيين مي‌شود.

            اگر بلوا در جهت ضربه زدن به اركان نظام و با هماهنگي و برنامه ريزي قبلي يا با هدايت از گروههاي غيرقانوني خارج از دانشگاه باشد، در صورت محكوميت در مراجع قضايي مجازات مي‌تواند به يكي از بندهاي 14 تا 20 تشديد شود.

د ـ رسيدگي به تخلفات اخلاقي

1/ د ـ استعمال مواد مخدر يا شرب خمر يا قمار يا مداخله در خريد و فروش و توزيع اين گونه مواد.

1/1/ د ـ استفاده از مواد مخدر:

            متخلف، به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 4 تا 10 (به جز بند 6) محكوم مي‌شود.

2/1/ د ـ اعتياد به مواد مخدر:

            متخلف، به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 8 تا 16 محكوم مي‌شود.

3/1/ د ـ نگهداري، خريد و فروش يا توزيع مواد مخدر:

            متخلف به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 8 تا 13 محكوم مي‌شود و در صورت محكوميت در مراجع قضايي مجازات وي مي‌تواند به يكي از موارد مندرج در بندهاي 14 تا 20 تشديد شود.

4/1/ د ـ تشكيل جلسه يا همكاري براي استعمال مواد مخدر:

            متخلف، در صورت استفاده از اماكن وابسته به دانشگاه به يكي از بندهاي 8 تا 16 و در صورت محكوميت در مراجع قضايي به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 11 تا 20 محكوم مي‌شود.

5/1/ د ـ استفاده از مشروبات الكلي:

            متخلف، به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 3 تا 5 يا 7 محكوم مي‌شود.

            اگر تخلف در اماكن وابسته به دانشگاه رخ داده و آثار سوء عمومي داشته باشد و يا در صورت محكوميت در مراجع قضايي تنبيه وي مي‌تواند به مجازاتهاي مندرج در بندهاي 9 تا 13 (به جز بند 6) تشديد شود.

6/1/ د ‌ـ خريد و فروش و توزيع مشروبات الكلي:

            متخلف به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 8 تا 12 محكوم مي‌شود. در صورتي كه از اماكن وابسته به دانشگاه براي اين منظور بهره‌برداري شده باشد تنبيه وي تا بند 16 قابل تشديد است. همچنين در صورت محكوميت در مراجع قضايي مجازات وي مي‌تواند به موارد مندرج در بندهاي 13 تا 20 تشديد شود.

7/1/ د ـ تشكيل جلسه جهت استفاده از مشروبات الكلي:

            متخلف، در صورت محكوميت در مراجع قضايي به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 11 تا 19 محكوم مي‌شود.

8/1/ د ـ استفاده از ابزار قمار:

            متخلف، به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 1 تا 4 محكوم مي‌شود.

9/1/ د ـ ترويج و توزيع ابزار قمار:

            متخلف، به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 3 تا 5 و يا 7 محكوم مي‌شود.

2/ د ـ استفاده از نوارهاي ويديويي يا صوتي با لوحه‌هاي رايانه‌اي مستهجن يا مداخله در خريد و فروش يا تكثير و توزيع اين گونه وسايل.

1/2/ د ـ استفاده از فرآورده‌هاي صوتي و تصويري غيرمجاز، عكس، فيلم يا لوحه‌هاي رايانه‌اي حاوي تصاوير مستهجن:

            متخلف، به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 1 تا 5 و يا 7 محكوم مي‌شود.

2/2/ د ـ مداخله در خريد و فروش تكثير يا توزيع فرآورده‌هاي فوق:

            متخلف به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 4 تا 10 به جز بند 6 محكوم مي‌شود.

3/ د ـ عدم رعايت پوشش اسلامي و استفاده از پوشش يا آرايش مبتذل:         

            متخلف، به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 1 تا 5 و در صورت اصرار و تكرار، متناسب با عرف حاكم بر محيط به يكي از تنبيهات بندهاي 7 تا 9 محكوم مي‌شود.

4/ د ـ استفاده از توزيع يا تكثير كتب، مجلات، عكسهاي مستهجن و يا آلات لهو و لعب:

1/4/ د ـ استفاده از كتب، مجلات، عكسهاي مستهجن و يا آلات لهو و لعب:

            متخلف به يكي از تنبيهات بندهاي 1 تا 5 و يا 7 محكوم مي‌شود.

2/4/ د ـ توزيع يا تكثير كتب، مجلات، عكسهاي مستهجن و يا آلات لهو و لعب:

            مجازات متخلف از بندهاي 3 تا 10 (به جز بند 6) تعيين مي‌شود:

5/ د ـ عدم رعايت شئون دانشجويي:

1/5/ د ـ ارتكاب اعمال يا رفتاري كه خلاف منزلت دانشجويي محسوب مي‌شود (مانند عدم رعايت حقوق ديگران، پرخاشگري، ايجاد درگيري و ...).

            متخلف به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 1 تا 4 محكوم مي‌شود.

2/5/ د ـ عدم رعايت موازين قطعي شرعي در ارتباط با نامحرم:

            متخلف، به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 1 تا 4 و در صورت تكرار، تا بند 9 (به جز بند 6) محكوم مي‌شود.

3/5/ د ـ ايجاد مزاحمت:

            در صورت وجود شاكي خصوصي، متخلف به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 1 تا 5 محكوم مي‌شود.

6/ د ـ داشتن رابطه نامشروع:

            در صورتي كه تخلف آثار علني و مشهود داشته باشد متخلف به يكي از تنبيهات مندرج در بندهاي 4 تا 10 (به جز بند 6) محكوم مي‌شود و در صورت محكوميت در مراجع قضايي مجازات وي به بندهاي 11 تا 15 قابل تشديد است.

7/ د ـ تشكيل يا شركت در جلسات نامشروع:

1/7/ د ـ شركت در جلسه نامشروع:

            متخلف به يكي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 1 تا 9 (به جز بند 6) و در صورت محكوميت در مراجع قضايي به مجازاتي از بندهاي 9 تا 15 محكوم مي‌شود.

2/7/ د ـ تشكيل جلسات نامشروع يا همكاري در تشكيل جلسه نامشروع:

مجازات متخلف از بين مجازاتهاي مندرج در بندهاي 7 تا 14 تعيين مي‌شود و در صورت محكوميت در مراجع قضايي مجازات تا موارد مندرج در بندهاي 15 تا 18 قابل تشديد است.

8/ د ـ انجام عمل منافي عفت:

            مجازات متخلف از بين مجازاتهاي مندرج در بندهاي 5 تا 13 (به جز بند 6) و در صورت محكوميت در مراجع قضايي از مجازاتهاي مندرج در بندهاي 11 تا 20 تعيين مي‌شود.

بخش 2 ـ نحوه رسيدگي و صدور احكام

 

برخي از موارد مندرج در ماده‌هاي 7 ، 9 و 12 آيين نامه انضباطي به شرح زير تدوين و تعيين مي‌گردد:

1ـ كميته‌هاي انضباطي دانشگاهها مي‌توانند به كليه گزارش‌هاي رسيده در مورد دانشجويان از سوي هر يك از اشخاص حقيقي يا حقوقي در داخل يا خارج از دانشگاه رسيدگي و در صورت احراز وقوع تخلف در حد اختيارات خود حكم صادر نمايند.

تبصره 1: رسيدگي به گزارش‌هاي رسيده از طريق اشخاص حقيقي يا حقوقي در خصوص تخلفات آموزشي و اداري منوط به تأييد كتبي معاونت آموزشي يا اداري و مالي دانشگاه و رسيدگي به تخلفات سياسي منوط به تأييد معاونت دانشجويي ـ فرهنگي دانشگاه مي‌باشد.

تبصره 2: كميته انضباطي دانشگاه مجاز به رسيدگي به تخلفاتي كه در مقطع تحصيلي قبلي دانشجو در دانشگاه ديگر صورت گرفته باشد، نيست و موضوع بايد به كميته‌ مركزي انضباطي ارجاع شود.

تبصره 3: با توجه به اينكه انتظام امور داخلي در محيط دانشگاه با مسؤوليت‌هاي معين انجام مي‌پذيرد، طبق تبصره 4 بند ب ماده  آيين نامه انضباطي دانشجويان تأكيد مي‌شود در صورتي كه تخلف نياز به رسيدگي در مراجع قانوني خارج از دانشگاه داشته باشد موضوع تنها بايد از طريق كميته انضباطي به مراجع ذي ربط انعكاس يافته و در آنجا پيگيري شود. رئيس دانشگاه موظف است اين موضوع را به كليه قسمتهاي دانشگاه جهت اطلاع و اقدام ابلاغ نمايد. بديهي است هر گونه اقدام از سوي اشخاص حقيقي يا حقوقي دانشگاه كه برخلاف اين تبصره باشد خود تخلف اداري محسوب گرديده و قابل پيگيري خواهد بود.

تبصره 4: صدور احكام انضباطي در خصوص دانشجويان تنها از طريق كميته‌هاي انضباطي صورت مي‌گيرد و ساير نهادها جز در مقام اجراي احكام صادر شده از سوي كميته‌هاي انضباطي مجاز به صدور يا اجراي مفاد هيچيك از تنبيهات انضباطي نمي‌باشند.

تبصره 5: بر اساس تعليمات اسلامي و اصول قانون امنيت و مصونيت شهروندان و منع تجسس (اصول 22 و 25 قانون اساسي)، اعضاء و كاركنان كميته انضباطي مجاز به تجسس در زندگي خصوصي دانشجويان نبوده و موظفند كليه اطلاعات مربوط به تخلف دانشجو را محرمانه تلقي نموده و از افشاي آن (به جز در موارد ذكر شده در تبصره 7 ماده 7 آيين نامه انضباطي با رعايت مصالح دانشجو) خودداري نمايند.

2ـ كميته‌هاي  انضباطي دانشجويان پس از ابلاغ و تفهيم كتبي يا شفاهي موارد تخلفي طبق ماده 6 آيين نامه و بخش 1 از اين شيوه نامه به دانشجو و پيش از صدور حكم، در صورت دسترسي به دانشجو از وي مصاحبه حضوري بعمل آورده و دفاعيات دانشجو را مورد توجه قرار دهند.

تبصره: انجام امور لازم جهت طرح موضوع تخلفي در جلسات كميته‌هاي انضباطي از قبيل تدوين مستندات، ابلاغ و تفهيم موارد تخلفي، مصاحبه حضوري و مانند آن به عهده دبير كميته است.

3ـ در صورت درخواست دانشجو جهت دفاع حضوري در جلسه كميته، دبير كميته انضباطي دانشگاه موظف است كه از وي براي حضور در جلسه كميته بدوي دعوت بعمل آورد و متناسب با موضوع مورد رسيدگي براي دفاع از خود به وي فرصت دهد. در صورت عدم حضور دانشجو كميته انضباطي مي‌تواند در غياب دانشجو به پرونده رسيدگي نمايد.

تبصره: در هر حال صدور حكم تنبيهي بدون حضور دانشجو صورت مي‌گيرد.

4ـ جلسات كميته انضباطي بدوي دانشگاه حسب موضوع هر دو هفته يكبار و جلسات كميته انضباطي تجديدنظر دانشگاه در صورت وجود موارد انضباطي حداقل هر ماه يكبار تشكيل مي‌گردند. بديهي است در موارد اضطراري و بنا به ضرورت رؤساي كميته‌هاي انضباطي بايد نسبت به تشكيل جلسات فوق العاده كميته‌هاي انضباطي اقدام نمايند.

5ـ جلسات كميته انضباطي بدوي و تجديدنظر دانشگاه مي‌بايست داراي صورتجلسه بوده و صورتجلسات به امضاي اعضاي حاضر در جلسه رسانيده شود.

6ـ كميته انضباطي تجديدنظر دانشگاه تنها مرجع مجاز براي ارسال پرونده تخلف دانشجويان به كميته‌ مركزي انضباطي جهت رسيدگي مي‌باشد و در اينگونه موارد ضرورت دارد صورتجلسه كميته انضباطي تجديدنظر كه به امضاي حاضران رسيده و حاوي درخواست رسيدگي با پيشنهاد مشخص مي‌باشد به همراه سوابق لازم به كميته مركزي ارسال مي‌گردد. بديهي است كميته مركزي به پرونده‌هاي ارسالي از سوي دانشگاه كه فاقد صورتجلسه كميته انضباطي تجديدنظر دانشگاه باشند رسيدگي نخواهد نمود.

7ـ كميته‌هاي انضباطي دانشگاه بايد احكام صادره را حداكثر تا يك ماه پس از صدور توسط رئيس يا دبير كميته به دانشجوي متخلف ابلاغ نموده و رسيد دريافت كنند.

8ـ علاوه بر احكام صادره، كليه مكاتبات كميته‌هاي انضباطي بدوي و تجديدنظر دانشگاه با كميته‌ مركزي انضباطي و ديگر مراجع خارج از دانشگاه بايد با امضاي معاون دانشجويي، فرهنگي دانشگاه و يا در صورت لزوم با امضاي رئيس دانشگاه باشد.

9ـ كميته انضباطي دانشگاه موظف است حداكثر يكماه پس از صدور حكم قطعي مراتب را به صورت مكتوب به كميته مركزي انضباطي ارسال دارد. بديهي است نظر و حكم كميته مركزي انضباطي در موضوع احكام صادره لازم‌الاتباع است.

10ـ در صورتي كه طولاني شدن رسيدگي به پرونده منجر به متضرر شدن دانشجو شود، دانشگاه بايد به نحوي كه منافي مصالح كلّي دانشگاه و ساير دانشجويان نباشد در جبران آن اقدام نمايد.

تبصره 1: اگر به دستور رئيس دانشگاه (طبق تبصره 2 ماده 6 آيين نامه) و يا به واسطه طولاني شدن رسيدگي به پرونده (بدون مجوز آيين‌نامه‌اي)، دانشجو از شركت در امتحانات پايان نيمسال محروم شده باشد و حكم انضباطي صادر شده حاوي تنبيهي كمتر از محروميت يك نيمسال باشد از دانشجو امتحان مجدد گرفته مي‌شود. در هر حال زمان رسيدگي به پرونده عملاً نمي‌بايست موجب افزايش محكوميت دانشجو گردد.

تبصره 2: در صورتي كه حكم قطعي مبني بر يكي از بندهاي 9 تا 18 ماده 1 از بخش 1 از اين شيوه‌نامه مقارن با ايام برگزاري امتحانات پايان نيمسال تحصيلي صادر شده باشد، زمان اجراي حكم به نيمسال تحصيلي بعد از آن موكول مي‌گردد.

11ـ كميته‌هاي انضباطي دانشگاه موظف به اجراي احكام كميته مركزي انضباطي بوده و مي‌بايست نتيجه اقدامات خود را در اين خصوص حداكثر يكماه پس از دريافت حكم به كميته‌ مركزي انضباطي اعلام نمايند. در غير اينصورت به استناد ماده 9 آيين‌نامه انضباطي بر حسب مورد رئيس يا دبير كميته انضباطي تجديد نظر دانشگاه پاسخگوي عدم اجراي حكم كميته مركزي انضباطي خواهند بود.

12ـ رونوشت احكام كميته مركزي انضباطي كه حاوي محروميت دانشجو از تحصيل، از يكسال تا 5 سال مي‌باشد، بايد به هيأت مركزي گزينش دانشجو و سازمان سنجش آموزش كشور ارسال گردد و هيأت و سازمان مذكور موظفند نسبت به اعمال محروميت فوق اقدام نمايند.

 

بخش 3 ـ نحوه اعتراض دانشجو به آراي صادره و تخفيف يا تشديد احكام:

برخي از موارد مندرج در ماده 8 آيين نامه انضباطي به شرح زير تدوين و تبيين مي‌شوند:

1ـ تجديدنظر در احكام صادره توسط كميته انضباطي بدوي دانشگاه مطابق روش زير صورت مي‌گيرد:

            تجديدنظر در احكام اوليه بندهاي 1 تا 4 ماده 1 از بخش 1 اين شيوه‌نامه پس از وصول اعتراض در موعد مقرر (10 روز اداري از تاريخ رؤيت حكم) به عهده همان كميته انضباطي بدوي است.

            تجديد  نظر در احكام اوليه بندهاي 5 به بعد، پس از وصول اعتراض در موعد مقرر (10 روز اداري از تاريخ رؤيت حكم) به عهده كميته انضباطي تجديدنظر است.

2ـ كميته انضباطي دانشگاه و كميته مركزي موظفند پس از ملاحظه دفاعيه دانشجو، حداكثر ظرف يك ماه حكم قطعي صادر كنند. در صورتي كه صدور حكم قطعي متوقف به حصول مدارك يا انجام تحقيقات باشد كه به نفع دانشجو تلقي مي‌شوند، مهلت مذكور مي‌تواند تا تكميل پرونده به تعويق درآيد.

3ـ در صورتي كه دانشجو طبق تبصره 3 ماده 8 از اعلام رؤيت حكم اوليه استنكاف نمايد يا در مهلت مقرر نسبت به حكم اوليه اعتراض ننمايد حكم اوليه عيناًَ قطعي محسوب مي شود.

تبصره: رئيس دانشگاه مي‌تواند بنا به تشخيص و در صورت صدور حكم اوليه و عدم اعتراض دانشجو در مهلت مقرر نسبت به تشكيل جلسه كميته تجديدنظر با هدف رعايت حقوق دانشجو اقدام نمايد.

4ـ تمرد دانشجو از پذيرش و اجراي احكام و دستوراتي كه كميته انضباطي صادر مي‌كند يا تكرار تخلف (در مواردي كه در ماده 2 از بخش 1 اين شيوه‌نامه پيش‌بيني نشده‌اند) مي‌تواند موجب اعمال مجدد تنبيه و يا يك تا دو درجه تشديد تنبيه بر اساس ترتيب تنبيهات مندرج در ماده 1 از بخش 1 شود.

تبصره: اعمال مجدد مجازاتهاي موضوع بندهاي 9 تا 12 ماده 1 از بخش 1 در مورد يك تخلف، يا تشديد مجازات به بندهاي 13 تا 20 از اين ماده به پيشنهاد دانشگاه و تأييد كميته مركزي انضباطي صورت مي‌گيرد.

5ـ كميته‌هاي انضباطي بدوي يا تجديدنظر مي‌توانند بدواً يا پس از صدور حكم قطعي مطابق با تبصره 8 ماده 7 آيين‌نامه نسبت به تعليق احكام خود اقدام كنند.

6ـ در صورت تنبّه و اصلاح رفتار دانشجوي متخلف پس از طي مراحل تجديدنظر و صدور حكم قطعي، رئيس دانشگاه مي‌تواند بنا به تشخيص از كميته‌ مركزي انضباطي درخواست تخفيف در حكم صادره را نمايد.

7ـ بنا به درخواست دانشجو و تشخيص كميته‌ تجديدنظر دانشگاه، كميته انضباطي دانشگاه مي‌تواند در پايان تحصيل دانشجو نسبت به امحاء ثار تنبيهات مندرج در بندهاي 4 تا 10 ماده 1 از بخش 1 اين شيوه‌نامه اقدام نمايد. در مورد تنبيهات بندهاي 11 به بعد، در صورت درخواست دانشجو و موافقت كميته تجديدنظر دانشگاه، كميته مركزي مي‌تواند نسبت به امحاء آثار حكم از پرونده دانشجو موافقت نمايد.

تبصره: امحاء اثر احكام تعليقي نياز به موافقت كميته مركزي ندارد.

 

بخش 4 ـ ساير موارد

1ـ رسيدگي به درخواست انصراف، ميهماني يا  انتقالي آن دسته از دانشجويان كه پرونده تخلفشان در كميته‌هاي انضباطي دانشگاه يا كميته مركزي انضباطي در دست رسيدگي مي‌باشد يا اجراي احكام انضباطي صادر شده در خصوص آنان به انجام نرسيده است، منوط به موافقت و اعلام نظر قطعي آن كميته‌ها است.

2ـ رسيدگي به تخلفات دانشجويان بورسيه نيروهاي مسلح كه در دانشگاههاي غيروابسته به تحصيل مشغول مي‌باشند حسب مورد به عهده كميته‌هاي انضباطي دانشجويان مي‌باشد.

3ـ در صورتي كه دانشجويي طبق نظر كميته مركزي انضباطي به تغيير محل تحصيل محكوم شده باشد دانشگاه مقصد موظف به پذيرش دانشجو مي‌باشد.

4ـ دانشجويان كليه دانشگاههاي تابع وزارت فرهنگ و آموزش عالي و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، اعم از دولتي، پيام نور، غيرانتفاعي و مؤسسات علمي ـ كاربردي مشمول آيين‌نامه انضباطي و  اين شيوه‌نامه بوده و دانشگاههاي مزبور ملزم به اجراي مفاد آن هستند.

تبصره: در موارد رسيدگي به تخلفات دانشجويان دانشگاههاي وابسته به دستگاهها از مقررات و ضوابط داخلي آن دانشگاهها كه هنگام ثبت‌نام از دانشجو براي وي تبيين مي‌شوند، در صورتي كه آيين‌نامه انضباطي دانشجويان يا شيوه‌نامه حاضر با آن مقررات تعارض داشته باشد موضوع براي هر گونه اتخاذ تصميم به كميته مركزي انضباطي ارجاع مي‌گردد.

            اين شيوه‌نامه در يك مقدمه و 4 بخش در تاريخ 9/12/72 به تصويب وزراي فرهنگ و آموزش عالي و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي رسيد و از تاريخ تصويب و ابلاغ اين شيوه‌‌نامه كليه مصوبات بخشنامه‌هاي مغاير با آن، فاقد اعتبار است.

 

تركيب اعضاي كميته‌هاي انضباطي دانشجويان

            به استناد بند اول از مصوبات جلسات 429 و 430 مورخ 21/7/78 و 5/8/77 شوراي عالي انقلاب فرهنگي و با تكيه بر تجربه‌هاي پيشين از عملكرد كميته‌هاي انضباطي، تركيب اعضاي كميته‌هاي انضباطي دانشگاهها و  كميته مركزي انضباطي و شرايط عضويت آنها به شرح زير تعيين مي‌گردد:

الف ـ تركيب اعضاي كميته انضباطي بدوي دانشگاه:

1ـ معاون دانشجويي فرهنگي دانشگاه به عنوان رئيس كميته بدوي

2ـ مسؤول دفتر نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه يا نماينده تام الاختيار ايشان

3ـ يكي از اعضاي هيأت علمي دانشگاه به انتخاب رئيس دانشگاه

4ـ دو نفر دانشجوي دانشگاه به انتخاب رئيس دانشگاه

5ـ دبير كميته انضباطي بدوي به پيشنهاد رئيس كميته بدوي و حكم رئيس دانشگاه، بدون داشتن حق رأي

تبصره: جلسات با حضور رئيس كميته انضباطي بدوي و حداقل دو عضو صاحب رأي تشكيل مي‌شود و تصميمات آن با سه رأي موافق به تصويب مي‌رسد.

ب ـ تركيب اعضاي كميته انضباطي تجديدنظر دانشگاه:

1ـ رئيس دانشگاه به عنوان رئيس كميته تجديدنظر

2ـ مسؤول دفتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه

3ـ معاون دانشجويي فرهنگي دانشگاه به عنوان دبير كميته تجديدنظر

4ـ يكي از اعضاي هيأت علمي دانشگاه به انتخاب رئيس دانشگاه (غير از اعضاي كميته بدوي)

5ـ يك نفر دانشجوي دانشگاه به انتخاب رئيس دانشگاه (غير از اعضاي كميته بدوي)

تبصره: جلسات كميته تجديدنظر با حضور رئيس كميته و حداقل دو عضو ديگر تشكيل شده و مصوبات آن با سه رأي موافق قابل اجرا است.

ج ـ تركيب اعضاي كميته مركزي انضباطي دانشجويان:

1ـ معاون دانشجويي وزارت فرهنگ و آموزش عالي يا معاون دانشجويي فرهنگي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي حسب مورد به عنوان رئيس كميته.

2ـ مدير كل دانشجويان داخل وزارت فرهنگ و آموزش عالي يا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي حسب مورد.

3ـ مسؤول دفتر نمايندگي مقام معظم رهبري در يكي از دانشگاهها به پيشنهاد رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها و حكم وزير علوم، تحقيقات و فناوري يا وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي حسب مورد.

4ـ يك نفر حقوق‌دان از بين اعضاي هيأت علمي دانشگاهها به پيشنهاد رئيس كميته مركزي انضباطي و حكم وزير علوم، تحقيقات و فناوري يا وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، حسب مورد.

5ـ يك نفر از اعضاي هيأت علمي دانشگاهها به پيشنهاد رئيس كميته مركزي انضباطي و حكم وزير علوم، تحقيقات و فناوري يا وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي حسب مورد.

6ـ يك نفر دانشجو از ميان اعضاي كميته انضباطي دانشگاهها به پيشنهاد رئيس كميته مركزي انضباطي و حكم وزير علوم، تحقيقات و فناوري يا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي حسب مورد.

7ـ رئيس يا معاون دانشجويي و فرهنگي يكي از دانشگاهها بنا به دعوت رئيس كميته مركزي انضباطي.

8ـ دبير كميته مركزي انضباطي دانشجويان به پيشنهاد رئيس كميته مركزي انضباطي و حكم وزير علوم، تحقيقات و فناوري يا وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي حسب مورد، بدون داشتن حق رأي.

تبصره: جلسات كميته مركزي انضباطي با حضور 5 عضو صاحب رأي رسميت مي‌يابد و تصميمات جلسه با حداقل 4 رأي موافق از بين اعضاي حاضر معتبر بوده و در صورت صدور حكم قطعي، لازم الاجراء است.

د ـ شرايط عضويت:

            كليه اعضاي كميته‌هاي انضباطي كه با شخصيت حقيقي به عضويت اين نهاد انتخاب مي‌شوند بايد در تقوي و استقلال نظر از حسن شهرت برخوردار بوده، مورد وثوق و فاقد سوء سابقه باشند.

تبصره 1: اعضاي هيأت علمي كه به عضويت كميته‌هاي انضباطي انتخاب مي‌شوند، علاوه بر دارا بودن شرايط فوق بايد متأهل باشند. همچنين در دانشگاههايي كه رشته حقوق تدريس مي‌شود، بهتر است عضو هيأت علمي از بين اعضاي هيأت علمي مدرس در زمينة حقوق انتخاب شود.

تبصره 2: دانشجويان عضو كميته‌هاي انضباطي علاوه بر احراز شرايط مذكور بايد واجد شرايط زير نيز باشند.

1ـ از نظر تقوي و اخلاق بين دانشجويان حسن اشتهار داشته و ترجيحاً متأهل و از دانشجويان دوره كارشناسي ارشد يا دكتري باشند.

2ـ حداقل نيمي از واحدهاي آموزشي دوره تحصيلي خود را گذرانده باشند مگر آنكه مقاطع تحصيلي پيشين خود را در همان دانشگاه به پايان رسانده باشند.

3ـ در طي مدت تحصيل خود در دانشگاه مشروط نشده و حكم انضباطي نيز دريافت نكرده باشند.

تبصره 3: دبير كميته‌هاي بدوي دانشگاهها ترجيحاً از ميان اعضاي هيأت علمي دانشگاه و در غير اينصورت از بين كاركنان دانشگاه كه واجد رتبه كارشناسي يا بالاتر هستند و يا دانشجوياني كه شرايط عضويت در كميته‌هاي انضباطي را دارند انتخاب مي‌شود، مشروط بر آنكه متأهل و داراي حسن شهرت در برخورد مناسب با دانشجويان بوده و عضو داراي رأي در كميته انضباطي نيز نباشد.

تبصره 4: اعضاي منتخب كميته‌هاي انضباطي به مدت دو سال انتخاب مي‌شوند و اين انتخاب قابل تمديد است. چنانچه هر يك از اعضاي فوق سه جلسه متوالي يا شش جلسه متناوب غيبت غيرموجّه داشته يا به هر دليل امكان حضور در جلسات كميته انضباطي را به مدت بيش از 3 ماه نداشته باشد يا در صورت احراز عدم صلاحيت، رئيس كميته مي‌تواند نسبت به جايگزيني وي با انتخاب فرد جديد اقدام كند. تشخيص موجّه و غير موجّه بودن غيبت اعضاي به عهده رئيس كميته است.

تبصره 5: رئيس كميته انضباطي مي‌تواند بنا به تشخيص از افراد مطلع براي شركت در جلسات كميته انضباطي بدون داشتن حق رأي دعوت كند.

            تركيب اعضاي كميته‌هاي انضباطي دانشجويان در چهار بند و هشت تبصره به شرح فوق، در تاريخ
9/12/82  به تصويب وزراي علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي رسيد و از تاريخ ابلاغ لازم‌الاجرا مي‌باشد و كليه مصوبات مغاير با آن فاقد اعتبار است.

ماده اي به اسم مرگ

 اکستازی از شادي تا مرگ

Go to fullsize image


امروزه اعتیاد مشکل بزرگ جوامع است و خساراتی که این معضل یا بلای خانمانسوز به جا می گذارد بسیار زیانبار است زیرا نیروی جوان جامعه را از چرخه تولید خارج می کند.اعتیاد وابستگی جسمی یا روانی به چیزی است.اعتیاد می تواند به مواد شیمیایی یا مواردی مانند اینترنت باشد.

اعتیاد به ترکیبات شیمیایی رایجترین نوع موجود است و موادی که به طور معمول به کار می روند شامل دارو های مسکن و خواب اور, محرکهای مغزی ,مواد استنشاقی, الکل ,مواد افیونی و یا حشیش هستند.
دارو های مسکن و خواب اور شامل گروه داروهای بنزودیازپین هستند .این ترکیبات باعث اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی خواب الودگی و اختلال درک است .از علائم ان پوست سرد و نمناک است و عوارض ان ناراحتی های کبدی و گوارشی و در نهایت در اثر مصرف زیاد مرگ را به دنبال دارد.

گروه دیگری از مواد اعتیاد اور که ممکن است کمتر جلب توجه کند مواد استنشاقی است مانند چسب موکت, تینر, بنزین, گاز فندک اتر و مایع خشک شویی است. پس از مصرف این مواد فرد دچار نشئگی , سردرد, تهوع, پرخاشگری , اختلال تکلم و افزایش تعداد ضربا نهای قلب است.این گونه مواد باعث از بین رفتن سلولهای مغزی , کاهش بهره هوشی و اسیبهای جدی به کبد و کلیه و عضلات و ریه می شود.اما از انجایی که این مواد مستقیم اثر بر مغز دارد احتمال کم خونی و سکته بسیار زیاد است.

ترکیبات دیگر مواد الکلی مانند انواع مشروبات الکلی هستند که سبب به هم خوردن تعادل و کندی پاسخ میشود و از علائم ان استشمام بوی الکل , سیگار کشیدن زیاد و استفراغ است. در چنین افرادی خطر ابتلا به سرطان سر و گردن و اسیب کبد بسیار بالاست.

مشهورترین گروه مواد اعتیاد اور مواد افیونی مانند تریاک, شیره کدئین ,مرفین و هروئین هستند .این مواد حالت نشئگی گرما و گیجی ایجاد می کنند.مشخص ترین علامت مصرف تنگی مردمک چشم این افراد است همچنین حساسیت, کاهش وزن کاهش میل جنسی و تیره شدن پوست است و احنمال ابتلا به هپاتیت ,کزاز و ایدز در این گونه افراد بسیار بالاست و مرگ بیشتر در این گروه اتفاق می افتد.

گروه دیگر مواد اعتیاد اور کانابیس است که شامل حشیش ,ماری جوانا , گراس و بنگ و...است. در اینگونه افراد تمرکز از بین رفته و اشتها افزایش می یابد.از علائم مصرف ان قرمز شدن چشم است.این مواد به سلولهای مغزی اسیب جدی وارد می کند و با درصد بالایی سبب سرطان ریه می شود.

و اما گروه جدیدی از مواد اعتیاد اور که محرکهای مغزی هستند . این مواد گروها از امفتامین دیتالین و مشتقات انها هستند .از مشتقات این مواد می توان به3و4متیلن دی اکسی مت امفنامین MDMA اشاره کرد.
XTC که امروزه به نامهای اکستاسی ,اکستازی, اکس و یا  قرص شادی بخش شناخته شده است

این ماده در سال 1914 در المان توسط شرکت مرک به عنوان کاهنده اشتها تولید شد اما به علت عوار ض ان از رده خارج گردید .بعد از مدتی در دهه 70 در روان درمانی برای کمک به بیان احساسات بیما ران به کار برده شد.با اثبات اثرات این ماده روی مغز حیوانات ازمایشگی مصرف ان ممنوع شد.
در سالهای اخیر مصرف این ماده در مهمانیهای شبانه موسوم به اکس پارتی افزایش یافته است.عامل اصلی رواج این ماده در ایران عدم اگاهی افراد از عوارض ناشی از این  قرص هاست به طوری که با یک بار مصرف اسیبهای مغزی شدیدی ایجاد می کند.

اکستاسی به صورت  قرص های خوراکی و تزریقی وجود دارد که علامتهای مرسدس بنز ,میتسوبیشی , دلار و گاهی صلیب روی ان حک شده.
این ماده به راحتی قابل سنتز است به طوری که با مصرف این دارو سلولهای تولید کننده سروتونین تخریب شده و ماده ای در مغز ازاد می شود که باعث افزایش خلق, تنظیم خواب, فعالیت جنسی و حساسیت به درد است.این دارو به سلولهای تولید کننده دوپامین نیز اسیب می رساند.اثرات
این قرص 20 تا 90 دقیقه پس از مصرف ظاهر می شود و 2 تا 3 ساعت در یک حد حفظ شده و بعد افت می کند .
این اثرات شامل افزایش شدید خوب بودن, افزایش انرژی, احساس تمایل برای ارتباط با دیگران, افزایش هوشیاری و درک موسیقی , افزایش حس بویایی و چشایی ,احساس روشنایی و تمایل برای در اغوش گرفتن و بوسیدن دیگران است.

به علت افزایش بیش از حد انرژی این افراد تمایل به رقصهای طولانی دارند.دیگر اثرات ان کاهش اشتها ,تاری دید, گشاد شدن مردمکها است که باعث می شود در مهمانیها با وجود نور کم مجبور به استفاده از عینکهای افتابی در شب شوند.
حرکات غیر طبیعی چشم ,افزایش ضربان قلب و فشار خون قفل شدن دندانها که برای جلوگیری از این حالت مجبور به مصرف ادامس هستند و تا ساعتها این حالت فک زدنهای غیر طبیعی وجود دارد نیز از عوارض های دیگر است .
این اثرات 3 تا 24 ساعت باقی می ماند و بعد از ان تمایل شدی برای مصرف مجدد ان وجود دارد.
اعتیاد به این ماده روانی و ترک ان بسیار دشوار است .متاسفانه میزان مصرف این ماده خطر ناک در ایران در حال افزایش است.خطر مرگ با مصرف ان وجود دارد و هیچ پادزهری تا امروز برای مسمومیت با اکس شناسایی نشده.
اعتیاد بیشترین اسیب را به جوامع می زند و چون همیشه پیشگیری راحت تر از درمان است بهترین راه اگاه ساختن افراد وکاهش معتادین جامعه است.

نظریه نویسنده (وحید) :


شيشه يا کريستال يا شابو يا کالاي مرگ يا متاع مرگ يا هر نام ديگري که مي تواند ريشه جواني را بسادگي بخشکاند و از بين ببرد ، يکي از جديدترين مواد مخدري است که در سالهاي اخير در بازارهاي جهاني و بخصوص کشورهاي توسعه نيافته به سادگي تهيه يک قرص  سرماخوردگي ، در اختيار جوانان قرار مي گيرد و آثاري بر جا مي گذارد که تا هميشه در روح و روان و جسم آدمهاي معتاد باقي مي ماند.
اگر مصرف مواد مخدر ديگري چون حشيش و هروئين و ترياک لااقل مدتي طول مي کشد تا چهره و رفتار معتاد را در هم بريزد و به او در روابط اجتماعي آسيب برساند، مصرف اين ماده مخدر، در همان مصارف اوليه ، به مغز بيماران آسيبي جدي وارد مي کند و به جاي قدرت تشخيص و توان تصميم گيري او را دچار توهماتي مي کند که موجب آزار و اذيت بيش از حد اطرافيانش مي شود ؛ توهماتي که ممکن است در نهايت موجب آسيب فرد به اطرافيان و خودش بشود. آنها که به سادگي يک نفس کشيدن به دام بلايي بي سرانجام مي افتند ، به ياد داشته باشند که يک لحظه لغزيدن براي يک عمر سقوط کافي است.



اقامه نماز در آیات نورانی قرآن مجید

نماز بازدارنده از فحشاء و منکرات

سوره عنکبوت ، آيه :45

اتل ما اوحی اليک من الکتاب واقم الصلاه ان الصلاه تنهی  عن

الفحشاء والمنکر ولذکر الله اکبر والله يعلم ما تصنعون

هر چه را از اين کتاب بر تو وحی شده است تلاوت کن و نماز بگزار ،

که نماز آدمی را از فحشا و منکر باز می دارد و ذکر خدا بزرگ تر است و

خدابه کارهايی که می کنيد آگاه است

 

ياد خدا مايه آرامش دلها

سوره رعد ، آيه 28 :

الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب

آنان که ايمان آورده اند و دلهايشان به ياد خدا آرامش می يابد آگاه

باشيد که دلها به ياد خدا آرامش می  يابد

 

نماز سبب رستگاري

سوره اعلی ، آيه 15 :

وذکر اسم ربه فصلي

آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند

 

نماز و ياد خدا

سوره طه ، آيه 14 :

اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی واقم الصلاه لذکري

خدای  يکتا من هستم هيچ خدايی جز من نيست پس مرا بپرست و تا مرا

ياد کنی نماز بگزار

 

نماز، کارخانه انسان سازي

سوره معارج ، آيه -21 25 :

((21 واذا مسه الخير منوعا ((22 الا المصلين

و چون مالی به دستش افتد بخل می ورزد . مگر نماز گزارندگان :

((23 الذين هم علی صلاتهم دائمون

آنان که به نماز مداومت می ورزند ،

( 24) والذين فی اموالهم حق معلوم

و آنان که در اموالشان حقی است معين ،

( 25) للسائل والمحروم

برای گدا و محروم

 

نمازهای پنج گانه روزانه

سوره طه ، آيه 130 :

( 130) فاصبر علی ما يقولون وسبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس وقبل

( 130 ) غروبها ومن آناء الليل فسبح واطراف النهار لعلک ترضي

بر آنچه می  گويند شکيبا باش و پروردگارت را پيش از طلوع خورشيد و

پيش از غروب آن به پاکی بستای و در ساعات شب و اول و آخر روز

تسبيح گوی شايد خشنود گردي

 

نماز و وقت شناسي

سوره روم ، آيه 18 :

وله الحمد فی السماوات والارض وعشيا وحين تظهرون

سپاس اوراست در آسمانها و زمين ، به هنگام شب و به هنگامی که به

نيمروز می  رسيد

 

ثابت بودن وقت نماز

سوره نساء ، آيه :103

فاذا قضيتم الصلاه فاذکروا الله قياما وقعودا وعلی جنوبکم فاذا

اطماننتم فاقيموا الصلاه ان الصلاه کانت علی المؤمنين کتابا موقوتا

و چون نماز را به پايان برديد خدا را ايستاده يا نشسته و يا به پهلو

خوابيده ياد کنيد چون از دشمن ايمن گشتيد نماز را تمام ادا کنيد که

نماز بر مؤمنان در وقتهای معين واجب گشته است

 

اهميت نماز ظهر

سوره بقره ، آيه 238 :

حافظوا علی الصلوات والصلاه الوسطی وقوموا لله قانتين

نمازها و نماز ميانين را پاس داريد و مطيعانه برای خدا قيام کنيد

 

آداب نماز

سوره اسراء ، آيه 110 :

قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن ايا ما تدعوا فله الاسماء

الحسنی ولا تجهر بصلاتک ولا تخافت بها وابتغ بين ذلک سبيلا

بگو : چه الله را بخوانيد چه رحمان را بخوانيد ، هر کدام را که بخوانيد،

نامهای  نيکو از آن اوست صدايت را به نماز بلند مکن و نيز صدايت

رابدان آهسته مکن و ميان اين دو راهی  برگزين

 

مواظبت بر نمازها

سوره معارج ، آيه 34 :

والذين هم علی صلاتهم يحافظون

و کسانی که بر نمازهاشان مواظبت دارند ،

 

اخلاص در نماز

سوره انعام ، آيه :163

لا شريک له وبذلک امرت وانا اول المسلمين

او را شريکی نيست به من چنين امر شده است ، و من از نخستين مسلمانانم

 

رکوع و سجود

سوره حج ، آيه 77 :

يا ايها الذين آمنوا ارکعوا واسجدوا واعبدوا ربکم وافعلوا

الخير لعلکم تفلحون

ای  کسانی که ايمان آورده ايد ، رکوع کنيد و سجده کنيد و پروردگارتان

رابپرستيد و کارهای نيک به جای آوريد ، باشد که رستگار گرديد

 

 

ناظر به افعال

سوره شعراء ، آيه :219

وتقلبک فی  الساجدين

و نماز خواندنت را با ديگر نمازگزاران می  بيند

 

اثر سجده

سوره علق ، آيه :19

کلا لا تطعه واسجد واقترب

نه ، هرگز ، از او پيروی مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو

 

آسان بودن نماز برای  خاشعان

سوره بقره ، آيه :45

واستعينوا بالصبر والصلاه وانها لکبيره الا علی  الخاشعين

از شکيبايی و نماز ياری جوييد و اين دو ، کاری دشوارند ، جز برای اهل خشوع :

 

نماز و رستگاري

سوره مومنون ، آيه 2:

(1) قد افلح المؤمنون

(1) به تحقيق رستگار شدند مؤمنان :

(2) الذين هم فی صلاتهم خاشعون

(2) آنان که در نمازشان خشوع می ورزند ،

 

نماز و بازار

سوره نور ، آيه :37

رجال لا تلهيهم تجاره ولا بيع عن ذکر الله واقام الصلاه وايتاء

الزکاه يخافون يوما تتقلب فيه القلوب والابصار

مردانی  که هيچ تجارت و خريد و فروختی از ياد خدا و نمازگزاردن و

زکات دادن بازشان ندارد ، از روزی که دلها و ديدگان دگرگون می شوند هراسناکند

 

سبک شمردن نماز

سوره ماعون ، آيه 5:

الذين هم عن صلاتهم ساهون

که در نماز خود سهل انگارند ،

 

نماز از روی  کسالت

سوره نساء ، آيه :142

ان المنافقين يخادعون الله وهو خادعهم واذا قاموا الی  الصلاه

قاموا کسالی يراؤون الناس ولا يذکرون الله الا قليلا

منافقان خدا را فريب می دهند ، و حال آنکه خدا آنها را فريب می دهد و

چون به نماز برخيزند با اکراه و کاهلی برخيزند و برای خودنمايی  نماز

کنند و در نماز جز اندکی خدای را ياد نکنند

 

توصيه به حضرت مريم برای  نماز

سوره آل عمران ، آيه :43

يا مريم اقنتی لربک واسجدی وارکعی مع الراکعين

ای مريم ، از پروردگارت اطاعت کن و سجده کن و با نمازگزاران نماز بخوان

هشدارها

 

 درباره اين مجموعه

 بخشي از شكستها و ناكامیها به نكته هاي كوچك برمیگردد. حتما" شنيده ايد "ميخ افتاد، نعل افتاد، اسب هلاك شد، پيك به مقصد نرسيد، دشمن سررسيد، شهر تصرف شد ..."

 

ماهي يا ماهيگيري:            

اين مجموعه براي هر مشكل، نسخه اي از قبل آماده ندارد اين مجموعه به شما "ماهي" نمیدهد بلكه به شما "ماهيگيري" را میآموزد.

 

هنر بزرگ "نه" گفتن

_در برابر تعارفهاي دوستانه و تقديم هداياي بي دليل، تشويق به استعمال دخانيات ومواد مخدر در مورد اعمالي كه دور از شان و جايگاه شماست،   بیتعارف "نه"  بگوئيد.

گفتن "نه"  شايد باعث شود برخي از دوستانتان را  از دست بدهيد اما هرگز پشيمان نخواهيد شد.

 

افراد زيادي هستند كه در برابر رفتارهاي ناهنجار مقاومت میكنند شما

 

دوستاني بالقوه در ميان آنان داريد. دقت كنيد!

  "نه" گفتن مرحله اي از كمال و مردانگي است كه عزت نفس میآورد.

  دكتر شريعتي بعنوان يك اسوه، هنر "نه" گفتن را میستود.

-         بسته هاي پستي، امانات و اشياء را از افراد متفرقه و ناشناس قبل از شناسائي قبول نكنيد

-         در هنگام تماس تلفني افراد ناشناس اول اسم او را بپرسيد و بدانيد با چه كسي يا شماره اي كار دارد، هرگز اسم يا شماره يا هرگونه اطلاعات فردي خود يا دوستانتان را به افراد ناشناس ندهيد.

از پاسخگويي تلفني به افرادي كه خود را مسئولين رده بالا دستگاه يا مسئولين نهادها معرفي مي نمايند و تقاضاي اطلاعات كاري يا اطلاعات فردي و خصوصي افراد را مي نمايند جدا” خودداري نموده و درصورت امكان با اخذ شماره تلفن تماس گيرنده قول پاسخ به سوالات را به زماني ديگرم وكول نموده مراتب را به مسئولين مربوطه اعلام نمائيد.

 

تقویت و تثبیت آرامش در خوابگاه:

_ خوابگاه محل زندگي است پس بايد نمادهاي زندگي را در آن جاري كرد.

_ براي اينكه سوءتفاهمي رخ ندهد از اشياء با ارزش خود حفاظت كنيد.

_ اگر اشياء باارزش خود را در كمد میگذاريد قفلها را  عوض كنيد.

_ كليد اتاق را در مكانهاي شناخته شده (نظير بالاي درب، زير جاكفشي، داخل كفش، زيرپادري و ...) قرار ندهيد.

_ از دستكاري لوازم برقي، سيم كشيها، خطوط تلفن، لوله آب، شيلنگ گاز و ... جدا" پرهيز كنيد ودر صورت بروز مشكل مراتب را به مديريت خوابگاه اطلاع دهيد.

_ تقسيم كار يكي از مشخصه هاي زندگي گروهي است لذا جهت جلوگيري از اختلاف و ايجاد فشارهاي روحي و رواني،  در اتاقها تقسيم كار داشته باشيد.

ـ حتي الامكان از آوردن اشياء گرانقيمت (طلا و جواهر، موبايل، هندي كم، كامپيوتر و ...) و پول بيش از حد به خوابگاه خودداري كنيد.

-            بهترين روش كمك به مسئولين رعايت هنجارها، قوانين و مقررات است كه به منظور رفاه حال شما تهيه و تدوين شده است. هنجارشكني و قانونگريزي شما و مسئولين را به مضمه مي اندازد.

-            از قراردادن مواد آتش زا و حساس در محيط خوابگاه جدا” خودداري نمائيد.

-         از آوردن اشياء گران قيمت (طلا، جواهرات، دوربين، پول نقد و ...) در محل كار و خوابگاهها خودداري نمائيد.

-         هرگونه جابجايي اتاقها، وسائل، افراد و ... حتما” بايد با اطلاع مسئولين ذيربط از جمله مسئولين خوابگاه صورت گيرد.

-         در ايام تعطيل بخصوص تعطيلات تابستاني و تعطيلات بين دو ترم و حتي در زمان امتحانات كه احتمال حضور دانشجويان به حداقل ميرسد از گذاشتن وسائل گرانقيمت و ضروري در اتاقها خودداري نموده و دصورت عزيمت به محلهاي مسكوني خود، وسائل مزبور را همراه خود ببريد و چنانچه اين امر مشكل بنظر ميرسد اينگونه وسائل را به صورت امانت و با اخذ رسيد لازم به مسئول خوابگاه تحويل دهيد.

-         درصورت استفاده از امكانات آشپزخانه از جمله اتاق گاز پس ازا نجام اين امر از باز گذاشتن شير گاز در آشپزخانه و همچنين اتاقها خودداري نموده و نسبت به هشدارها و موارد ايمني دراينخصوص دقت شود.

-         هنگام بيرون رفتن از اتاق حتي چنانچه در محيط خوابگاه حضور داشته باشيد وسائل الكتريكي را از پريز جدا كرده و بعد از كنترل پنجره ها و منفذ ها اطمينان از بسته بودن آنها، چراغ اتاق را خاموش و درب را قفل كرده و درصورت خروج از خوابگاه كليد در اختيار مسئول خوابگاه گذاشته شود.

-         درصورت بروز هرگونه اتفاقات غيرمترقبه از جمله آتش سوزي و يا ايجاد اتصال برق، با حفظ آرامش و خونسردي فورا” مسئول خوابگاه و انتظامات  را در جريان قرار دهيد.

-         از گذاشتن كيف و كتاب در كلاسهاي درس بخصوص در ساعات غيردرسي خودداري نمائيد.

-         از قراردادن اشياء گرانقيمت و پول نقد در قفسه هاي سالن دانشكده ها پرهيز نمائيد.

-         از رها كردن كيف و وسائل همراه به هنگام مراجعه به كتابخانه خودداري كرده و مراقبت كامل دراين زمينه را معمول داريد.

از رها كردن كيف و وسائل همراه (به هنگام وضو گرفتن در مسجد و يا رفتن به دستشوئي در دانشگاه)‌در محوطه خودداري كرده و مراقبت شود.


4- بهينه سازي منش و شخصيت

 _ يك خانواده منتظر عملكرد شما هستند كه با پيروزي شما خوشنود شده و با شكست شما احساس ناراحتي میكنند.

 

_ بخش حوادث روزنامه ها را حتما" بخوانيد. چرا كه از گذشته میشود براي آينده عبرت گرفت.

 

_ بخش مشاوره دانشگاهها متعلق به شماست از اين امكانات بخوبي بهره بگيريد. مطمئن باشيد هيچ پرونده سازي براي شما صورت نخواهد گرفت و مشاوران فقط سوداي خدمت به شما را در سر مي پرورانند.

 

 _ حراست متعلق به شماست. مشكلات خود را در زمينه هاي امنيتي با اين نهاد در ميان بگذاريد و از مشاوره كارشناسان اين مركز نهايت استفاده را بكنيد و ...

مطمئن باشيد وظيفه حراست پرونده سازي براي دانشجو نيست.

_ گم شدن يا سرقت كارت دانشجويي، اسناد معتبر و شناسنامه خود را به موقع به حراست يا نيروي انتظامي گزارش كنيد.

_ به مسئولين دانشگاه اعتماد كنيد زيرا با شما تعامل صادقانه خواهند داشت.

 

 _ از مشورت كردن نترسيد، از معتمدين خود در باره كارها و برنامه هايتان مشاوره بخواهيد. مشورت باعث میشود از خيلي اشتباهات احتمالي جلوگيري شود.

_ هيچ كس قوي نيست. تنها خداوند است كه قوي است. بجاي اينكه به دامن انسانهاي ضعيف و فاني پناهنده شويد به خدا پناه ببريد.

 

_ فاصله ها و حريمها را حفظ كنيد. اندازه نگه داريد.

-          از اعتماد به افرادي كه بدون مقدمه و دليل قصد كمك به شما را دارند اجتناب كنيد.

-          اگر افرادي بعنوان مامور سازمانهاي مختلف به شما مراجعه نمودند، قبل از هر پاسخي ابتدا كارت شناسائي، حكم ماموريت و ... را ملاحظه كنيد.

-          ترددهاي مشكوك را حتما” به مسئولين مربوطه گزارش نمائيد.

-          چنانچه شبكه اطلاع رساني جهاني (اينترنت) استفاده مي نمائيد همواره بدانيد كه مطالب، نوشته ها و مكاتبات شما در اختيار بسياري از ديگر استفاده كنندگان قرار مي گيرد.

-          در هنگام ترك خودرو شخصي از قراردادن وسائل و اشياء قيمتي و باارزش در معرض ديگران خودداري نمائيد.

-          اگر خودرو شما نياز به هل دادن دارد از قراردادن افراد ناشناس پشت فرمان جدا” خودداري نمائيد.

-          چنانچه از شما خواهر دانشجو، كارمند و .. جهت شركت در ميهماني خصوصي دعوت بعمل آمد در صورت شك به مدعوين ازقبول آن بپرهيزيد.

-          اگر در ميهماني هاي خصوصي شركت ميكنيد سعي كنيد رعايت هنجارها را نمائيد.

-          اگر ازمراسمهاي خصوصي فيلم تهيه ميشود سعي كنيد بگونه اي در مجالس حاضرشويد كه در صورت توزيع غيرمجاز فيلم در سطح وسيع احساس پشيماني و غبن نكنيد.

-          هيچ كس آنقدر محرم اسرار نيست كه تمامي مشكلات خانوادگي و رازهاي نهاني شما را بداند. تنها محرم اسرار كه هيچ سوءاستفاده اي از اطلاعات شما نمي كند خداوند است.

-          دور هم جمع شدن يك آغاز است، دور هم باقي ماندن يك پيشرفت و با هم كار كردن يك موفقيت.

-          حوادث در غفلت لانه گزيده اند.

-          آيا ميدانيد تخليه تلفني دقيقترين و آسانترين شيوه جمع آوري اطلاعات ميباشد؟

-          اگر اطلاعات كافي از تعمير وسائل نداريد خوب است تعمير را به متخصصين مربوطه واگذايد زيرا دخالت شما موجب بروز خسارات جبران ناپذيري خواهد شد.

-          مزاحمتهاي تلفني و تهديدات تلفني را هرچه سريعتر به مسئولين مربوطه اطلاع دهيد.

-         به هنگام ترك محل كار، رايانه خود را به منظور عدم سوءاستفاده افراد از اطلاعات آن خاموش نمائيد.

-         براي رايانه خويش از اسم رمز استفاده نمائيد تا هركس نتواند اطلاعات شخصي شما را مطالعه كند.

-         از گذاشتن كيف سامسونت و وسائل شخصي در سالنهاي ورزشي، دستشويي، حمام و محوطه خوابگاه خودداري گردد.

-         نسبت به تماسهاي تلفني مشكوك و تخليه تلفني حساسيتهاي لازم داشته و مراقب باشيد.

 

5- تقويت امنيت در منازل استيجاري

·         دو دانشجوي جوان (حامد مرادي اهل تهران و مصطفي احساني اهل قائمشهر) براثر گازگرفتگي منوكسيد كربن جان خود را از دست دادند. (ياس نو 27/9/82)

·          دو دانشجو (احسان ا.. ميرزايي اهل همدان و رضا ميرشكار اهل تهران رشته فرش ورودي 78 و 79) براثر گازگرفتگي در منزل استيجاري جان خود را از دست دادند. (بولتن دفتر مركزي حراست 26/9/82)

_ اگر "احتياط" را كه شرط عقل است به كار میبستند هرگز اين حوادث روي نمیداد.         

 

- هميشه درب اتاق و پنجره هاي خود را قفل كنيد.

-         اجازه دهيد هم اتاقي و يا دوستتان از اينكه

-با چه كسي بيرون ميرويد

- كجا ميرويد

-كي برميگرديد

-با چه كسي بيرون ميرويد  مطلع شوند

-         سعي كنيد خانواده شما، دوستان و هم اتاقي هايتان را بشناسند و در صورت ضرورت با آنها تماس بگيرند

-         سعي كنيد در هنگام ثبت نام شماره تلفن و آدرس منزل يا خوابگاهتان را در برگه مشخصات بصورت دقيق ثبت نمائيد زيرا كه در صورت وقوع هر حادثه اي امكان تماس با خانواده شما وجود داشته باشد.

-          هرگز به كسي كه نمي شناسيد اجازه ورود به منزل را ندهيد.

-         تعداد و شماره سريال و يا عكس اشياء قيمتي خود را تهيه و در جاي مطمئن نگهداري كنيد.

-         كليد منزل خود را در دسترس افراد غيرمطمئن قرار ندهيد.

-         قبل ازباز كردن درب منزل يا پاسخگويي به شخصي كه آن طرف است اول هويت او را شناسائي كنيد.

 

6- حفاظت از خويشتن در شهر

 

1_ استفاده از وسايط نقليه عمومي مانند اتوبوس و تاكسي به منظور ترددهاي داخل يا خارج شهري اطمينان بخشتر است.

2_ درصورت استفاده از خودروهاي شخصي وضعيت و حركات راننده را زير نظر بگيريد و در صورت مشاهده هرگونه حركت مشكوك از خودرو پياده شويد و از ماموران نيروي انتظامي و يا مردم استمداد بطلبيد.

3_ درصورت استفاده از خودروهاي شخصي پيش از سوار شدن وضعيت داخل آن مانند دستگيره باز و بستن درها و دستگيره شيشه بالابر و ... را بررسي كنيد و در صورت مشاهده موارد مشكوك از خودرو پياده شويد و يا به خاطر سپردن شماره پلاك رنگ و مشخصات آن نيروي انتظامي را مطلع كنيد.

4_ درصورت استفاده از خودروهاي شخصي، درميان راه از قبول هرگونه خوردني، نوشيدني و ... از راننده و سرنشينان خودداري كنيد.

5_ هنگام استفاده از خودروهاي شخصي درصورت مشاهده تغيير مسير، بیتفاوت نباشيد و به راننده تذكر دهيد.

6_ براي رفت و آمد به مناطق حاشيه اي و خلوت شهر، بهتر است از وسائط نقليه عمومي  استفاده كنيد.

7_ توصيه میشود شبها از سوار شدن به خودروهاي شخصي براي تردد اجتناب كنيد.

8_ شب هنگام و صبح زود در اطراف پايانه هاي مسافربري (ترمينال ها) و ورودي شهر از خودروهاي شخصي مسافركش استفاده نكنيد.

9_ از سوار شدن به خودروهاي شخصي كه داراي راننده و سرنشين جوان و مشكوك هستند خودداري كنيد.

10_ در صورت قرار دادن وسائل خود در صندوق عقب خودرو اندكي صبر كنيد و پس از پياده شدن راننده از خودرو خارج شويد.

11_ درصورت استفاده از خودروهاي شخصي زيورآلات، اشياء قيمتي و وجوه نقدي خود را در معرض ديد راننده و سرنشينان آن قرار ندهيد.

12- شما خواهر دانشجو حتما” به همراه چندنفر ديگر و بصورت جمعي از وسائط نقليه استفاده نمائيد.

-         در صورتي كه احساس كرديد توسط فرد يا افرادي تحت نظر قرار داريد خود را به اماكن شلوغ و داراي نور مناسب برسانيد و هميشه درب اتاق و پنجره هاي خود را قفل نموده و شماره تلفنهاي اضطراري را به همراه داشته باشيد.

-         هنگامي كه افرادي براي پرسيدن موضوعي يا درخواست پول شما را متوقف مي كنند مراقب باشيد و هنگام پاسخ دادن بين خودتان و او فاصله ايجاد كنيد.

-         اگر مورد سرقت واقع شديد مقاومت نكنيد بويژه هنگامي كه سارق مسلح باشد.

-         اگر احساس كرديد كسي شما را تعقيب مي كند از عرض خيابان عبور كنيد تا دريابيد هنوز به دنبال شما هست يا خير؟

-         هنگام خروج از منزل به اتومبيلهاي متوقف شده و سرنشينان آنها توجه داشته باشيد و درصورت مشكوك بودن شماره اتومبيل را يادداشت وبه ماموران اعلام نمائيد.
 

7- سارق كيست؟

1-             هويت ظاهري سارق: سارق فردي است كه از نظر خلقت و شكل ظاهري با افراد ديگر جامعه تفاوت ندارد و همين خصوصيات اجازه ادامه حيات در بين اجتماع را به او داده است.

2-                 هويت دروني سارق با احساس دروني سارق نشات گرفته از صنعت شيطاني اوست كه همواره حاصل دسترنج ساليان متمادي مردم را كه با زحمت براي رفاه خانواده خود فراهم شده يك شبه به تاراج و چپاول برده و گاه آسايش و امنيت روحي و رواني و مادي خانواده را تا مرز نابودي سوق ميدهد.

3-    هويت واقعي سارق: سارق جاندار درنده اي است كه برخلاف ديگر جانداران با سوءاستفاده از هويت انساني خود دست به اهداف شوم ميزند.

رعايت فرمائيد:

توجه شما را به رعايت نكات ايمني زير جلب مي نمائيم:

1ـ در هنگام ترك منزل حتما” درب ورودي و خروجي و نقاط قابل نفوذ سارقين شامل 1ـ دربها 2ـ پنجره ها 3ـ روشنايي حياط خلوت را با استفاده از روش مناسب مانند نسب دزدگير، حفاظ و ... مسدود نمائيد.

2- در هنگام ترك منزل به قصد مسافرت و يا ميهماني حتي المقدور منزل خود را به همسايگان مجاور و قابل اطمينان بسپاريد.

3-درصورتي كه منزل شما جنب خرابه يا ساختمان در حال احداث قرار دارد از حفاظ بلند استفاده نمائيد و مسئولين و كارگران ساختمان مربوطه سفارش لازم داده شود.

4-خودرو را بدون سرنشين براي لحظه اي با درب باز ترك ننمائيد.

5-از گذاشتن وجه نقد و مدارك و اوراق بهادار و طلاجات در داخل خودرو جدا” خودداري نمائيد.

6-از پاركينگ براي پارك وسايط نقليه استفاده نمائيد در غيراينصورت وسيله نقليه خود را به قفل پدال و قفل و زنجير، دزدگير و ... مجهز نمائيد.

مواظب باشيد:

1-سارقين جيب بر با شگردهاي خاص در مراكز شلوغ و پرتردد مانند صف اتوبوس، داخل اتوبوس، ترمينالها و ... افرادي كه پول زياد يا طلاجات همراه دارند را شناسائي و دريك فرصت مناسب اقدام به سرقت آنها مي نمايند.

2-سارقين كيف قاپ: افرادي كه پول زياد همراه دارند در جلوي بانك يا صرافيها و ... مورد شناسائي قرار ميگيرند و پس از تعقيب در يك فرصت مناسب كيف آنها ربوده ميشود از حمل پول زياد بدون رعايت نمودن اصول حفاظتي و ايمني جدا” خودداري نمائيد.

3-چك جهت تسهيل و تسريع در امور بانكي و داد و ستد در اختيار افراد حقوقي و حقيقي قرار مي گيرد كه گاهي مورد سوءاستفاده افراد خلافكار و سارق قرار مي گيرد و درصورت داد و ستد با افراد غريبه و مظنون حتما” شماره تلفن مورد اطمينان اخذ نمائيد تا دچار مشكل نشويد.

 

8 – امنيت درخارج از منزل

-         هميشه هوشيار و مراقب باشيد

-         از هدفون استفاده نكنيد چرا كه حواس شما را از حوادث اطرافتان منحرف مي كند

-         هنگام شب از مسيراي داراي نور مناسب عبور كنيد

-         سعي كنيد محل پول و اشياء مهمتان را كسي نداند.

-         هرگز اطلاعات كارت اعتباري و رمز محرمانه را پشت كارتها ننويسيد

-         درصورت گم شدن دسته چك و يا كارت اعتباري سريعا” مراتب را به بانك مربوطه اطلاع دهيد

-         حضور در جمع و مسافرت با دوستان ضريب امنيت فردي را افزايش مي دهد.

-         در صورتي كه به مقتضاي شغلي مجبور به حمل و نقل پول يا اسناد مهم مي باشيد از همراهي افراد مطمئن كمك بگيريد.

-         درصورت وقوع هرگونه خطر با استفاده از ليست تلفنهاي ضروري كه در اختيار داريد با نزديكترين شعبه امداد تماس بگيريد.

-         در صورت وقوع هرنوع جرائم از قبيل سرقت، تجاوز و ... از دست زدن به هرگونه جزئيات صحنه خوددارين مائيد.

-         اجازه دهيد ديگران (دوستان مطمئن) بدانند كجا مي رويد و هرگز فرض نكنيد برايتان اتفاقي رخ نمي دهد.

-         براي مصون بودن از شرارت و مزاحمتهاي افراد ناباب در محيط دانشگاه، خوابگاه يا محل سكونت خود مسئولين را در جريان مزاحمتها يا جرائم آنان قرار دهيد.


 

9- ارتباط با ما

-         اگر مشكلي در دانشگاه يا اطراف آن رخ داده و علاقه داريد گزارش كتبي بدهيد به موارد ذيل توجه فرمائيد.

-          خلاصه اي از آنچه رخ داده است؟

-         حادثه كجا اتفاق افتاده است؟

-         مشخصات افراد دخيل در موضوع چه بوده است؟ (جنس، نژاد، سن، رنگ، قد، وزن، اندازه، مو، موي ضرورت هرگونه آثار مشكوك چون خال كوبي، اثر زخم و...)

-         مشخصات خودرو درگير در حادثه (رنگ، نوع ماشين، مدل شماره پلاك و ...)


 

10- روشهاي افزايش كنترل خويشتن

-         سعي كنيد مضطرب و وحشت زده نشويد

-         در مقابل افرادي كه قصد آزار و اذيت شما را دارند قيافه آرام و مطمئن شما مي تواند در دل طرف مقابل اضطراب ايجاد كند.

-         هرگز بخاطر مسائل و چيزهاي كوچك خود را به خطر نياندازيد

-         با تفكر مي توان برخود مسلط شد

-         با تسلط برخود مي توان در خطرات، زندگي خود و اطرافيان را نجات داد

-         ”تسلط برخود“ قدرتي است كه مي توان آنرا با تمرين ايجاد كرد (براي كساني كه فكر مي كنند برخود تسلطي ندارند توصيه مي شود به دفاتر مشاوره دانشجويي مراجعه كنند)

-         استعمال دخانيات براي تفريح هم مناسب نيست. بسياري از افرادي كه در دام اعتياد افتاده اند ابتدا همين مسير را طي كرده اند.

-         مواد مخدر آرزوها را ميكشد، اعتياد راه حل مشكلات نيست.


 

11- چگونه توانائي هاي فردي خود را ارتقاء دهيم

-         در دوره هاي كمكهاي اوليه شركت كنيد

-         شنا ياد بگيريد

-         تاحدودي با لوازم اطفاء حريق و انواع حريق آشنايي داشته باشيد

-         مكالمه يك زبان خارجي (بويژه انگليسي) را فرا گيريد

-         ورزش كنيد

-         براي فرا گرفتن حداقل يك هنر همت گماريد

-         با كامپيوتر آشنا شويد و از اين تكنولوژي بي كران استفاده كنيد

-         دانشگاهها، كتابخانه، مراكز علمي، مجلات تخصصي و ... را بشناسيد

-         اگر توانستيد با اساتيد معتبر خارج از كشور در مورد علائق علمي خود مكاتبه كنيد

-         حرف دلتان را در خلوت خود با خدا نجوا كنيد به آرامش وصف ناپذير برسيد

-         هنر ”گوش كردن“ را بياموزيد چرا كه بشر بيشتر دانسته هاي خود را مديون اين حس خود ميباشد.

-         از قوانين و مقررات موضوعه از سوي مديريت دانشگاه آگاهي داشته باشيد و به آنها عمل نمائيد.